قسم احوال بعد ازین باشد
هر که دانست مرد دین باشد
اول آن محبتست، بدان
پس ازان غیرتست و شوق ز جان
پس قلق،پس عطش بود،ای دل
بعداز آن وجد دید شد منزل
هیمانست و برق و ذوق تمام
ختم شد این درود کرد و سلام
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
قسم احوال بعد ازین باشد
هر که دانست مرد دین باشد
اول آن محبتست، بدان
پس ازان غیرتست و شوق ز جان
پس قلق،پس عطش بود،ای دل
بعداز آن وجد دید شد منزل
هیمانست و برق و ذوق تمام
ختم شد این درود کرد و سلام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به تشریح مراحل مختلف سیر و سلوک عرفانی میپردازد. او از محبت به عنوان ابتداییترین و مهمترین عنصر یاد میکند و بعد از آن غیرت و شوق را معرفی میکند. سپس، عطش و بیقراری دل را به عنوان حالات بعدی اشاره میکند و در نهایت به وجد و احساسات عمیق در این مسیر اشاره دارد. شعر با تأکید بر اهمیت سلام و درود به پایان میرسد، که نشاندهندهی احترام و ادب در این مسیر است.
هوش مصنوعی: بعد از این، حال و روز هرکس به این بستگی دارد که چه مقدار از دین و معرفت بهرهمند باشد.
هوش مصنوعی: محبت در ابتدا قرار دارد، و پس از آن، غیرت و شوق از عمق وجود انسان ناشی میشود.
هوش مصنوعی: بعد از آنکه احساس تشنگی و اضطراب به پایان رسید، ای دل، در نهایت به آرامش و سرزمین امنی رسیدی.
هوش مصنوعی: همه چیز به پایان رسید و با شعف و شوق، سلام و درودش را گفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.