گنجور

 
قاسم انوار
 

جان نوروز و جان صد عیدی

عیدی عاشقان بده، عیدی

راحت روح و نور اعیانی

«انتموا سیدی و مستندی »

هر کسی رو بمقصدی دارد

ما و صهبا و جام جمشیدی

من بهر جام سر فرو نارم

خاصه بر جام تلخ نومیدی

باده خوردی، حلال و نوشت باد!

جور بود این که جام دزدیدی

عاشق بی ریای بی تزویر

بهتر از زاهدان تقلیدی

بر سردار عشق «اناالحق » گوی

گر ز مستان جام توحیدی

عاقبت بر فغان و گریه ما

رحم کردی، اگرچه خندیدی

قاسم از کشتگان غمزه تست

«قلب و روحی فداک یا سندی »