همچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
آن عقوبت بس که ارمک دیده در پهلوی صوف
زردکی میگفت با خود رنگ پیش تاجری
من بصد رخت دگر ندهم سر یکموی صوف
آن فراویز خشیشی بهر دفع چشم زخم
مانده ام چون بند والا بسته پهلوی صوف
حلقه زر بین بگوش دگمه لعل و شبه
و چنین درمانده زردوزی زمابی روی صوف
در خیال جامه آنمعنی که طاق افتاده است
گو نباشد حرزو تمویذ بر و بازوی صوف
میکند آنموجها در صوف سحر از دلبری
هست یعنی این غلام وباشد آن هندوی صوف
من چه بدگوئی کنم خود در نگرکان خاکسار
نسبت شیرازه چاکست با ابروی صوف
در چنین موسم که با صوفست همبر موینه
مفلسان را نیست تاب غمزه جادوی صوف
پوستین صوف قاری تسمه قندس بود
بنگر این تشبیه مطلق هست آن گیسوی صوف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفاتی زیبا و تشبیهی از صوف و زیباییهای آن دارد. شاعر خود را به صندل بافی تشبیه میکند و از عشق و شگفتیاش نسبت به صوف صحبت میکند. او به تلخی و دردناک بودن این عشق اشاره میکند و از رنگ زردکی که به خود میگوید، نماد نگرانی و وابستگیاش به صوف را نشان میدهد. در ادامه، به موهای زیبا و گیسوی صوف اشاره میکند و نشان میدهد که چقدر این زیبایی برای او جذاب و پرمغز است. با بیان غم و اندوهی که در فصل جوانی و عشق به وجود آمده، در نهایت عشق و زیباییهای صوف را به زیبایی وصف میکند.
هوش مصنوعی: مانند صندل بافی که به زیبایی و آرامش در کار خود غرق شده، من نیز تحت تأثیر عشق و زیبایی قرار گرفتهام. از آنجا که عشق به من آسیب رسانده، همانند عذاب و نقشی که بر روی فرش اثر میگذارد، این عشق در من احساس عمیقی به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: در این بیت، زردک (کدو) به خود میگوید که با رنگ خود(رنگ زرد) به تاجر میروم و به هیچ قیمتی حاضر نیستم که رنگ و ظاهر خود را با چیز دیگری عوض کنم، حتی اگر به من صد لباس مختلف بدهد. این نشاندهندهی ارزش و اهمیتی است که زردک برای ویژگیها و وجود خود قائل است.
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی صحبت از یک شیء میکند که به منظور دور کردن چشمزخم و بدیها استفاده میشود. او خود را در وضعیتی توصیف میکند که مانند بند و زنجیری به این وسیله وابسته است و احساس میکند که این وسیله به او کمک میکند تا از آسیبهای احتمالی محافظت کند.
هوش مصنوعی: حلقهی طلا را در گوش دگمهای از سنگ قیمتی و مروارید تصور کن، و این که چطور یک بافنده با سوزن و نخ در کارش به سختی میافتد و از زیبایی سطح نرمی که دارد، ناامید است.
هوش مصنوعی: در تصور میآید که جامهای از نوعی خاص وجود دارد که به طور آراسته در کنار قرار گرفته است، بنابراین نباید به توهم و فریب خوردن در این مسأله توجه کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که آن امواج درشتی که در سحرگاه ایجاد میشود، به خاطر دلبری و زیبایی خاصی است که وجود دارد. این زیبایی باعث میشود که این غلام به عشق و محبت به آن زیبایی مشغول باشد.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از خودم بد بگویم، در حالی که به انسانهای خاکی و متواضع نزدیک هستم و در مقایسه با زیبایی ابروهای صوفی، حالتی کوچک و حقیر دارم؟
هوش مصنوعی: در این زمان که صوفیها به هم پیوستهاند، افراد بیپول و نیازمند قدرت تحمل جاذبه و فریب صوفی را ندارند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا به نوعی از زیبایی اشاره شده است که به یک دقیقه یا جزئیات خاصی مربوط است. میتوان گفت که قاری (کسی که قرآن میخواند) به زیبایی و ظرافت صوفیانهای اشاره میکند که فراتر از یک تشبیه ساده است و نشاندهنده عمق و لطافت احساسات و معانی نهفته در گیسوها و یا ظواهر زیبایی است. این بیان میتواند به نوعی تأکید بر ارزش و زیبایی درون و بیرونی باشد که در قالب تشبیهها و تصاویر خاص به تصویر کشیده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.