اما علاج به تفصیل آن است که نگاه کند تا تکبر چه می کند؟ اگر به سبب نسب همی کند، باید که نسب خویش بداند که حق تعالی بیان کرده است و گفته، «و بدا خلق الانسان من طین، ثم جعل من سلاله من ما مهین» گفت، «اصل تو از خاک است و نسب از نطفه، پس نطفه پدر است و خاک جد». و از این دو خوارتر نیست. اگر گویی آخر پدر اندر میان است، میان تو پدر تو نطفه و علقه و مضغه و بسیاری رسواییهاست. چرا اندر این ننگری؟ و عجبتر آن که پدرت اگر خاک بیختی یا حجامی کردی تو از وی ننگ داشتی که او دست به خاک و خون کرده است و تو خود از خاک و خونی چرا فخر همی کنی؟
و چون این بشناختی، مثل تو چون کسی بود که پندارد علوی است. دو گواه گواهی دهند که او بنده است و فرزند فلان حجام است و وی را روشن گردانند که چنین است، چون این بدانست دیگر تکبر نکند و نیز نتواند کرد. و دیگر آن که هر که به نسب نازد به دیگری نازنده بود و فضل باید که در تو باشد که اگر از بول آدمی کرمی خیزد وی را فضل نبود بر کرمی که از بول اسب خیزد.
و اگر کبر به سبب جمال می کند، باید که هر که به جمال خویش فخر می کند اندر باطن خویش نگرد تا فضایح بیند و نگاه کند که اندر شکم وی و اندر مثانه وی و اندر رگ وی و اندر بینی وی و گوش وی و اندر همه اعضای وی چه رسوایی است که هر روز به دست خویش بشوید از خویشتن که نه طاقت آن دارد که آن به چشم بیند و بوی آن بشنود و همیشه حمال آن است. و آنگاه کند که آفرینش وی از خون حیض و نطفه است و به راه گذر بول گذرد تا اندر وجود آید.
طاووی یکی را دید که همی خرامید. گفت، «این رفتن کسی نیست که داند که اندر شکم خود چه دارد». و آدمی اگر یک روز خویشتن نشوید همه مزبله ها از وی پاکیزه تر باشد. و اندر مزبله هیچ پلیدتر از آن نیست که از وی بیفتد. و آنگاه جمال صورت وی نه به وی است تا بدان فخر کند و زشتی دیگران بدیشان نیست که بر ایشان عیب کند و جمال وی نیز اعتماد را نشاید که به یک بیماری تباه گردد و آبله وی را از همه زشت تر بکند. بدین ضعیفی کبر نشاید آورد.
اما آن که تکبر به قوت کند. اندیشه کند که اگر یک رگ از وی به در خیزد هیچ کس از وی عاجزتر نباشد و اگر مگسی چیزی از وی اندر رباید از وی عاجز آید. و اگر پشه ای اندر گوش وی شود عاجز شود و بیم آن بود که هلاک شود. و اگر خاری در پای وی شود برجای بماند و آنگاه اگر بسیاری قوت دارد گاو و شیر و پیل از وی قوی تر بود و چه فخر به چیزی که گاو و خر اندر آن سبقت دارد؟
اما اگر تکبر به توانگری و چاکر و غلام و به ولایت سلطان کند، این همه چیزی بود که از ذات وی بیرون بود. اگر مال دزد برد و وی را از ولایت عزل کنند به دست وی چه باشد؟ و آنگاه بسیار جهود بود که مال بیشتر از وی دارد و بسیار بی عقل بود چون ترک و کرد و اجلاف که ده چند او ولایت دارد.
و در جمله هر چه با تو نبود از تو نبود و هر چه از تو نبود تکبر و فخر بدان زشت بود. این همه عاریت باشد و از این هیچ چیز به تو نیست و آنچه از جمله این اسباب به وی تکبر توان کرد اندر ظاهر، علم و عبادت است و علاج این دشوارتر است که این کمالی است و علم نزد خدای تعالی عزیز و عظیم است و از صفات حق تعالی است، پس دشوار بود بر عالم که به خویشتن التفات نکند و این به دو وجه آسان شود.
وجه اول آن که بداند که حجت بر عالم عظیم تر است و خطر وی بیشتر است که از جاهل کارها فرو گذارند و از عالم فرونگذارند و جنایت عالم فاش تر. و اخباری که اندر خطر عالم آمده است تامل بباید کرد که اندر قرآن حق تعالی عالم را که اندر علم مقصر بود به خری ماننده می کند و می گوید، «خرواری کتاب در پشت دارد. کمثل الحمار یحمل اسفارا» و جای دیگر به سگ ماننده می کند و همی گوید، «کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث، او تترکه یلهث» یعنی اگر داند و اگر نداند طبع خویش نگذارد و از سگ و خر چه خسیس تر بود؟
و به حقیقت هر که اندر آخرت نجات نخواهد یافت، جمله جمادات از وی فاضلتر تا به حیوانات چه رسد. و بدین بود که از اصحاب یکی همی گفت: کاشکی من مرغی بودمی و یکی همی گفت: کاشکی گوسفندی بودمی. پس خطر خاتمت اگر بداند پروای تکبر نبود. تا اگر کسی بیند از خویشتن جاهل تر، گوید: وی ندانست، اندر معصیت معذور است و وی از من بهتر. و اگر کسی بیند که از وی عالم تر بود، گوید: وی چیزی داند که من ندانم و وی از من بهتر. و اگر پیری را بیند گوید: وی حق تعالی را طاعت از من بیش کرده است و وی از من بهتر و اگر کودکی را بیند گوید: من گناه بسیار دارم، او هنوز کودک است و چندان که من گناه ندارد و از من بهتر است، بلکه اگر کافری را بیند تکبر نکند و گوید: باشد که مسلمان شود و عاقبت نیکو یابد و مرا خاتمت کفر بود. چه بسیار کس عمر را دید پیش از اسلام که بر وی تکبر کرد و آن تکبر اندر علم تعالی خطا بود. پس چون بزرگی اندر نجات آخرت است و آن غیب است، باید که هر کسی به خوف آن مشغول باشد تا به تکبر نپردازد.
وجه دوم آن که بداند که کبر خدای را رسد و بس. هر که با وی منازعت کند خدای وی را دشمن دارد که هر کسی را گفت که تو را نزدیک من قدر آن وقت بود که تو خود را قدر نشناسی. پس اگر عاقبت خویش همی داند که سعادت خواهد بود به مثل، بدین معرفت هم کبر از وی بشود. و بدین سبب بود که انبیا(ع) متواضع بودند که دانستند که حق تعالی کبر را دشمن دارد.
و اما عابد باید که بر عالم اگر چه عابد نبود، تکبر نکند و گوید که باشد که علم شفیع وی باشد و سییات وی محو کند و رسول(ص) همی گوید، «فضل عالم بر عابد چون فضل من است بر یکی از اصحاب من، و اگر جاهل باشد و حال وی مستور باشد گوید: بود که او خود از من عابدتر است و خویشتن مشهور نکرده است و اگر مفسدی باشد گوید: بسیار گناه است که بر دل من رود از وسواس و خواطر که آن از فسق ظاهرتر بود و باشد که اندر باطن گناهی است که من از آن غافلم که همه عمل بدان حبطه شود، واندر باطن وی خلقی نیکوست که گناهان وی کفارت کند، بلکه باشد که وی توبه کند و خاتمت نیکو یابد و بر من خطا رود که ایمان به در مرگ اندر خطر افتد. و اندر جمله چون روا باشد که نام وی به نزد حق تعالی از اشقیا بود تکبر کردن از جهل است. و از این سبب است که بزرگان و علما و مشایخ همیشه متواضع بوده اند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی دلایل و تبعات تکبر و فخر فروشی انسانها صحبت میکند. نویسنده تأکید میکند که انسان باید به اصل خود که از خاک و نطفه است توجه کند و از این نظر، مباهات به نسب یا جمال خود را زشت میداند. او ذکر میکند که اگر فردی از قدرت یا ثروت خود فخر کند، باید بداند که همه اینها عاریهای است و در لحظهای میتوانند از او گرفته شوند. همچنین، نویسنده به عالم و عابد توصیه میکند که از تکبر دوری کنند و بدانند که علم و عبادت اگرچه ارزشمند است، نباید موجب غرور شود. در نهایت، تفکر در مضرات تکبر و توجه به خطر عاقبت نیکو، راهی برای رهایی از این صفت زشت معرفی میشود.
هوش مصنوعی: برای درمان مساله تکبر، باید به این نکته توجه کنیم که تکبر چه نتایجی دارد. اگر کسی به واسطه نسب خود مغرور است، باید بداند که خداوند در قرآن فرموده است که «آفرینش انسان از خاک است و سپس از نطفهای ناپاک». یعنی اصل و نسب او از خاک و نطفه است و هیچ چیز از این دو خوارتر نیست. اگر کسی بگوید که پدرش در میان است، باید توجه کند که پدرش هم از نطفه و مراحل ناپسند دیگر تشکیل شده است. چرا به این موضوع ننگین نمینگرد؟ و جالبتر این است که اگر پدرش خاکی را برداشت یا عمل حجامت انجام داد، او از این کار ننگ میبرد، در حالی که خودش نیز از خاک و خون است، پس چرا باید به خود فخر کند؟
هوش مصنوعی: زمانی که به این حقیقت پی بردی، حالا تو مثل کسی هستی که فکر میکند از خانوادهای مهم و برجسته است. دو نفر گواهی میدهند که او یک فرد عادی است و فرزند یک حجام ساده است و او را متوجه میسازند که واقعاً چنین است. وقتی او این را فهمید، دیگر نمیتواند متکبر باشد و همچنین احساس تکبر هم نمیکند. همچنین، افرادی که به نسب خود افتخار میکنند، باید به خود فضیلت افزوده داشته باشند؛ چون اگر دانهای از بدن یک انسان به وجود بیاید، آن دانه از نظر ارزش و خوبی با دانهای که از بدن اسب به وجود میآید، یکی نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر زیباییاش دچار تکبر شود، باید در درون خود نگاهی عمیقتر بیندازد و عیبها و رسواییهای خود را ببیند. او باید به عضلات، رگها، شکم و دیگر اجزای بدنش توجه کند و متوجه شود که چه چیزهای ناخوشایندی در او وجود دارد که هر روز باید آنها را پاک کند، درحالیکه تحمل دیدن یا بوییدن آنها را ندارد. همچنین، باید به یاد داشته باشد که وجود او از خون و نطفه شکل گرفته و از راههایی که نامناسب به نظر میآید، به زندگی آمده است.
هوش مصنوعی: طاووس مشاهده کرد که یکی با افتخار و ناز راه میرود و به او گفت: «این نوع راه رفتن از آن کسی نیست که بداند درون خود چه دارد». همچنین انسان اگر یک روز خود را در آیینه نگاه نکند، میتواند بداند که ممکن است از هر چیزی دیگر، کثیفتر باشد. در واقع، هیچ چیز به اندازه زشتیهایی که از آنها دور میافتد، پلید نیست. زیبایی ظاهری فرد برای او نیست که بر دیگران فخر کند، و زشتی دیگران نیز نمیتواند عیب او را بپوشاند. جمال و زیبایی انسان نیز چنانچه با یک بیماری کوچک از بین برود، ارزشی نخواهد داشت. بنابراین، به خاطر چنین ضعفی، انسان نمیتواند متکبر باشد.
هوش مصنوعی: کسی که به خود مغرور است باید بیندیشد که اگر حتی یک رگ از بدنش از کار بیفتد، هیچکس عاجزتر از او نخواهد بود. همچنین، اگر مگس یا پشهای مزاحمش شود، به شدت آزار میبیند و حتی ممکن است به خطر بیفتد. اگر خاری به پایش برود، تحملش دشوار میشود. در حالی که ممکن است احساس قدرت کند، اما حیواناتی مانند گاو و شیر و فیل از او قویتر هستند. بنابراین، چه فخر و مباهاتی میتواند داشته باشد هنگامی که حتی حیواناتی سادهتر از او در برخی موارد از او برترند؟
هوش مصنوعی: اگر فردی به خاطر ثروت و مقام خود به دیگران تکبر کند، در واقع آنچه از او ظاهر میشود تنها نمایی از خود اوست. اگر مالی که به ناحق به دست آمده، از او گرفته شود و از مقامش برکنار شود، چه سودی برای او باقی میماند؟ در این صورت، او به شخصی میماند که حتی کسی چون یهودی، که ثروت بیشتری از او دارد، میتواند او را سرزنش کند؛ در حالی که او به تنهایی در مقام نادانی و جهل قرار دارد.
هوش مصنوعی: در این جمله آمده است که هر چیزی که مربوط به تو نیست، از آن تو نیست و بر توست که نسبت به آن احساس تکبر و فخر نکنی، زیرا همه اینها موقتی و عاریهای است و هیچ چیز حقیقی متعلق به تو نیست. اگرچه ممکن است در ظاهر به واسطه علم و عبادت بر کسی فخر کنی، اما این کار دشوار است. علم در نظر خداوند بسیار ارزشمند و محترم است و از ویژگیهای الهی به شمار میآید. بنابراین، برای عالمی که به علم و دانش خود میبالد، مشکل است که به خود نپردازد. اما این مشکل میتواند به دو روش قابل حل باشد.
هوش مصنوعی: نخستین نکته این است که باید درک کرد عالم بودن مسئولیتهای بزرگتری به همراه دارد و خطرات بیشتری متوجه کسی است که از عالم بودن خود استفاده نکند. اگر عالم از انجام وظایفش غافل شود، جنایت او آشکارتر خواهد بود. در قرآن آمده است که خداوند، عالمی را که در علم کوتاهی کرده به خر تشبیه میکند و میفرماید که او مانند خری است که بار بسیاری از کتابها بر پشت دارد. همچنین در اشارهای دیگر، به فردی که مانند سگ رفتار میکند، میگوید که او چه فرقی میکند که بداند یا نداند. در نهایت، اگر عالمی از علم خود بهرهبرداری نکند، چه فرقی میان او و حیواناتی مثل سگ و خر وجود دارد؟
هوش مصنوعی: در حقیقت، هر کسی که در آخرت نجات نیابد، از تمام موجودات بیجان و حتی حیوانات پایینتر است. در این زمینه، یکی از یاران میگفت: ای کاش من یک پرنده بودم و دیگری میگفت: ای کاش من یک گوسفند بودم. اگر کسی از خطر پایان کار خود آگاه باشد، دیگر به خودبینی مبتلا نخواهد شد. زیرا اگر فردی کسی را ببیند که از خودش نادانتر است، میگوید: او نادان است و در گناهش معذور است و او از من بهتر است. اما اگر کسی را ببیند که از او داناتر است، میگوید: او دانستههایی دارد که من نمیدانم و او از من بهتر است. همچنین اگر بزرگسالی را ببیند، میگوید: او اطاعت بیشتری از خداوند دارد و او از من بهتر است. اگر هم کودک را ببیند، میگوید: من گناهان زیادی دارم ولی او هنوز کوچک است و نسبت به من گناهان کمتری دارد و از من بهتر است. حتی اگر کافری را ببیند، متکبر نمیشود و میگوید: شاید او مسلمان شود و پایان خوبی داشته باشد و من به کفر خود پایان مییابم. بسیاری از کسانی که قبل از مسلمان شدن، به خود میبالیدند، در حقیقت در علم خداوند دچار خطا بودند. بنابراین چون نجات در آخرت وابسته به بزرگی است و این موضوع غیبی است، باید هر فردی به ترس از آن مشغول باشد تا از خودبینی دوری کند.
هوش مصنوعی: برای اینکه انسان به تواضع برسد، باید بداند که تکبر فقط برای خداوند است و بس. هر کسی که به خداوند بخواهد رقابت کند، مورد دشمنی خدا قرار میگیرد. اگر کسی به خود بگوید که در نزد خداوند ارزش و مقامی دارد، در حقیقت خود را ناچیز میسازد. بنابراین، اگر کسی به درستی بفهمد که به سعادت و خوشبختی خواهد رسید، این آگاهی موجب میشود که از کبر دوری کند. به همین دلیل است که پیامبران (ع) انسانهای متواضعی بودند؛ زیرا میدانستند که خداوند با کبر ورزی دشمنی دارد.
هوش مصنوعی: عابد باید بر عالمان خود را متکبر نکند، حتی اگر خود عابد نباشد، زیرا ممکن است علم آن عالم شفیع او شود و گناهانش را پاک کند. رسول(ص) میفرماید: "برتری عالم بر عابد مانند برتری من بر یکی از شاگردانم است." اگر کسی جاهل باشد و حال او پنهان باشد، عابد ممکن است فکر کند او در حقیقت از او عابدتر است و خود را مشهور نکرده. اگر آن فرد مفسد باشد، عابد باید بداند که احساس گناه و وسوسهها از این بیشتر نگرانکنندهاند. ممکن است در باطن گناهانی باشد که او از آنها غافل است و تمام اعمالش را تباه کند. در عوض، ممکن است کسی در باطن نیکو باشد و گناهانش مورد بخشش قرار گیرد، بلکه ممکن است توبه کند و پایان نیکی را بیابد. از این رو، عابد باید متوجه باشد که نامش در بارگاه الهی ممکن است از بدبختان باشد و تکبر او از جهل او ناشی میشود. این دلایل موجب شده که بزرگان، علما و مشایخ همیشه متواضع باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.