گنجور

 
قوامی رازی

ای کیای خطیر ابراهیم

چرخ با همت تو پست آید

هست با تو هیبت تو نیست شود

نیست با دولت تو هست آید

پدرم را گرفته ای به چه جرم؟

مکن این کز تو سخت گست آید

نیک دانی که ماهئی چون او

در همه بحر کم بشست آید

اگر او را رها کنی آخر

قلتبانی دگر به دست آید