چون رخ معشوق خندان شد بصحرا لاله زار
ابر نیسانی همی گرید ز عشق لاله زار
از نسیم باد خارستان همه شد گلستان
وز سرشگ ابر شورستان همه شد لاله زار
باغ شد خرخیز بوی و راغ شد فر خار نقش
کوه شد گردون نهاد و دشت شد فردوس وار
همچو چشم نیکوان نرگس نماید در چمن
همچو جسم عاشقان شد خیزران زار و نزار
باز نشناسی سحرگه کوهسار از آسمان
باز نشناسی شبانگه آسمان از کوهسار
لاله چون ناری که باشد دودش اندر زیر نور
گرچه باشد زیر دود اندر همیشه نور نار
بانگ بلبل چون عتاب بیدلان اندر نبید
گونه گل چون رخان دلبران اندر خمار
باد بگشاید ز روزی نرگس و نسرین نقاب
ابر بزداید ز روی سوسن و خیری غبار
بلبل و صلصل سرایان سرکش آئین در چمن
سار و قمری باربد کردار نالان بر چنار
دشتها زنگارگون و کوهها شنگرف رنگ
مرزها پیروزه پوش و شاخها بیجاده بار
صابری گردد نهار و عاشقی گردد فزون
تا نهار اندر فزونی رفت و لیل اندر نهار
دوست یاد آرد ز بانک فاخته آوای دوست
یار یاد آرد ز بانگ ارغنون آواز یار
چون بساط خسروانست از طرائف بوستان
چون درفش کاویان است از جواهر میوه دار
سیم پوش روز بار است از شکوفه باغها
مشگبوی و مشگ رنگ است از بنفشه جویبار
از نسیم باد پر مشگست خاک غار و کوه
از فروغ لاله پر خونست سنگ کوه و غار
این چو مجلسگاه صاحب روز جشن و خرمی
و آن چو لشکرگاه صاحب روز جنگ و کارزار
آفتاب جود ابومنصور کو دارد جهان
بر موالی چون بهشت و بر معادی چون حصار
نیست جودش را شمار و نیست لطفش را کران
ملک بادش بیکران و عمر بادش بیشمار
مهر و ناز او ز ماه رنج بزداید خسوف
آب جود او ز دشت آز بنشاند غبار
کردگارش ناصر است و روزگارش یاور است
آسمانش چاکر است و آفتابش پیشکار
کار مردی جز بطبع او نگیرد انتظام
بند رادی جز بدست او نگردد استوار
شاعران از هر زمینی نزد او گشته گروه
زائران از هر دیاری نزد او بسته قطار
گمرهان جهل را دائم دل پاکش دلیل
بستگان آز را دائم کف رادش زوار
کردگار او را بنور خود پدید آورد باز
کرد دین و دانش و جود و وفا بر وی نثار
خانه بخشیدنش را عقل بوم و فضل بام
جامه پوشیدنش را خیر پود و فخر تار
در هزاران وعد او هرگز نبینی یک خلاف
در هزاران جود او یکره نبینی انتظار
ای شکار زائران پیوسته زر و سیم تو
وی روان دشمنان همواره تیغتر اشکار
چاره بیچارگان و یاور درماندگان
سائلان را دست گیر و غمکنان را غمگسار
هرکجا گیری قرار آنجا سخا گیرد مقام
هرکجا گیری مقام آنجا وفا گیرد قرار
ای بدانش رهنمایان سخن را رهنما
وی زرادی خواستاران درم را خواستار
هرکجا من بوده ام مدح توام بوده است شغل
هرکجا من بوده ام شکر توام بوده است کار
سال و مه از حسرت نادیدن دیدار تو
بود جان من نژند و بود جسم من فکار
صد هزاران شکر بادا کردگار عرشرا
چون بمن بنمود چهر تو بشادی کردگار
تا نگردد مور مار از گشت سعد آسمان
تا نگردد مار مور از گشت نحس روزگار
بر تن خصمان تو بادا بسان مار مور
بر دل یاران تو بادا بسان مور مار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. با اشاره به خوشحالی و شادی معشوق، شاعر به تغییراتی که در طبیعت به وجود آمده، از جمله شکوفایی گلها و زیبایی باغها اشاره میکند. تلاشی برای نشان دادن تأثیر عشق بر طبیعت و دل انسانها است. همچنین به توصیف حالتهای عاشقانه و لذت از وجود یار میپردازد و در نهایت به فضائل و خوبیهای انسانی، خاصه افراد نیکوکار و بخشنده، اشاره میکند. شاعر به صورت ظریف زیباییها را به هم مرتبط کرده و بر وحدت عشق و طبیعت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: وقتی چهره محبوبی با لبخند روشن میشود، در دشت لالهها، ابرهای نیسان نیز به خاطر عشق لالهها اشک میریزند.
هوش مصنوعی: از نسیم ملایم باد، دشت پرخار به باغی زیبا و گلفشان تبدیل شد و با بارش نرم ابر، دشت پرشور به لالهزاری رنگین و سرشار از زیبایی بدل گردید.
هوش مصنوعی: باغ پر از عطر و بوی خوش شده و زمین مثل باغی شاداب و دلنشین است. شکل کوهها همچون آسمان آبی است و دشت به مانند بهشتی زیبا و دلربا شده است.
هوش مصنوعی: در چمن، نرگس مانند چشمهای زیبا به نظر میرسد و مانند جسم عاشقان، خیزران به حالت زار و پژمرده در آمده است.
هوش مصنوعی: اگر در صبح به کوه نگاه کنی، نمیتوانی آن را از آسمان تشخیص بدهی و اگر در شب به آسمان نگاه کنی، نمیتوانی آن را از کوه تشخیص کنی.
هوش مصنوعی: لاله مانند آتش است که دودی از آن زیر نور قرار دارد. هرچند که دودی در زیر نور وجود دارد، اما همیشه نور آتش در آنجا حاضر است.
هوش مصنوعی: صدای بلبل مانند سرزنش بیدلان است و در حالی که گلها شبیه چهرههای دلبران هستند، آنها در حال نشئه و سرخوشیاند.
هوش مصنوعی: باد باعث میشود که روزی گلهای نرگس و نسرین شکوفا شوند و ابرها سایه خود را از روی گل سوسن برمیدارند و روشنایی به آنها میرسد.
هوش مصنوعی: بلبل و قمری با صدای زیبا در باغ به آوازخوانی مشغولند، در حالی که درخت چنار به خاطر نغمههای دلانگیز آنها به خود میبالد.
هوش مصنوعی: دشتها با رنگ زنگار و کوهها با رنگ قرمز فام، مرزها را بهگونهای زیبا پوشانده و شاخهها نیز پربار هستند.
هوش مصنوعی: صبوری در روز و عشق در شب بیشتر میشود، تا زمانی که روز به اوج خود برسد و شب در خلال روز به فعالیت بپردازد.
هوش مصنوعی: دوست در خاطر دارد صدای فاخته را و یار نیز صدای ساز را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: این متن به زیبایی و شکوه باغ و میوههای آن اشاره دارد. به نوعی میگوید که مثل درفش کاویان که از جواهرات ساخته شده، میوههای این باغ هم با زیبایی و جذابیت خاصی زینتبخش شدهاند. به عبارت دیگر، باغ و میوههای آن به اندازهای زیبا و دلفریب هستند که میتوان آنها را با اشیای قیمتی و ارزشمند مقایسه کرد.
هوش مصنوعی: در روز بارانی، درختان پر از شکوفههای خوشبو هستند و جویبارها با رنگ بنفشه تزئین شدهاند.
هوش مصنوعی: نسیم ملایم بادی که از لابلای عطر خوش گلهای مشگین میگذرد، خاک غار و کوه را با درخشش و زیبایی گلهای لاله زینت بخشیده است، به گونهای که سنگها و دیوارهای کوه و غار هم تحت تأثیر رنگ و نور این گلها قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: این مکان شبیه جشن و شادی است که صاحبش در آن حضور دارد، در حالی که آنجا مانند میدان جنگ و مبارزهای است که صاحبش برای مقابله و نبرد آماده شده است.
هوش مصنوعی: خورشید بخشش ابومنصور چه جایگاهی در دنیا دارد که برای بندگان مانند بهشت و برای آخرت مانند حصار است.
هوش مصنوعی: بخشش و لطف او را نمیتوان شمرد و به پایان رساند. فرمانروایی او بیپایان است و عمرش نیز بسیار طولانی و بیشمار میباشد.
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی او همچون نور ماه، غم و اندوه را از دل میزداید. بخشش و سخاوت او همچون باران، غبار تشنگی را از دشت وجود آدمی میزداید.
هوش مصنوعی: خداوندِ او یاور و حامی است و روزگار به او کمک میکند. آسمان برای او خدمتگزار است و خورشید به او احترام میگذارد.
هوش مصنوعی: هیچ کاری از مردان به جز آنچه که با طبیعتشان هماهنگ باشد، به درستی انجام نمیگیرد و هیچ زنجیری جز به دستان خودشان محکم نمیشود.
هوش مصنوعی: شاعران از هر نقطهای به او آمدهاند و مانند زائرانی از هر جایی دور هم جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: افرادی که در جهل و نادانی به سر میبرند، همواره دلهای پاک و بیآلایش دارند، اما با این حال به خاطر وابستگیها و اشتباهات خود، در کمند مشکلات و محدودیتها اسیر هستند.
هوش مصنوعی: خداوند او را با نور خود آفرید و ویژگیهای دین، علم، generosity و وفا را بر او نازل کرد.
هوش مصنوعی: خانهای به او بخشیدند که با عقل و دانایی مثل بوم در آن حضور دارد و فضل و علم مانند پوششی بر بام آن است. همچنین، نیکی و فضیلت مانند پود آن خانه را میسازد و فخر و افتخار مانند تار آن را زینت میدهد.
هوش مصنوعی: در وعدههای او هیچگاه تناقضی نخواهی دید و در بخششهای او هرگز انتظار نخواهی کشید.
هوش مصنوعی: ای مایهی جستجو و آرزو برای زائران که همیشه به دنبال طلا و نقره هستند، و ای روحی که دشمنان همیشه با تیغی آراسته در کنارت هستند.
هوش مصنوعی: به یاری بیچارگان بشتاب و به داد درماندگان برس. به کمک سائلان و درخواستکنندگان بیفت و برای کسانی که در غصه و اندوه به سر میبرند، دلجویی کن.
هوش مصنوعی: هر جا که به آرامش و استقرار دست پیدا کنی، generosity و بخشندگی در آنجا حاکم خواهد بود. و هر کجا که جایگاه و موقعیتی را به دست آوری، وفاداری و پایبندی به آن مقام نیز به وجود خواهد آمد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به دانش و خرد راهنمایی میکنی، به سخنانم راهنمایی کن. ای زرادخانهای که آرزوهای خواستاران را برآورده میکنی، به درخواستهای من پاسخ بده.
هوش مصنوعی: هر جایی که من بودهام، ستایش تو در آنجا بوده است و هر فعالیتی که انجام دادهام، در حقیقت شکرگزاری برای تو بوده است.
هوش مصنوعی: سال و ماه به خاطر حسرت عدم دیدار تو سپری شد. جانم در غم و ناراحتی به سر میبرد و جسمم در تلاش و سختی.
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوندی که عرش را آفریده است، چرا که وقتی چهره تو را به من نشان داد، شادی و خوشحالی را به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سرنوشت نیک و خوش برای انسانها رقم نخورد، بدی و شومای جهان هم تغییر نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: بر دشمنانت، بسان ماری که در پوست موری پنهان شده، رنج و سختی فرود آید. و بر دل دوستانت، همچون موری که در دل مار وجود دارد، نگرانی و اضطراب حاکم شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.