بخش ۷۶ - پیدا کردن علاج بیماری دل به ریا
بدان که این بیماری و علاج این واجب است و جز به جدی تمام علاج نپذیرد که این علتی است با مزاج دل آدمی آمیخته و اندر وی راسخ شده. علاج دشوار پذیرد و سبب صعوبت این بیماری آن است که آدمی از کودکی باز مردمان را می بیند که رو و ریا با یکدیگر نگاه می دارند و خود را اندر چشم یکدیگر همی آرایند و همه شغل ایشان یا بیشتر آن باشد و این طبع اندر دل کودک رستن گیرد و هر روز زیادت همی شود تا آنگاه که عاقلی تمام شود و بداند که این کار زیانکاران است و آن عادت غالب شده باشد و محو کردن آن دشوار گشته باشد. و هیچ کس از این بیماری خالی نباشد و این مجاهدت فرض عین همه خلق است و اندر معالجت دو مقام است: یکی طلب مسهل که مادت این از باطن ببرد و قلع کند و این مرکب است از علم و عمل:
اما علمی آن است که ضروری بشناسد که آدمی آنچه کند از آن کند که وی را لذتی باشد در وقت. چون شناسد که ضرر آن اندر عاقبت به درجه ای است که طاقت آن ندارد دست بداشتن بر وی سهل شود، چنان که بداند که در انگبین زهر قاتل است و اگرچه بر وی حریص بود از وی حذر کند. و اصل ریا اگرچه بر جمله با دوستی جاه و منزلت آید، ولیکن سه بیخ دارد: یکی دوستی محمدت ثنا، دوم بیم نکوهیدن و مذمت، سیم طمع اندر مردمان. و برای این بود که اعرابی رسول را گفت که چه گویی در مردی که جهاد کند برای حمیت یا برای آن که مردی وی را ببیند یا حدیث وی کنند؟ رسول (ص) گفت، «هرکه جهاد بدان کند تا کلمه توحید غالب شود وی اندر راه حق تعالی است» و این همه اشارت به طلب ذکر و ثنا و بیم مذمت است. و رسول (ص) گفت، «هرکه غزا کند تا زانوبند شتری به دست آرد وی را جز آن نیست از غزا که نیت کرده است».
پس حاصل ریا از این سه اصل آید. اما شره ثنای خلق باید که بشکند بدان که بیندیشد از فضیحتی خویش اندر قیامت که بر سر ملا منادی کنند، «یا مرایی یا فاجر یا گمراه! شرم نداشتی که طاعت حق تعالی به حدیث مردمان بفروختی و دل خلق نگاه داشتی و به رضای خالق باک نداشتی و دوری از حق تعالی اختیار کردی تا به خلق نزدیک شوی و قبول خلق از قبول حق دوست تر داشتی و به مذمت خالق رضا دادی با ثنای خلق؟ هیچ کس نزدیک تو از حق تعالی خوارتر نبود که رضای همه بجستی و به خط وی باک نداشتی؟» چون عاقل از این فضیحت بیندیشد داند که ثنای خلق بدین قیام نکند خاصه که باشد که آن طاعت که همی کند سبب رجحان کفه حسنات خواهد بود، چون به ریا تباه گردد سبب رجحان کفه سیئات شود. اگر این ریا نکردی رفیق انبیاء و اولیاء خواستی بود. اکنون بدین ریا اندر دست زبانیه افتاد و رفیق مهجوران شد. و این همه به رضای خلق کرد و رضای خلق هرگز خود حاصل نیاید که تا یکی خشنود شود دیگری ناخشنود گردد. و اگر یکی ثنا گوید یکی مذمت کند. و آنگاه اگر همه ثنا گویند به دست ایشان نه روزی وی است و نه عمر وی و نه سعادت دنیا و سعادت آخرت. جهلی تمام بود که دل خود اندر حال پراکنده کند و اندر خطر عقاب و مقت افکند برای چنین غرض. و امثال این باید که بر دل خود تازه همی دارد.
و اما طمع را بدان که گفته ایم اندر کتاب دوستی مال علاج کند و با خویشتن تقدیر کند که این طمع وفا نکند و اگر کند با مذلت و منت بود و رضای حق تعالی فوت شود به نقد و دلهای خلق مسخر نشود الا به مشیت حق تعالی، چون رضای حق تعالی حاصل کند وی دلها را خود مسخر وی گرداند. و چون رضای حق تعالی حاصل نکند، فصیحتی وی آشکارا شود و دلها نیز نفور گردد، و اما علاج مذمت بدان کند که با خویشتن گوید که اگر به نزدیک حق تعالی ستوده بود نکوهش خلق وی را زیان ندارد و اگر نکوهیده بود ثنای خلق هیچ سود ندارد و اگر راه اخلاص گیرد و دل از پراکندگی خلق پاک دارد، همه دلها را حق تعالی به دوستی وی آراسته کند و اگر نکند خود زود بود که ریا و نفاق وی بشناسند و آن مذمت که از آن همی ترسد به وی رسد و رضای حق تعالی فوت شود و چون دل حاضر کند و یک همت و یک اندیشه شود، اندر اخلاص و از مراعات دل خلق خلاصی یابد، انوار به دل وی پیوسته شود و لطایف و مدد عنایت متواتر شود و راه حلاوت و لذت آن بر وی گشاده شود.
اما علاج عملی آن بود که خیرات و طاعات خویش را همچنان پنهان دارد که کسی فواحش و معاصی پنهان دارد تا عادت کند به قناعت کردن اندر طاعت کردن به علم حق تعالی و این اندر ابتدا دشوار بود، ولیکن چون جهد کند بر وی آسان شود و لذت اخلاص و مناجات بیابد و چنان شود که اگر خلق نیز بینند وی خود از خلق غافل باشد.
مقام دوم تسکین خاطر ریاست، چون خاطر ریا پدید آید اگرچه به مجاهدت چنان کرد که طمع از مال خلق و از ثنای خلق ببرید و همه اندر چشم وی حقیر شد، ولیکن شیطان اندر میان عبادت خاطرهای ریا اندر پیش آوردن گیرد: اول خاطر آن بود که بداند که کسی را اطلاع افتاد یا امید آن است که اطلاع افتد. دوم رغبتی باشد که اندر نفس پدید آید که بداند که وی را منزلتی بود نزدیک ایشان. سیم قبول این رغبت بود تا عزم کند که تحقیق گرداند و جهد باید کرد تا اول خاطر را دفع کند و بگوید که اطلاع خلق چه کنم که خالق مطلع است و مرا اطلاع وی کفایت است و کار من به دست خلق نیست. اگر خاطر دوم اندر رغبت قبول بجنبد آنچه از پیش برخویشتن تقدیر کرده است با یاد آورد که قبول ایشان با رد و مقت حق تعالی چه سود تا از این اندیشه کراهیتی پدید آید اندر مقابله آن رغبت، پس آن شهرت وی را به قبول خلق همی خواند و این کراهیت وی را منع همی کند. و آن که غالب وی کراهیت بود، نفس مطیع وی گردد، پس اندر مقابله آن سه خطر سه کار دیگر باشد:
یکی معرفت آن که در لعنت و سخط حق تعالی خواهد بود، دوم کراهیتی که از این معرفت تولد کند، سیم بازایستادن و دفع کردن خاطر ریا را و باشد که شهوت ریا چنان زحمت کند که اندر دل جای نماند معرفت و کراهیت را و فرا دیدار نیاید اگرچه پیش از آن بسیار بر خود تقدیر کرده باشد. و چون چنین بود دست شیطان را بود و این همچنان بود که خویشتن را بر حلم راست بنهد و آفت خشم با خویشتن تقدیر کند. چون فراآن وقت رسد خشم غلبه گیرد و همه فراموش کند و باشد که معرفت حاضر شود و بداند که همه ریاست ولیکن چون شهوت قوی باشد کراهیت پدید نباشد و باشد که کراهیت نیز بود ولیکن با آن شهوت برنیاید و دفع نتواند کرد و به قبول خلق میل کند و بسیار عالم بود که سخن همی گوید و همی داند که به ریا همی گوید و آن خسران وی است و توبه تاخیر همی کند. پس دفع ریا به مقدار قوت کراهیت باشد و قوت کراهیت به مقدار قوت معرفت بود و قوت معرفت به مقدار قوت ایمان بود و مدد این از ملایکه باشد و ریا به مقدار قوت شهوت دنیا باشد و مدد آن از شیاطین شده و دل بنده میان دو لشگر متنازع بود و وی را به هریکی شبهتی است. چون یک شبهه بر وی غالبتر بود، اثر وی را قابلتر بود و میل به وی بیش کند و این شبهه از پیش فراگرفته باشد، که بنده پیش از نماز با خویشتن چنان کرده بود که اخلاق ملایکه بر وی غالبتر باشد یا چنان که اخلاق شیاطین بر وی غالبتر باشد، پس اندر میان عبادت چون خاطر ریا اندر رسد آن پدید آمدن گیرد. و تقدیر ازل و رای این همه وی را همی تازند تا بدانجا که نصیب وی آمده است از قسمت ازلی از غلبه شبهه ملایکه یا شبهه شیاطین.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره بیماری ریا و راههای درمان آن است. نویسنده توضیح میدهد که ریا، که به معنای عمل کردن برای جلب توجه و تأیید دیگران است، از دوران کودکی بهتدریج در افراد ریشه میدوید. برای درمان این بیماری، دو مرحله وجود دارد:
1. **طلب مسهل**: فرد باید بداند که ریا به ضرر اوست و نیاز به تلاش و علم دارد تا بتواند از آن دوری کند.
2. **عمل به اخلاص**: باید اعمال خیر را پنهانی انجام دهد تا به اخلاص عادت کند و از توجه دیگران دوری کند.
نویسنده همچنین اشاره میکند که ریا ناشی از سه دلیل اصلی است: میل به ستایش، ترس از نکوهش و طمع در دل دیگران. برای مقابله با این خطرات، فرد باید به یاد داشته باشد که رضایت خدا از علاقه و توجه دیگران مهمتر است. درمان ریا نیازمند تلاش دائم، شناخت و کراهت از عواقب اعمال ریاکارانه است. در نهایت، نویسنده تأکید میکند که ریا عامل انحراف از مسیر درست و سبب دوری از رضایت الهی است.
هوش مصنوعی: این بیماری و درمان آن بسیار مهم است و فقط با جدیت کامل درمان میشود، زیرا این مشکل با خُلق و روح انسان درهم آمیخته و در او ریشهدار شده است. درمان آن دشوار است و علت سختی این بیماری این است که انسان از کودکی میبیند که دیگران چگونه با تظاهر و رفتار دروغین خود را به نمایش میگذارند و تمام تلاش آنها یا بخش عمدهای از آن بر اساس همین ظاهر است. این طبع و رفتار در دل کودک شکل میگیرد و روز به روز بر شدت آن افزوده میشود تا زمانی که او به سن بلوغ میرسد و میفهمد که این رفتار زیانآور است، اما این عادت به شدت در او جا افتاده و از بین بردنش دشوار است. هیچکس از این بیماری معاف نیست و تلاش برای درمان آن بر همه انسانها واجب است. در درمان دو مرحله وجود دارد: یکی جستجوی دارویی است که ریشه این مشکل را از درون بزداید و این فرآیند نیازمند دانش و عمل است.
هوش مصنوعی: انسان باید بداند که هر کاری که انجام میدهد به خاطر لذتی است که در آن زمان از آن میبرد. اگر متوجه شود که این کار در آینده ضرر دارد و او نمیتواند آن را تحمل کند، در آن صورت دست کشیدن از آن کار آسانتر میشود. به عنوان مثال، اگر بداند که عسل ممکن است دارای زهر کشنده باشد، حتی اگر به آن وسوسه شود، از آن پرهیز خواهد کرد. همچنین، ریاکاری که در نهایت میتواند به دوستی با مقام و منزلت ختم شود، دارای سه ریشه است: یکی محبت و ثنای دیگران، دوم ترس از سرزنش و نکوهش، و سوم طمع به محبت مردم. به همین دلیل، یک اعرابی از پیامبر (ص) پرسید که نظرش درباره کسی که برای شهرت یا دیده شدن جهاد میکند چیست. پیامبر (ص) فرمود: «هر کس جهاد کند تا کلمه توحید غالب شود، او در راه خداوند است». این نشان میدهد که انجام کارها با نیت درست مهم است. همچنین، پیامبر (ص) گفت: «هر کس به دنبال غزا برود تا زانوی شتر را به دست آورد، جز نیت خود غزا چیزی نخواهد داشت».
هوش مصنوعی: حاصل ریا از سه اصل به وجود میآید. اما ستایش مردم باید شکسته شود، زیرا انسان باید به فضیحت خود در قیامت بیندیشد، وقتی که در میدان ملأ، به او میگویند: «ای ریاکار! ای فاجر! ای گمراه! آیا از شرم نداشتن خود نگران نبودی که طاعت خداوند را به خاطر نظر مردم فراموش کردی و دل مردم را بزرگتر از رضای خداوند دانستی؟» هیچکس نزدیکتر از خدا به تو نیست، اما تو به خاطر رضایت همه، رضایت خالق را ترک کردی. زمانی که انسان عاقل به این فضیحت فکر کند، میداند که ستایش مردم هیچ ارزشی ندارد، به ویژه که طاعات او باید سبب افزایش حسناتش باشد، اما وقتی به ریا آلوده شود، میتواند به سبب آن، گناهانش بیشتر شود. اگر این ریا را انجام نمیدادی، میتوانستی همپیمان انبیاء و اولیاء باشی، اما حالا به خاطر ریا، به همراه کسانی افتادی که درک و دور ماندند. این همه به خاطر رضایت مردم است که هرگز پایدار نخواهد بود؛ چون اگر یکی راضی باشد، دیگری ناراضی خواهد شد. حتی اگر همه ستایش کنند، نه روزی، نه عمر و نه سعادت دنیا و آخرت به دست نمیآید. خطای بزرگی است که دل خود را برای چنین هدفی در خطر عذاب قرار دهی. این تفکرات باید همیشه در دل نگه داشته شود.
هوش مصنوعی: طمع کردن برای کسب رضایت دیگران نتیجهای نخواهد داشت و اگر هم به آنچه میخواهیم برسیم، با ذلت و خفت خواهد بود. از دست دادن رضای خدا باعث میشود که دلهای مردم به ما جذب نشوند، مگر آنکه خدا بخواهد. وقتی رضایت خدا را جلب کنیم، او دلها را به سمت ما متمایل میکند. در غیر این صورت، عیبجویی ما به وضوح نمایان میشود و دلها از ما دوری میکنند. برای جلوگیری از سرزنش دیگران، باید این را در نظر داشته باشیم که اگر مورد ستایش خدا باشیم، انتقاد دیگران به ما آسیب نمیزند و اگر criticized شویم، ستایش دیگران به ما فایدهای نمیرساند. اگر در مسیری صادقانه حرکت کنیم و دلمان را از توجه به مردم پاک کنیم، خداوند دلها را به دوستیمان مزین میکند. در غیر این صورت، ریاکاری و نفاق ما به زودی مشخص خواهد شد و آن انتقادی که از آن میترسیم، به سوی ما خواهد آمد و باعث از دست رفتن رضایت خدا خواهد شد. بنابراین، اگر دلمان را آماده کنیم و با همه وجود به اخلاص بپردازیم و از توجه به دیگران دوری کنیم، نور و رحمت الهی به دلمان خواهد رسید و لذت و شیرینی این مسیر بر ما گشوده خواهد شد.
هوش مصنوعی: چاره عملی این است که انسان اعمال نیک و خیرات خود را همچون گناهان و کارهای زشت خود پنهان نگه دارد. این کار به او کمک میکند تا به قناعت در انجام امور خیر عادت کند و به شناخت واقعی پروردگار نائل شود. در ابتدا این کار دشوار به نظر میرسد، اما اگر تلاش کند کمکم برایش آسانتر میشود و لذت از خلوص نیت و دعا را تجربه میکند. به جایی میرسد که اگر دیگران هم او را ببینند، او از توجه به آنها غافل خواهد بود.
هوش مصنوعی: مقام دوم در آرامش خاطر رهبری زمانی است که ذهن انسان تحت تأثیر ریا قرار میگیرد. هرچند که انسان با تلاش خود میتواند از طمع به مال و ستایش دیگران پرهیز کند و همه چیز را در نظر خود حقیر کند، اما شیطان در حین عبادت ممکن است افکاری ریاکارانه به ذهن او بیاورد. اولین فکر این است که آیا کسی از اعمال او باخبر شده است یا اینکه امید دارد که دیگران از او آگاه شوند. دومین فکر شامل تمایل به شناخته شدن و داشتن مقام و منزلت نزد دیگران است. اگر انسان این تفکر را بپذیرد، باید کوشش کند تا اولی را کنار بزند و به خود بگوید که چه اهمیتی دارد که دیگران از او مطلع شوند، در حالی که خداوند او را میبیند و علم او برایش کافی است و کارش به دست خلق نیست. اگر دومی هم مورد توجه قرار گیرد، باید به یاد داشته باشد که پذیرش احترام و توجه دیگران در مقابل حق تعالی چه فایدهای دارد، و باید از این طرز فکر که باعث تنفر از ریا میشود بهره ببرد. در این صورت، شهرت و اعتبار او با پذیرش دیگران در تضاد خواهد بود و این تنفر او را از تمایل به ریا منع میکند. با غلبه بر این تنفر، انسان میتواند نفس خود را سرکوب کند و در مقابل این سه خطر، اقدامات دیگری را در پیش بگیرد.
هوش مصنوعی: شخصی که به شناخت حقیقت میرسد، باید سه مرحله را پشت سر بگذارد: اول، درک عواقب ناپسند بودن ریا نزد خداوند؛ دوم، احساس ناپسندی که از این درک به وجود میآید؛ و سوم، تلاش برای دوری از فکر ریا. گاهی ممکن است تمایل به ریا آنقدر قوی شود که در دل انسان جایی برای این شناخت و احساس ناپسندی باقی نگذارد و نتواند بر آن غلبه کند، حتی اگر قبلاً برای خود تصمیمات جدی گرفته باشد. وقتی این موج از روان به وجود میآید، شیطان بر او غلبه پیدا میکند و فرد در برابر احساساتش بیاختیار میشود. در آن لحظه، خشم بر او غلبه میکند و همه چیز را فراموش میکند و حتی اگر شناخت و آگاهی به او برگردد، باز هم ممکن است که به خاطر قدرت تمایلاتش نتواند از ریا دوری کند. برخی از افراد با وجود اینکه میدانند کلامشان ریاکارانه است، همچنان به آن ادامه میدهند و این برایشان زیانبار است. توبه آنها به تعویق میافتد. دوری از ریا به میزان قدرت احساس ناپسندی است و این احساس به اندازه شناخت فرد از حقیقت شکل میگیرد. این شناخت هم به میزان قوت ایمان او وابسته است. کمک از طرف فرشتگان به فرد در این زمینه برمیگردد و تمايلات ریا از سوی شیطان تأثیر میپذیرد. بنابراین دل انسان در میان این دو نیرو معلق میماند و هر کدام که بر او غالبتر شود، بر رفتار و افکار او تأثیر میگذارد. در واقع، اگر پیش از عبادت فرد به اخلاق فرشتگان نزدیکتر باشد، در عمل نیز تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت و برعکس. در وسط عبادت، اگر افکار ریا به سراغش بیاید، مشکل پیش میآید و اینها تبدیل به آزمونهایی میشوند که فرد با آنها دست و پنجه نرم میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.