هم مساعد یار دارم هم مساعد روزگار
بخت با من سازگار و یار با من سازگار
لیکن از گفتار بدگویان من دور است دوست
لیکن از کردار بدخواهان ز من فرداست یار
دردمندم روز و شب او نیز چون من دردمند
بیقرارم سال و مه او نیز چون من بیقرار
دانه های نار دارد در میان ناردان
نار دارد بر سمن گلنار دارد بر چنار
از فراق نار و گلنار و چنار و نار دانش
اشک من چون ناردان شد چشم من چو آب نار
ز آرزوی آنکه گیرم در کنار آن ماه را
شد کنارم ز آبدیده راست چون دریا کنار
ناچشیده می هنوز از آن لب میگون او
از فراق او مرا هر ساعتی گیرد خمار
بر گل رخساره او نارسیده دست من
درد هجرانش مرا هر ساعتی خارد بخار
روزگاری خرم و خوش بگذرانم گر مرا
با مساعد یار بنشاند مساعد روزگار
گر بیاراید روان من بیک دیدار دوست
من بیارایم دو صد دیوان بمدح شهریار
شاه گیتی بوالخلیل آن در سخا و در سخن
میزبان و خوش سخن همچون خلیل کردگار
هرکه جان و تن بزنهارش ندارد تا زید
جانش یابد زو نهیب و تنش یابد زو نهار
بدسگالان در حصارند از نهیب تیغ او
خواسته بادست او هرگز نباشد در حصار
بار غم برخاسته باشد ز جان آن مدام
کو بعمر اندر بیابد نزد او یکبار بار
گنجش از دینار خالی مجلس از مهمان ملا
عدلش از رایست فره زفتی از رادی نزار
کرده گردون کار گردونی برایش بر نشان
کرده یزدان فر یزدانی برایش بر نثار
طبع او ماننده آبست از پاکی و لطف
طبعاو زفتی نگیرد آب نپذیرد نگار
کوه بگدازد ز کین او بسان پای مور
بر عدو گیتی کند خشمش بسان چشم مار
خواستاران درم را خواستار است او بطبع
همچو دینار و درم را سفله باشد خواستار
از قطار زائران بر درگهش دائم صفوف
وز صفوف دشمنان در لشگرش دائم قطار
بر نکوخواهان شرنگ از مهر او گردد شکر
بر ثناگویان خزان از فر او گردد بهار
زر و سیم آشکار از دست او گشته نهان
گشته از تیغش نهان راز گردون آشکار
او مطیع زائران و خسروان او را مطیع
او شکار سائلان و سرکشان او را شکار
پیشکاران را کند هنگام رادی پیشگاه
تاجداران را کند هنگام مردی تاجدار
تا جهان باشد جهان یکسر بکام شاه باد
دوستانش تاجدار و دشمنانش تاج دار
پیشکارانش فزون از پیشگاهان جهان
پیشگاهان جهان او را همیشه پیشکار
هرگز اندر عادت او کس نبیند اختلاف
هرگز اندر وعده او کس نبیند انتظار
از شگفتی گر بگوئی وصف جنگش پیش خلق
تا بجنگ اندر نبیند آن ندارد استوار
یک عطاش افزون ز حرص مفلسان صد زمین
یک عفوش افزون ز جرم کافران صد دیار
آتش دوزخ بپیش آتش شمشیر او
همچنان باشد که پیش آتش دوزخ شرار
تا بگیتی خوشگوار و جان ستان نوش است و زهر
آن تن و جانرا امان این دیده و دلرا دمار
باد بر یاران او چون نوش زهر جان ستان
باد بر خصمان او چون زهر نوش خوشگوار
عید فرخ باد سال و ماه شاهنشاه را
خسروانش خاکبوس و دشمنانش خاکسار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و احوال شاعر میپردازد که همزمان بر دوستی با یاری خوب و بخت خوش اشاره میکند. علیرغم این محاسن، شاعر از غم فراق دوست و درد هجرتش رنج میبرد. او عشق و اشتیاق به دوست را به زیبایی و کمال میسازد و در ادامه به توصیف مقام و شخصیت ملک میپردازد که سخاوت، عدل و قدرت او را میستاید. شاعر آرزو میکند که در کنار دوستش روزگار خوشی را بگذراند و از جان خود در خدمت او باشد. در نهایت، این شعر پیامی از دوستی، عشق و آرزوی برقراری عدالت در روزگار را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در زندگی هم دوستی خوب دارم و هم روزگار با من همراه است. بخت و فرزندم در کنار هم با من همدل و سازگارند.
هوش مصنوعی: دوست من از حرفهای بدگوییها و طعنهها در امان است، اما یار من به خاطر رفتارهای بدخواهان از من دور شده است.
هوش مصنوعی: من در طول روز و شب در رنج و درد هستم و او نیز مانند من از این درد رنج میبرد. همچنین من هر سال و ماه بیقراری میکنم و او نیز همچون من آرام و قرار ندارد.
هوش مصنوعی: درختان وحشی در کنار یکدیگر میوههای نارنگی دارند و گلهای زیبا روی درخت سمن رشد کرده است.
هوش مصنوعی: از غم جدایی درختان نار و گل، اشک من مانند میوهی ناردان شده است و چشمانم مانند آب نار میریزد.
هوش مصنوعی: از آرزوی دیدار آن ماه رخ، اشکهایم بیوقفه جاری شده و مانند دریا به زمین میریزد.
هوش مصنوعی: من هنوز از آن لب شیرینش طعم نچشیدهام و به خاطر دوری او هر لحظه حالتی غمگین و بیتاب دارم.
هوش مصنوعی: دست من به چهره زیبای او نرسیده و این دوری از او هر لحظه مرا میآزارد.
هوش مصنوعی: اگر روزگار و یار خوبی داشته باشم، میخواهم ایامی شاد و خوش را سپری کنم.
هوش مصنوعی: اگر یک بار جلوی چهره دوست دل من شاد شود، من برای ستایش پادشاه دو صد دیوان شعر مینویسم.
هوش مصنوعی: پادشاهی بر روی زمین مانند ابراهیم خلیل در بخشش و گفتار نیکوست، او همواره همچون ابراهیم، میزبان و سخنوری دلنشین است.
هوش مصنوعی: هر کس که روح و جسمش را به چیزی وابسته نمیداند، تا زمانی که از آن چیز دور شود و روحش به آن دسترسی پیدا نکند و بدنش هم نتواند از آن بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: بدخواهان به خاطر قدرت و تهدید او در محاصره هستند و هیچ وقت نمیتوانند به خواستههای خود برسند؛ یعنی نفوذ او به گونهای است که آنها هرگز نمیتوانند در حصار او قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: اگر در زندگی بیاندازه غم و اندوهی حس کنی، بدان که این بار سنگین از جان تو برخواهد خاست، اما تنها کسی که میتواند به تو کمک کند و این بار را سبک کند، در زندگیات تنها یکبار خواهد آمد.
هوش مصنوعی: گنجشک بدون پول در یک مجلس خالی نشسته است، میهمانان نیستند و ملا به خاطر نیات خیرش مورد توجه نیست. عدالت او وابسته به رأی و نظرش است و شوکت و عظمتش از زشتی و ناپسندیدگی ناشی میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت به موضوع تقدیر و سرنوشت اشاره شده است. برای فردی که اشاره شده، آسمان به وسیله گردونههای زمان سرنوشتی خاص رقم زده است و خداوند نشان ویژهای از بزرگی و عظمت به او عطا کرده است. بدین ترتیب، اهمیت و ارزش این فرد در نظام آفرینش و سرنوشت او بارز میشود.
هوش مصنوعی: نوع شخصیت او مانند آب است، پاک و لطیف، و به خاطر این خوی پاکی، هیچ گاه به زشتی و سنگینی نخواهد گرایید و هرگز نمیتواند به موی سیاه و زشت جذب شود.
هوش مصنوعی: اگر کوه از کینه او ذوب شود، خشم او مانند پاهای یک مور بر دشمن جهان میافتد و همچون چشمی از مار ترسناک است.
هوش مصنوعی: آنهایی که به دنبال مال و ثروت هستند، در واقع شخصیت پایینی دارند. چون کسی که به دنبال چیزی است که تنها ارزش مادی دارد، مثل دینار و درم، نشان دهنده روحیهای پایین و سطحی است.
هوش مصنوعی: در مقابل درگاه او همیشه صفی از زائران وجود دارد و همچنین همیشه صفی از دشمنان در لشکر او شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: برای کسانی که نیکوکارند، محبت او همچون شیرینی است و برای ستایشگران، خزان بهاری خواهد شد که از وجود او نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: طلا و نقرهای که پیشتر نمایان بود، حالا از دست او پنهان شده است. رازهای آسمان و دنیا نیز به خاطر قدرت او، در خفا قرار دارند.
هوش مصنوعی: او پیرو و تابع زائران و بزرگانی است که به او احترام میگذارند و او نیز به سادگی در اختیار خواستههای سائلان و چالشگران قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: ادموارد مهم و تاثیرگذار در جامعه، در زمانهای مختلف نقشهای متفاوتی دارند. افرادی که در مقامهای بالاتر و مهمتری قرار دارند، باید در موقعیتهای مناسب تصمیمگیری کنند و مراقب اوضاع باشند. به همین ترتیب، افرادی که در ردههای پایینتر قرار دارند نیز در زمانهای خاص باید توجه و دقت بیشتری به کارهای خود داشته باشند تا به کارها سامان دهند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دنیا پایدار است، تمام خواستههای شاه برآورده گردد، دوستانش با تاج و مقام باشند و دشمنانش نیز در شأن و مقام قرار گیرند.
هوش مصنوعی: پیشخدمتهای او بیشتر از مقامهای بزرگ دنیا هستند و همواره مقامهای بزرگ دنیا، او را به عنوان یک خدمتکار میشناسند.
هوش مصنوعی: هیچکس در عادت او اختلافی نمیبیند و هیچکس در وعدههای او منتظر نمیماند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از شگفتیهای جنگ او برای مردم بگویی، بدان که حتی اگر در میدان جنگ هم برود، کسی نمیتواند او را محکم و استوار ببیند.
هوش مصنوعی: یک دستاورد از عطا و بخشش بهتر است از حرص و طمع افراد بیپول که حتی صد زمین را نیز نمیارزد. همچنین، یک بخشش و رحمت از سوی پروردگار باارزشتر است از گناه و جرم کافران که حتی صد دیار را شامل میشود.
هوش مصنوعی: آتش دوزخ در مقایسه با آتش شمشیر او، به مانند شعله کوچکتری است که در برابر آتش دوزخ قرار دارد. به عبارتی دیگر، شدت و قدرت آتش شمشیر او به قدری بالاست که حتی آتش دوزخ هم در برابر آن فرع و کم اهمیت به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: زندگی پر از لذت و شادابی است، اما در عین حال میتواند خطرناک و مرگآور باشد. این تناقض بین لذتهای دنیا و عواقب آن بر جان و دل انسان، نکتهای است که توجه را جلب میکند.
هوش مصنوعی: باد برای دوستان او همچون نوشی است که جان را میگیرد، اما برای دشمنانش همچون شهدی گوارا و خوشایند است.
هوش مصنوعی: سال و ماه شاهنشاه مبارک و خوش باشد. گروندگان و خدمتگزارانش به او احترام میگذارند و دشمنانش به خاک افتاده و حقیر شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.