عشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زار
خوار باد آنکس که دارد عشق و کار عشق خوار
چون گرفتار آمد اندر عشق هاروت از فلک
در چه بابل شد آوخته بتار موی یار
عشق شیران را براندازد بکوه از نیستان
عشق غرمان را فرود آرد ز که در مرغزار
از بلای عاشقی گردد بسان کبک باز
وز برای عاشقی گردد بسان مور مار
با حدیث عشق ناید هیچ پندی سودمند
با کمند عشق ناید هیچ بندی استوار
پرده بدرید از زلیخا در دو داغ عاشقی
عاشقی داود را رنجور کرد و سوگوار
آرزوی یوسف گم گشته مر یعقوب را
دیده بگرفت از گرستن در جدائی زار زار
چون زلیخا باز برنا گردم از دیدار دوست
باز چون یعقوب بینا گردم از پیوند یار
بر من ز نابوده عاشق مردم آید سرزنش
مردم نابوده عاشق را بمردم کم شمار
خوش بود معشوق هرگه خاصه یار مهربان
سخت باشد هجر هرگه خاصه هنگام بهار
یار من در چشم من هر روز نو آئین تراست
تا بهشت آئین تراست از باد کوه و دشت و غار
شد پر از لعل بدخشانی ز لاله بوستان
پر ز یاقوت کبود است از بنفشه جویبار
بوستان بیجاده گون و گلستان بیجاده رنگ
ابر مروارید بیز و شاخ مروارید بار
رود زن را خیره کرد و نای زن را تیره کرد
بانگ کبک از کوه و بانگ بلبل از شاخ چنار
نرگس آمد چون زریر زر در سیمین قدح
لاله آمد همچو در جام عقیقی سوده قار
تا ز رنگ لاله و گل خوار شد یاقوت سرخ
شد ز بوی نرگس و شمشاد مشک ناب خوار
با نسیم باد ناید یاد مشگ تبتی
با سرشگ ابر ناید یاد در شاهوار
چون بصحرا بگذری یابی نسیم اندر نسیم
چون ببستان بنگری بینی نگار اندر نگار
باده روشن گشت همچون آب اندر ماه دی
همچو اندر ماه آبان باده گشته آبدار
برق هر ساعت همیتابد چو تیغ پادشاه
ابر هر ساعت همی بارد چو دست شهریار
خسرو اران ابومنصور وهسودان که هست
ابر گاه باده خوردن ببرگاه کارزار
تا قیامت خلق فخر از روزگار او کنند
یکزمان بی روزگار او مبادا روزگار
روزگار تند هست آموزگار هرکسی
روزگار تند را هست او بتیغ آموزگار
از عطای او کنار دوستانش چون صدف
دشمنانشرا جز اشگ غم مبادا در کنار
هم سوار از تیغ او گردد پیاده روز جنگ
هم پیاده روز جود از دست او گردد سوار
بر بساط او همیشه خسروان گشته گروه
زی سرای او همیشه زائران گشته قطار
هدیه آنها سرایش کرده پر زر و گهر
بوسه اینها بساطش کرده بی گرد و غبار
یادگار است از ملوکان گذشته خلق را
این جهان از وی مبادا هیچکس را یادگار
آفتابش زیر پی بادا فلک زیر نگین
آسمانش پیشرو بادا زمانه پیشکار
چشم بد زو دور و دست هر بدی کوتاه ازو
روزگارش نیک و بختش نیک و فالش نیکبار
پیش آب آتش بود پیش سنانش هر سپاه
پیش آتش نی بود پیش حسامش هر حصار
خاکسار از تیغ او شاهان گیتی سر بسر
خاکبوس از پیش او میران عالم روزبار
تا نشان از خاک باشد همچنین باشد مدام
دوستانش خاکبوس و دشمنانش خاکسار
ای خداوندیکه با دست تو و شمشیر تو
نیل نبود آبدار و پیل نبود پایدار
دوستان از دیدن روی تو دائم شادکام
دشمنان از خواندن وصف تو دائم خوار و زار
مستعار است این جهان شاهان عالم جز تو را
عار دارد مردم دانا ز چیز مستعار
راست دارد کار تو یزدان چو کار خویش را
دشمنانت را تمامی بر نیاید هیچ کار
خسروان باشند در میدان شکار تیغ تو
همچو باشند آهوان دشت یوزت را شکار
شهریارا گر نگویم جز تو را هرگز مدیح
ای خداوند مبرا مر مرا معذور دار
من ترا گویم مدیح و کردگار پاک را
زانکه روزیم از تو است و جان پاک از کردگار
از همه میران عالم اختیار من توئی
زانکه یزدان از همه عالم ترا کرد اختیار
تا بود بی خار لاله تا بود بی خاک مشگ
وآندو را با هر دو باشد جاودانه افتخار
بهره تو باد مشگ و بهره خصم تو خاک
قسمت تو باد لاله قسمت بدخواه خار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تاثیر آن بر زندگی انسانهاست. شاعر به توصیف حالات عاشقان میپردازد و نشان میدهد که عشق میتواند انسانها را مستمند و خوار کند. او همچنین به داستانهای معروفی همچون زلیخا و یعقوب اشاره میکند و میگوید که عشق به نوعی میتواند درد و رنج به ارمغان آورد. در ادامه، شاعر توصیفاتی زیبا از طبیعت، معشوق و گلها ارائه میدهد و نشان میدهد که عشق میتواند زندگی را زیبا کند، اما جدایی نیز میتواند دردناک باشد. در نهایت، شاعر به ستایش از یک قدرت بزرگ و الهی میپردازد که در زندگی انسانها موثر است و آنان را به یاد عشق و زیبایی میاندازد.
هوش مصنوعی: هر کسی در عشق با حالتی نیازمند و ناتوان است. افسوس بر کسی که عشق را بدون توجه به کار و مسئولیتش دارد، چرا که عشق او را به ذلت میکشاند.
هوش مصنوعی: وقتی هاروت در عشق گرفتار شد، از آسمان به زمین آمد و بابل را با عشق یار در آمیخت.
هوش مصنوعی: عشق کسانی را که دل و جرأت بسیار دارند، به سوی قلههای مرتفع میبرد و افرادی که در پی آن هستند را به دل طبیعت و دشتهای سرسبز میآورد.
هوش مصنوعی: عاشق شدن انسان را مثل کبک، که سریع و ناگهانی پرواز میکند، میکند و از طرفی میتواند او را مانند موری که به مار نزدیک میشود، در معرض خطر قرار دهد.
هوش مصنوعی: در سخن عشق، هیچ نصیحت و راهنمایی مفیدی به دست نمیآید و با محبت و عشق، هیچ محدودیتی محکم و پابرجا نخواهد بود.
هوش مصنوعی: زلیخا در اثر دو عشق، پردهی خود را پاره کرد و عشق داود او را رنجیده و غمگین کرد.
هوش مصنوعی: یعقوب به شدت از دوری یوسف دلتنگ و غمگین است و این دلتنگی او به حدی است که اشکهایش از شدت حسرت و گرسنگی ناشی از جدایی، جاری شده است.
هوش مصنوعی: همچون زلیخا، وقتی دوباره به جوانی برگردم، از تماشای دوستم وقتی بینهایت شگفتزده میشوم که چقدر او را دوست دارم. مانند یعقوب، زمانی که دوباره به وصال یار میرسم و بیناییام را به دست میآورم.
هوش مصنوعی: بعضی از مردم که هیچ چیز ندارند، به من که عاشق شدهام انتقاد میکنند. اما من کمتعدادهایی را که عاشقند، مورد سرزنش قرار نمیدهم.
هوش مصنوعی: محبوب همیشه دلپذیر است، به ویژه یار مهربان. جدایی در هر زمانی سخت است، به خصوص در فصل بهار.
هوش مصنوعی: دوست من هر روز جلوهای تازه دارد، به گونهای که زیبایی او بهشتی است که از کوهها، دشتها و غارها میوزد.
هوش مصنوعی: گلستان پر از لعلهای سرخ و زیباست و درختان یاقوتی از رنگ آبی بنفشهها در کنار جویبار پر شدهاند.
هوش مصنوعی: بوستانی که فاقد جاده است، همچنین گلستانی که از رنگ ابر خالی است، از مروارید بینصیب و شاخهای که مروارید ندارد نیز بیبهره است.
هوش مصنوعی: رودخانه زن را متوجه خود کرد و صدای او را تحت تأثیر قرار داد. صدای کبک از کوه و صدای بلبل از شاخه چنار به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: نرگس با زیبایی و لطافتش مانند زریر، که طلای خالص است، در میان قدح نقرهای دیده میشود. همچنین، لاله به زیبایی در جامی از عقیق سوده نمایان است.
هوش مصنوعی: وقتی رنگ لاله و گل به زردی میگراید، یاقوت سرخ تحت تاثیر عطر نرگس و شمشاد با کیفیت بالا، کمتر ارزشمند و و کمرنگتر میشود.
هوش مصنوعی: با وزش نسیم، به یاد نرمی و خوشبویی مشک نمیافتم، و از بارش ابر هم یاد آن زیبایی خاص نمیکنم.
هوش مصنوعی: وقتی به دشت قدم میگذاری، نسیمها را در حال رقص و بازی احساس میکنی و زمانی که به باغ نگاهی میکنی، جمال و زیبایی را در جلوههای مختلف مییابی.
هوش مصنوعی: شراب درخشان شد و مانند آب در شب دی، همچون آب در شب آبان، شرابی گوارا و شیرین شده است.
هوش مصنوعی: رعد و برق هر لحظه میدرخشد مانند شمشیر پادشاه، و باران هم هر لحظه میبارد مثل دستان فرمانروای شهر.
هوش مصنوعی: خسرو اران، ابومنصور و هسودان افرادی هستند که در زمانهای خاصی مانند شبهای بارانی، به باده نوشی در میدان نبرد میپردازند.
هوش مصنوعی: به مدت طولانی، مردم به دوران او افتخار خواهند کرد و همیشه یاد او را گرامی خواهند داشت. اما حتی برای یک لحظه، نباید فراموش کرد که از دوران او جدا نباشیم.
هوش مصنوعی: زمان به سرعت در حال گذر است و هر کسی در این مقطع از زندگی خود، آموزگاری دارد. این آموزگار به مانند تیغی است که در سختیها و چالشها به ما آموزش میدهد.
هوش مصنوعی: از بخشندگی او، همنشینانش مانند صدف هستند و دشمنانش هیچچیزی جز اشک غم برایشان باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: در روز نبرد، فردی که سوار بر اسب است، به دلیل تیزبینی و مهارت رقیب، به آسانی به زمین میافتد و پیاده میشود. برعکس، در روزی که بخشش و generosity مطرح میشود، کسی که در ابتدا پیاده است، با کمک و حمایت دیگران به مقام و جایگاه بالاتری دست مییابد و به نوعی سوار میشود. این تصویر نشاندهنده تأثیرات و تغییرات در شرایط و رفتار انسانها در موقعیتهای مختلف است.
هوش مصنوعی: در هر زمان و مکان، بر فراز تخت او، پادشاهان جمع شدهاند و همیشه افرادی که به دیدار او میآیند، به صف انتظار ایستادهاند.
هوش مصنوعی: آنها با شعر و ادب خود هدیهای ارزشمند آوردهاند و این بوسهها، بدون هیچ حاشیه و زحمتی، به زینت و زیبایی زندگی افزوده است.
هوش مصنوعی: این دنیا تنها یک یادگار از پادشاهان گذشته است و امیدوارم هیچکس در این دنیا چیزی را به عنوان یادگار نداشته باشد.
هوش مصنوعی: خورشیدش زیر پرتو باد قرار دارد و آسمان مانند نگینی در دستان اوست. زمانه نیز همچون خدمتگزاری برای اوست و به پیش میرود.
هوش مصنوعی: چشمهای بد از او دور باشد و هیچ گزندی به او نرسد. روزگار و بختش خوش و سرنوشتش درست و نیکو باشد.
هوش مصنوعی: آب در برابر آتش قرار دارد و در چالشهای جنگی، هر گروهی در برابر نیزهها و سلاحها میایستد. اما در مقابل شمشیر و جنگجویی چون حسام، هیچ دیواری نمیتواند مانع شود.
هوش مصنوعی: خاکی که در برابر شمشیر او است، شاهان دنیا را به خاک میاندازد و تمام فرمانروایان عالم در حضور او به خاک میافتند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانهای از خاک وجود دارد، دوستانش همیشه به او احترام میگذارند و دشمنانش نیز به نوعی به او ادای احترام میکنند.
هوش مصنوعی: ای خداوندی که با قدرت و سلاح تو، نه نیل آبی وجود داشت و نه فیل پا بر جا میماند.
هوش مصنوعی: دوستان با دیدن چهرهات همیشه خوشحال و شادمان هستند، در حالی که دشمنان با شنیدن توصیف تو همیشه بیقدر و درماندهاند.
هوش مصنوعی: این دنیا برای شاهان و بزرگان، فقط یک نمای ظاهری و موقتی است. تنها تو هستی که در این دنیا ارزش واقعی داری و افراد دانا به چیزی که به طور موقت و غیرواقعی است، عادت نمیکنند و از آن شرم دارند.
هوش مصنوعی: خداوند کار تو را درست میداند، همانطور که دشمنان تو هیچکدام نمیتوانند به کار خودشان برسند.
هوش مصنوعی: پادشاهان در میدان شکار، مانند آهوهای دشت به تیغ تو میافتند و یوز تو شکارشان میکند.
هوش مصنوعی: ای شهریار، اگر جز تو را مدح نگویم، تو ای خداوند پاک، مرا ببخش.
هوش مصنوعی: من تو را ستایش میکنم و خداوند پاک را، چون روزی من از توست و جانم از خداوند مزین است.
هوش مصنوعی: از تمام موجودات و انسانها، تنها تو هستی که در زندگیام اختیار و ارادهام به تو وابسته است؛ چون خداوند به تو این اختیار را عطا کرده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که لاله بدون خار و مشک بدون خاک وجود دارد، این دو همیشه افتخار جاودانی خواهند داشت.
هوش مصنوعی: برای تو خوشبوترین چیزها مثل مشک نصیب شود و عذاب و بدبختی به دشمنانت برسد. بایست به تو گل لاله برسد و بدخواهان تو را با خارها و سختیها مواجه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.