بخش ۴ - پیدا کردن آن که خلق نیکو به دست آوردن ممکن است
بدا که گروهی گفته اند چنان که خلق ظاهر بنگردد از آن که آفریده اند، کوتاه دراز نشود به حیلت یا دراز کوتاه نشود و زشت نیکو نشود، همچنین اخلاق که صورت باطن است بنگردد و این خطاست. اگر چنین بودی، تادیب و ریاضت و پند دادن و وصیت کردن نیکو همه باطل بودی و رسول (ص) گفت، «حسنوا اخلاقکم خوی خویش را نیکو کنید». و این چگونه محال بود که مر ستور را از سرکشی با نرمی توان آورد. و صید وحشی را فراانس توان داشت.
و قیاس این برخلقت باطل است که کارها دو قسم است، بعضی آن است که اختیار آدمی را بدان راه نیست، چنان که از ازسته خرما درخت سیب نتوان کرد، اما از وی درخت خرما توان کرد، به ترتیب و نگاه داشتن و شروط آن. همچنین اصل خشم و شهوت ممکن نیست به اختیار آدمی ببردن، اما خشم و شهوت را به ریاضت با حد اعتدال آوردن ممکن است و این به تجربت معلوم است، اما در حق بعضی خلق دشوارتر بود و دشواری آن به دو سبب بود. یکی از آن که در اصل فطرت قوی تر افتاده بود و دیگر آن که مدتی دراز طاعت آن داشته بود.
و خلق اندر این به چهار درجه اند:
درجه اول آن که ساده دل باشد که هنوز نیک از بد نشناخته باشد، هنوز خوی فراکار نیک و بد نکرده بود، ولیکن بر فطرت اول است. و این نقش پذیر بود و زود صلاح پذیرد. وی را به کسی حاجت بود که تعلیم کند و آفت اخلاق بد با وی بگوید و راه به وی نماید. و کودکان را همه در ابتدای فطرت چنین بود، و راه ایشان پدر و مادر بزنند که ایشان را بر دنیا حریص کنند و فراگذارند تا چنان که خواهند زندگانی می کنند. خون دین ایشان در گردن مادران و پدران باشد و برای این گفت حق سبحانه و تعالی، «قواانفسکم و اهلیکم نارا»
درجه دوم آن بود که هنوز چیزی بد اعتقاد نکرده است، لیکن متابعت شهوت و غضب خوی کرده باشد مدام، لیکن همی داند که ناکردنی است. کار وی صعبتر بود که وی را به دو چیز حاجت است. یکی آن که خوی فساد از وی بیرون کند و دوم آن که تخم صلاح اندر وی بکارند، ولیکن اگر در وی جدی و بایستی پیدا آید، زود به اصلاح آید، و خوی از فساد بازکند.
درجه سوم آن که خوی فرافساد کرده بود، نداند که این ناکردنی است، بلکه آن خوی اندر چشم وی نیکو شده بود، این به اصلاح نیاید الا به نادر.
درجه چهارم آن که از این همه فخر کند به فساد و پندارد که کاری است چون کسانی که لاف زنند که ما چندین کس بکشتیم و چندین شراب بخوردیم این علاج پذیر نباشد، مگر سعادتی سماوی اندر رسد که آدمی اندر آن راه نبرد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی اخلاق و تغییرات آن در انسانها میپردازد. نویسنده تأکید میکند که خلق (اخلاق) به صورت طبیعی در انسانها شکل میگیرد و نمیتوان آن را تنها بر اساس ظواهر قضاوت کرد. او توضیح میدهد که اقدامات اصلاحی مانند تادیب و پند دادن ضروری است و از آنها نمیتوان چشمپوشی کرد، زیرا همه انسانها قابلیت تغییر دارند.
نویسنده چهار درجه از اخلاق را معرفی میکند:
1. **درجه اول**: فردی سادهدل که هنوز خوبی و بدی را نشناخته و به آموزش و راهنمایی نیاز دارد.
2. **درجه دوم**: فردی که از روی شهوت و غضب عمل میکند، ولی میداند که رفتارهایش نادرست است و به اصلاح نیاز دارد.
3. **درجه سوم**: فردی که به فساد عادت کرده و آن را نیکو میپندارد، اصلاح او سخت است.
4. **درجه چهارم**: فردی که به فساد خود افتخار میکند و برای تغییر نیازمند یک نیروی خارجی و الهی است.
در نهایت، نویسنده میگوید که برای اصلاح اخلاق، تلاش و رویکرد مناسب ضروری است و با توجه به فطرت انسان، امکان تغییر و پیشرفت وجود دارد.
هوش مصنوعی: برخی افراد بر این باورند که انسانها نمیتوانند تغییرات بنیادی در خود ایجاد کنند و به نوعی عملکردهای خود را ثابت و غیرقابل تغییر میدانند. این تصور اشتباه است. اگر این چنین بود، تلاش برای تربیت، تمرین و مشاوره یا نصیحت بیمعنی میبود. همچنین طبق گفته پیامبر (ص)، ما باید تلاش کنیم تا رفتارهای خود را بهبود ببخشیم. این نشان میدهد که تغییر و تحول در رفتار و اخلاق افراد امکانپذیر است، بهگونهای که میتوان با مهربانی و نرمش به اصلاح رفتار دیگران پرداخت و حتی موجودات وحشی را نیز تحت کنترل درآورد.
هوش مصنوعی: این متن به بیان این موضوع میپردازد که هر عملی در زندگی به دو دسته تقسیم میشود: دستهای که انسان هیچ اختیاری در آن ندارد و دستهای که میتواند بر آن کنترل داشته باشد. برای مثال، نمیتوان میوه درخت سیب را از درخت خرما برداشت، اما میتوان با رعایت اصول و شرایط مناسب، درخت خرما را پرورش داد. به همین ترتیب، انسان نمیتواند خشم و شهوت را از بین ببرد، اما میتواند با تمرین و رعایت حد اعتدال آنها را کنترل کند. این موضوع به تجربیات انسانها بستگی دارد و برخی افراد در کنترل این احساسات به دلیل ویژگیهای شخصیتی یا مدت زیادی که تحت تأثیر آنها بودهاند، دچار مشکل میشوند.
هوش مصنوعی: و مخلوقات به چهار دسته تقسیم میشوند:
هوش مصنوعی: کسی که سادهدل است هنوز نیکی و بدی را بهخوبی تشخیص نمیدهد و بهدلیل اینکه تجربه چندانی ندارد، در فطرت پاکی به سر میبرد. او به راحتی میتواند تحت تاثیر قرار گیرد و به سمت خوبیها گرایش پیدا کند. برای او نیاز به راهنمایی است تا به درستی اخلاقیات را یاد بگیرد و مشکلات اخلاقی را دریابد. همه کودکان در آغاز به همین شکل هستند و والدین نقش مهمی دارند تا آنها را از دنیاخواهی بازدارند و به آنها کمک کنند که بهطور صحیح زندگی کنند. در واقع، مسئولیت دینی آنها بر عهده والدین است و به همین خاطر در آیات الهی به توجه به نفس و خانواده اشاره شده است.
هوش مصنوعی: این حالت به این معناست که فرد هنوز به چیز بدی ایمان نیاورده اما دائماً تحت تأثیر تمایلات نفسانی و خشم قرار دارد و همواره میداند که این کار نادرست است. اصلاح او کار دشوارتری است زیرا به دو چیز نیاز دارد: اول اینکه باید صفات ناپسند را از خود دور کند و دوم اینکه باید صفات نیکو را در خود بپروراند. اما اگر در او اراده و جدیت لازم پیدا شود، به سرعت میتواند اصلاح شود و از فساد دوری کند.
هوش مصنوعی: درجه سوم آن که ویژگی فساد را به خود گرفته بود، نمیدانست که این رفتار نادرست است، بلکه آن ویژگی در نظر او خوب به نظر میرسید. تنها در شرایط خاصی میتوان این وضعیت را اصلاح کرد.
هوش مصنوعی: درجه چهارم، کسی است که از اینکه به فساد و زشتیهای خود افتخار میکند، خوشحال است و این را نوعی قدرت میداند، مانند افرادی که میگویند ما افراد زیادی را کشتهایم یا شراب زیادی نوشیدهایم. این نوع افراد هیچ راهی برای بهبودی ندارند، مگر اینکه خوشبختی و دستاوردی آسمانی به زندگیشان بیاید و باعث تغییر آنها شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.