ابلهی را علت درد شکم
کرد عاجز هفته ای، یا بیش و کم
رفت نزدیک طبیب خرده دان
علت خود عرضه کرد اندر زمان
چون سؤالش از غذا کرد آن عزیز
گفت: جغرات و چغندر با مویز
این سخن بشنید ازو داننده مرد
بر سر و ریشش زمانی خنده کرد
گفت: چشمت را سبل کرده است کور
ای ز تو دانش به صد فرسنگ دور
این چنین غافل نمی شاید غنود
بایدت رفتن بر کحال زود
تا سبل گرداند از چشم تو کم
وارهی از علت درد شکم
گفت:می گویی جواب بی محل
درد اشکم را چه نسبت با سبل؟
من چو از درد شکم پرسم سؤال
از سبل گویی جوابم،چیست حال؟
گفت:اگر کورت نمی بودی بصر
زانچه می دارد زیان کردی حذر
قصه کم تر گو، بر کحال رو
هیچ تاخیری مکن، درحال رو
چشم تو کورست و تو آواره ای
سخت محرمی و بس بیچاره ای
می کنی اثبات خویش و نفی یار
نفی خود کن،تا شود یار آشکار
تو چنین گویی که:بر شیطان دون
غالبم در حیله و مکر و فسون
نیستی غالب ولی پندار تو
می دهد بر باد کار و بار تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر داستان فردی ابله را روایت میکند که به دلیل درد شکم به پزشک مراجعه میکند. پزشک در ابتدا از او درباره غذایش میپرسد و پاسخ او خوردن جغرات و چغندر با مویز است. پزشک با شنیدن این پاسخ میخندد و به او میگوید که مشکل اصلیاش بیناییاش است که باعث نادانیاش شده است. او به فرد ابله سفارش میکند که به چشم پزشک مراجعه کند تا مشکلش حل شود. ابله درک نمیکند که مشکلش با درد شکم ارتباطی ندارد و به پزشک اعتراض میکند که چرا به او در مورد بیناییاش میگوید. پزشک به او میفهماند که نادانی و غفلت او از مشکلاتش، مشکلات بیشتری را برایش ایجاد کرده است و او باید به حقیقت درونیاش پی ببرد. در نهایت، شعر به نقد نادانی و خودفریبی ابله میپردازد.
هوش مصنوعی: یک آدمی با نادانی خود باعث شد که درد شکم را به سراغش بیاورد و حالش به قدری بد شد که یک هفته یا بیشتر از آن نمیتوانست بهبود یابد.
هوش مصنوعی: به نزد پزشک رفت و مشکل خود را با جزئیات توضیح داد.
هوش مصنوعی: وقتی از آن شخص عزیز درباره غذا سؤال کردند، او پاسخ داد: «جغورات و چغندر به همراه مویز».
هوش مصنوعی: این حرف را از او شنید، مرد باهوشی که مدتی بر سر و ریشش خندید.
هوش مصنوعی: او گفت: چشمانت به گونهای بسته است که مثل یک کور شدهای، ولی از تو دانش و آگاهی به اندازهای دور است که انگار صد فرسنگ فاصله داری.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که نباید در خواب غفلت باقی ماند و باید به موقع اقدام کرد و از فرصتها بهرهبرداری کرد. اگر دیر بجنبی، ممکن است فرصتها را از دست بدهی.
هوش مصنوعی: هر وقت که تو با چشمهای زیبایت به من نگاه میکنی، تمام دردها و مشکلاتم به فراموشی سپرده میشود.
هوش مصنوعی: گفت: تو میگویی که چرا درد اشک من ارتباطی با این راهها ندارد؟
هوش مصنوعی: زمانی که من از درد شکم خود میپرسم، وقتی که به راههای دیگر مراجعه میکنم، همه میگویند چه حالتی دارم؟
هوش مصنوعی: گفت: اگر نابینا نبودی، به خاطر آنچه که میدانی، باید مواظب زیانهایی که ممکن است ببینی باشی.
هوش مصنوعی: کمتر از داستانها بگو و هیچ تأخیری در انجام کارها نداشته باش. در لحظه حاضر زندگی کن و عمل کن.
هوش مصنوعی: چشم تو نمیتواند ببیند و تو در حال گشت و گذار هستی، در حالی که بسیار به کسی نزدیک هستی و حقیقتاً بینوا هستی.
هوش مصنوعی: برای نشان دادن وجود خود و رد کردن محبوب، باید خود را نفی کنی تا محبوب واقعی برایت آشکار شود.
هوش مصنوعی: تو میگویی که من در برابر شیطان حقیر و بیارزش از نظر نیرنگ و فریب برتری دارم.
هوش مصنوعی: وجود تو ناپایدار است، اما تصور تو باعث میشود که تلاشها و کارهایت به هدر برود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.