بتی چون رامش اندر می مهی چون دانش اندر جان
بلای دل بدو سنبل شفای جان بدو مرجان
ز عنبر بر مهش چنبر ز سنبل بر گلش چوگان
دلش چون قبله تازی رخش چون قبله دهقان
دو چشمش مایه درد است و دو لب مایه درمان
دو زلفش مایه کفر است و دو رخ مایه ایمان
اگر با من بخندیدی نبودی چشم من گریان
ور از من رخ نپوشیدی نبودی راز من عریان
ترا دو زلف مشک افشان بر آن دو عارض رخشان
مرا بر دو رخ زرین دو دیده هست درافشان
لب و دندانش چون مرجان چکیده بر گل خندان
بدندان مانده انگشتم ز عشق آن لب و دندان
ببالا سرو بستانی شکفته بر سرش بستان
اگر دائم بقا خواهی از آن بستان گلی بستان
ببین دو زلف پرتابش بران دو عارض تابان
بکردار کف موسی بدو پیچیده بر ثعبان
ایا نقشی که چون رویت نباشد نقش بر ایوان
بدو رخ چشمه مهری بدو لب چشمه حیوان
دل از گفتار تو غمگین تن از رفتار تو بیجان
خیال روی و مویت را شمن گردد بت کاشان کذا
ز عشقت بس زیان دارم ولیکن بس مرا سود آن
که دیدم روی شاهنشه ابومنصور وهسودان
خدای ما که پیدا کرد از ناچیز انس و جان
ز بهر انس و جان او را پدید آورد انس جان
چنان گردن کشی گردون برون نارد بصد دوران
نه از روم و نه از تازی نه از ایران نه از توران
اگرچه نیک و بد باشد ز گشت کنبد گردان
تو خیر و شر و نیک و بد ز کلک و خنجر اودان
اگر شیطان کند مدحش شود همچون ملک شیطان
عدو زو پست تا ماهی ولی زور است تا سرطان
چو خورشید است جود او به بر و بحر بی پایان
که باشد بر که و بر مه فروغ روی او تابان
بزیر رانش اندر اسب چون باد وزان پران
بجز او هیچ کس را بوده هرگز باد زیر ران
میان مدح نام او بسان سجده در فرقان
بیاد او ولی تازه عدو از غم بود پژمان
بروز بزم چون دارا بروز رزم چون ماکان
بمهر او ولی باقی ز کین او عدو ماکان
ز تیغ و کف او خیزد ز خون و خواسته طوفان
موافقرا دهد بار این مخالف را دهد باران
اگر یک شاعری یابد ز کافی کف او احسان
چنان گردد که از اقبال برتر باشد از احسان
همه دشوارهای چرخ نزدیک ولیش آسان
سپهر از تیغ او خائف جهان از تیر او ترسان
بروز خشم چون دوزخ بروز مهر چون ریحان
بدین ریحان کند آتش بدان آتش کند ریحان
بدی را خنجر وی گنج (کذا) و نیکی را کف او کان
ولی را بهره زین گوهر عدو را بهره زان نیران
سخای او گه مجلس وغای او گه جولان
موالیرا دهد نصرت معادی را دهد خذلان
بگاه رزم چون رستم بگاه بزم چون دستان
جدا گفتارش از تنبل بری کردارش از دستان
ایا دعوی رادی را دو کف راد تو برهان
سخا از کف تو پیدا و جور از عدل تو پنهان
اگر هنگام کوشیدن به پیش آید جهانی جان
بدشت اندر جهانی جان نهی مر کرکسانرا خوان
ز گردون برترت منظر ز کیوان برترت ایوان
به منظر نایدت گردون بایوان نرسدت کیوان
برزم اندر چو نعمانی ببزم اندر چو نوشیروان
که را دربان تو باشد سزد دربان او خاقان
الا تا از مه تابان بفرساید همی کتان
الا تا از مه آبان بیفزاید همی بستان
بداندیش تو کتان باد و تیغ تو مه تابان
نکوخواه تو بستان باد و دست تو مه آبان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد زیبایی و جذابیت یک معشوق صحبت میکند که با توصیفاتی شاعرانه و زیبا به تصویر کشیده شده است. بتی که به جذابیت و فریبایی او اشاره دارد، مانند گل و عنبر توصیف میشود و وجودش مایه شفای جان و آرامش دل بیان میشود. شاعر از عشق و درد و زیباییهای او سخن میگوید و با این حال، وجود غم و جدایی را نیز حس میکند.
شاعر به ستایش صفات معشوق و مقایسه او با طبیعت و دیگر زیباییها میپردازد و میگوید که با وجود همه مشکلات و چالشها، عشق به او بر هر درد و رنجی غلبه میکند. همچنین با اشاره به قدرت و عظمت معشوق، او را بالاتر از همه انسانها و پادشاهان میداند.
در نهایت، شاعر به نیکی و بدی، و همچنین به عدالت و بیعدالتی در روابط انسانی اشاره میکند که در نهایت عشق و زیبایی معشوق بر همه چیز غلبه دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و آرامش اشاره دارد. وقتی که روح و ذهن از شر و دردها رهایی یابند، میتوانند به شادی و خوشی برسند. دوستی و عشق هم همانند گلهای زیبا و گوهرهای گرانبها میتوانند به زندگی معنا و خوشحالی ببخشند.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و اشیاء نفیس، جلوههای زیبایی او را به تصویر میکشد. عنبر و سنبل به عنوان عناصر خوشبو و زیبا در کنار هم قرار دارند و به شکلی شاعرانه به ویژگیهای دلانگیز معشوق اشاره میکنند. چرخهی روحانی و معنوی بین معشوق و عاشق در تصویرسازی رخش و قبله به خوبی نشان داده شده است، که نمایانگر عشق و ارادت عمیق عاشق به معشوق است.
هوش مصنوعی: چشمان او باعث رنج و درد میشوند و لبانش مایه آرامش و درمان هستند. موهای او نشانه نفاق و کفر به حساب میآیند، در حالی که چهرهاش نماد ایمان و صداقت است.
هوش مصنوعی: اگر با من شاد میشدی، چشم من گریان نمیبود. و اگر از من دور نمیشدی، راز دلم بر ملا نمیشد.
هوش مصنوعی: موهای مشکی و زیبای تو که بر دو طرف چهرهات ریخته، در کنار صورت خندان و نورانیات، نگاه من را به خود جلب میکند. من دو چشمانم را مانند دو رخ زرین به تماشای تو مشغول کردهام.
هوش مصنوعی: لبها و دندانهای او مانند مرجان زیبا و درخشان هستند که بر روی گلهای خندان نشستهاند. عشق به آن لبها و دندانها باعث شده که انگشت من به آنها بچسبد و نتوانم از زیبایی آنها جدا شوم.
هوش مصنوعی: در باغی که درختان سر به فلک کشیدهای دارد، اگر میخواهی همیشه پایدار و باقی بمانی، از آن باغ گلی را چیده و با خود ببر.
هوش مصنوعی: به دو زلف زیبای او نگاه کن که همچون دو عارض درخشان در کنار هم قرار گرفتهاند و با حرکاتش، مانند عصای موسی، بر پیکر مار پیچیده شده است.
هوش مصنوعی: آیا تصویری که همچون روی تو وجود ندارد، بر دیوار حک شده است؟ آیا همانند چهرهی ماه، نشان چشمهسار است و یا لبهای چشمه حیوان؟
هوش مصنوعی: دل از سخنان تو ناراحت است و تن از کردار تو بیحال و از یاد چهره و موی تو، به یاد زیبایی باصفا و جاودانه تو دلم افروخته میشود.
هوش مصنوعی: عاشق تو هستم و از این عشق بسیار ضرر کردهام، اما سودی که از دیدن روی تو به دست آوردهام، به مراتب بیشتر است.
هوش مصنوعی: خدای ما که存在 خود را از یک چیز ناچیز به وجود آورد، به خاطر انس و ارتباط جانها، او را برای دوستی و اتحاد جانها خلق کرد.
هوش مصنوعی: این بیت به وضوح نشاندهندهی تأثیر و قدرت گردونهی زمان است که بر زندگی بشر تأثیر میگذارد. بر این اساس، ممکن است این تأثیرات به هیچ یک از ملیتها یا سرزمینهای خاصی محدود نباشد. به عبارتی دیگر، اوضاع و احوال انسانها به وسیلهی حوادث و تغییرات زمان دستخوش تغییرات زیادی میشود و این تغییرات مرتبط با تاریخ و مکان خاصی نیستند.
هوش مصنوعی: اگرچه زندگی شامل خوبیها و بدیهاست، اما تو میتوانی با تصمیمات خود، مسیر خیر و شر را انتخاب کنی. در واقع، انتخابهای تو میتواند مانند قلم و شمشیر، قدرت زیادی در تعیین سرنوشت تو داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر شیطان ستایش کند، او را مانند فرشتهای میداند، اما دشمنی همچون شیطان همیشه در پایینتر از اوست، مانند موجودی که در آن عمق دریایی زندگی میکند، اما قویتر از هر موجودی در آنجا است.
هوش مصنوعی: سخاوت او چون خورشید است که در آسمان و دریا بیپایان میخشد. چه کسی میتواند در برابر او قرار گیرد در حالی که نور چهرهاش مانند تابش آفتاب درخشان است؟
هوش مصنوعی: زیر پای او باد جوان میوزد، همچون پرندهای که در آسمان میپرد. هیچ کس دیگری تا به حال نتوانسته است که چنین قدرتی داشته باشد.
هوش مصنوعی: در میانه ستایش از نام او، مانند سجدهای در برابر بزرگواریاش، به یاد او هستم. اما در عین حال، حریفان و دشمنان از اندوهشان در حال پشیمانی هستند.
هوش مصنوعی: در زمان خوشحالی و جشن، مانند دارا ظاهر میشویم و در زمان جنگ و مبارزه، مانند ماکان (که اشاره به شجاعت و دلاوری دارد) میجنگیم. اما در عشق او، همچنان باقی میمانیم و دشمنیهای او را فراموش نمیکنیم.
هوش مصنوعی: از شمشیر و دست او، طوفانی از خون و خواستهها بهوجود میآید. این طوفان به کسانی که با او هستند، بارش میدهد و به مخالفانش نیز باران میآفریند.
هوش مصنوعی: اگر شاعری به اندازه کافی از نعمتها بهرهمند شود، احسان او به دیگران به قدری بزرگ و ارزشمند خواهد بود که از نیکیهای خود سرآمد خوشبختی و شانس دیگران خواهد بود.
هوش مصنوعی: تمامی سختیهای زندگی در برابر او آسان به نظر میرسند. آسمان از شمشیر او میهراسد و جهان از تیر او در ترس است.
هوش مصنوعی: وقتی خشم بروز میکند، مانند آتش جهنم است، اما وقتی محبت و مهربانی ظهور مییابد، شبیه گلهای خوشبو و معطر است. در این بین، آتش خشم میتواند به راحتی رایحهی گلها را از بین ببرد و برعکس، گلهای معطر میتوانند آتش خشم را خاموش کنند.
هوش مصنوعی: بدی به سرعت و با خشونت ضربه میزند، اما نیکی به آرامی و لطافت عمل میکند. مقامات و شخصیتهای بزرگ از خوبی و نیکی بهرهمند میشوند، در حالی که دشمنان از زشتی و بدی نصیب میبرند.
هوش مصنوعی: نیکی و بخشش او گاه در مجالس و حضور دیگران نمایان میشود و گاه در میدانهای نبرد، جایی که او به یاران خود یاری میرساند و به دشمنان خود بیمحلی میکند.
هوش مصنوعی: در زمان جنگ مانند رستم شجاعت و دلیری نشان میدهد و در زمان خوشی و جشن همچون دستان رفتار میکند. او گفتارش از سستی و تنبلی دور است و کارهایش نیز از شجاعت و دلیری به دور نیست.
هوش مصنوعی: آیا تو با دو دست خود مدعی میشوی که بخشندگیات از دستانت نمایان است و ستمگریات از عدلت پنهان؟
هوش مصنوعی: زمانی که در تلاش و کوشش باشی، اگر جهان به جلو بیاید، جان خود را در این دنیا قرار بده و به افرادی که در پی نداشتهها هستند، راهنمایی کن.
هوش مصنوعی: تو از آسمان بالاتر و از زحل بالاتر هستی، چنانکه نه آسمان به خانه تو میرسد و نه زحل به تماشای تو میآید.
هوش مصنوعی: در حالی که در سرزمین نعمان زندگی میکنم، میخواهم در کنار نوشیروان باشم. آیا سزاوار نیست که دربان تو کسی باشد که دربان او (نوشیروان) هم از بزرگان و پادشاهان باشد؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی و نور ماه تابان از بین برود، نباید انتظار داشت که از زیبایی فصل پاییز کاسته شود و درختان همچنان به باروری ادامه خواهند داد.
هوش مصنوعی: بداندیشی تو مانند کتان است و تیغ تو مانند ماهی درخشان است. آرزوهای تو همچون باغی زیبا و دست تو هم مانند آبی است که بر زمین میبارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.