ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
همیشه هست کسی در میان ما مانع
میان ما و تو قطع امید ممکن نیست
تو را جفا و مرا میشود وفا مانع
از آن سبب نرسد تیر آه ما به هدف
که هست در حد ره سد مدّعا مانع
در این محیط ندیدیم روی ساحل را
چرا که کشتی مارا است ناخدا مانع
اگر رسم به وصالش مرا شود قصاب
به گاه دیدن او سایه از قفا مانع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان مشکلات و موانع موجود در عشق و دیدار معشوق میپردازد. او از حیا و شرم که مانع دیدنش میشود صحبت میکند و اینکه همیشه یک عامل بیرونی در میان او و معشوق وجود دارد که به او اجازه نمیدهد به هدفش برسد. همچنین اشاره میکند که اگرچه آرزوی وصال وجود دارد، اما موانع مختلفی از جمله سرنوشت و مسائل خارجی باعث میشود که نتواند به معشوقش نزدیک شود. به طور کلی، احساس ناامیدی و غم ناشی از این موانع در کلام شاعری به تصویر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبینم، حیا چشمانم را غرق در خجالت میکند. همیشه چیزی وجود دارد که ما را از نزدیک شدن به هم باز میدارد.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانیم از تو ناامید شویم، زیرا هرچند تو در حق ما بیمهری میکنی، اما ما همچنان به وفاداری ادامه میدهیم و این خود مانع برقراری رابطهمان نمیشود.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود موانع و مشکلات، نتوانستهایم به خواستههایمان برسیم و آرزوهایمان را محقق کنیم.
هوش مصنوعی: در این مکان نتوانستیم زیباییهای ساحل را ببینیم، چون کشتی ما به دلیل وجود ناخدای ضعیف و ناتوان در حرکت به جلو متوقف شده است.
هوش مصنوعی: اگر روزی مقدر شود که به وصالش برسم، مانند قصابی هستم که در زمان دیدن او، سایهام از پشت مانع دیدش شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.