جیب مرا مدوز که بودش نمانده است
تارش ز هم گسسته و پودش نمانده است
سرگرمی خیال تو از ناله باز داشت
دل پاره آتشی ست که دودش نمانده است
داد از تظلمی که به گوشت نمی رسد
آه از توقعی که وجودش نمانده است
چون نقطه اختر سیه از سیر باز ماند
گویی دگر هبوط و صعودش نمانده است
مکتوب ما به تار نگاه تو عقده ای ست
کز هیچ رو امید گشودش نمانده است
دل را به وعده ستمی می توان فریفت
نازی که بر وفای تو بودش نمانده است
افتادگی نماز دل ناتوان ماست
درد سر قیام و قعودش نمانده است
دل جلوه می دهد هنر خود در انجمن
رحمی مگر به جان حسودش نمانده است
دل در غم تو، مایه به رهزن سپرده ای ست
کار از زیان گذشته و سودش نمانده است
غالب زبان بریده و آگنده گوش نیست
اما دماغ گفت و شنودش نمانده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و ناامیدی شاعر است. او از بیپولی و ناتوانی خود گلایه دارد و احساس میکند که دیگر هیچ امیدی برای بهبود وضعیتش وجود ندارد. دل شاعر پر از آتش غم و حسرت است و گویی هیچ چیز در زندگیاش باقی نمانده است. او از تنهایی و بیتوجهی دیگران رنج میبرد و میخواهد که کسی صدای او را بشنود، اما همچنان در ناامیدی غرق است. این احساسات باعث شده تا او نتواند به وعدهها و آرزوهایش دل خوش کند و به نتیجه برسد. در نهایت، شعری است از غم، یأس و فقدان امید.
هوش مصنوعی: لطفاً جیب مرا نزن، چرا که چیزی در آن باقی نمانده است؛ نه رشتهای سالم مانده و نه تکهای از پارچه.
هوش مصنوعی: فکر و یاد تو باعث شده که دل شکستهام آرام بگیرد. این دل مانند آتش بوده که دیگر دودی از آن بلند نمیشود.
هوش مصنوعی: ناله و فریاد من از ظلمی است که به گوش کسی نمیرسد و افسوس از انتظاری که دیگر برایم وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که ستارهای از حرکت و گردش خود بازمیماند، به نظر میرسد که دیگر هیچ راهی برای صعود و پیشرفتش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: نامه ما به چشمان تو حاوی راز و ناگفتههایی است که هیچ امیدی به روشن شدنش نداریم.
هوش مصنوعی: دل را میتوان به وعدهای فریب داد، اما کسی که به تو وفادار بود، دیگر چیزی از آن وفا در دلش نمانده است.
هوش مصنوعی: نماز دل ناتوان ما نشاندهندهی افتادگی و بیحوصلگیامان است و دیگر انرژی برای ایستادن و نشستن در این حالت را نداریم.
هوش مصنوعی: دل در جمع دوستان و آشنایان، زیباییهای خود را به نمایش میگذارد، اما این زیبایی ممکن است به دلیل حسادت دیگران، در خطر باشد.
هوش مصنوعی: دل تو در شان تو غمگین و نگران است و این درد، باعث شده که حتی از دزدها نیز کمتر شود و دیگر هیچ سودی برایت نداشته باشد، چرا که به خاطر رنج و غم تو، همه چیز به ضرر گذشته است.
هوش مصنوعی: بیتردید بسیاری از افراد قادر به بیان حرفهای خود نیستند و زبانشان قاصر است، اما این موضوع باعث نمیشود که آنها توانایی شنیدن و درک صحبتهای دیگران را نداشته باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.