گنجور

 
نظام قاری

نگارا مردگان از جان چه دانند

کلاغان قدر تابستان چه دانند

در جواب او

(بیت اول جاافتاده یا ناخواناست)

نیفتد جمله با احوال پرده

که سلطانان غم دربان چه دانند

بصوف زاغکی کم زروسی

کلاغان قدر تابستان چه دانند

بچکمه گرچه کوها پا در آرند

طریق سیر این میدان چه دانند

چو نشناسند پا را ز آستین هم

رموز پاچه تنبان چه دانند

نمدسازان که پشمینه فروشند

بهای روسی و کتان چه دانند

بپوش این دلق معنی قاری از خلق

که خلقان سر این خلقان ندانند