اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
چون برگ شقایق جگر از ناله فرو ریخت
آتشکده خوی تو نازم که ز طرفش
رفتم شرر و داغ گل و لاله فرو ریخت
بر ساده دلانت به وفا جلوه همی داد
بیداد تو آب از رخ دلاله فرو ریخت
گفتم ز که پرسم خبر عمر گذشته؟
ساقی به قدح باده ده ساله فرو ریخت
بی سعی نگه مستی آن چشم فسونگر
خونم به سیه مستی دنباله فرو ریخت
مشاطه به آرایش آن حسن خداداد
گل در چمن و قند به بنگاله فرو ریخت
با موج خرامش سخن از باده مگویید
کاب رخ این جوهر سیاله فرو ریخت
چون انجم و خورشید ز برق دم گرمم
شیرازه جمعیت تبخاله فرو ریخت
رشک خط روی تو گر افشرد بدین رنگ
بینی که مه از دایره هاله فرو ریخت
در قالب ملا اثرش پرده گشا شد
خاکی که قضا در تن گوساله فرو ریخت
دزدیده سر اهل سخن از بیم تو غالب
گویی رگ ابر قلمت ژاله فرو ریخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به طور کلی از احساس عمیق شاعر درباره عشق و زیبایی میگوید. شاعر ابتدا به تصویرگری از زیباییهای طبیعی و انسانی میپردازد و از ارتباط میان عشق و طبیعت سخن میگوید. او به داغی و سوز عشق اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه این احساسات در دل او شعلهور است. همچنین، شاعر به نیکوخی و وفاداری معشوق اشاره میکند و از لحظههای خوش زندگی و بادهنوشی یاد میکند. در نهایت، احساساتی از حسرت و یأس نیز در کلام او به چشم میخورد؛ بهطوری که عشق و زیبایی با تلخی و درد همراه شده است. شاعر با تصاویر دلنشین و جذاب، دنیای عشق را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: چند پر کاله به شکل سوخته و داغ بر روی زمین افتادند، مانند برگهای شقایق که از ناراحتی و ناله دل به زمین میریزند.
هوش مصنوعی: بر آتشکدهی زیبای تو آفرین میگویم، زیرا از طرف آن شعلهها و گرمای گل و لاله به من ریخته شد.
هوش مصنوعی: بر دلهای ساده و بیخبر از حقایق، ستم و ظلم تو به قدری نمایان شده که زیبایی و جذابیتت حتی باعث ریزش اشک از چهره دلاله شده است.
هوش مصنوعی: گفتم از که بپرسم خبر عمر سپری شده را؟ ساقی جامی پر از شراب ده ساله را برایم ریخت.
هوش مصنوعی: نگاه آن چشم فریبندهاش به من، بدون هیچ تلاشی حالتی مست و مدهوشکننده را به وجود آورده است، و من در این حال غمگین و افسرده، تمام ذهنت را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: آرایشگر به زیبایی طبیعی آن گل خدادادی در میان چمن و شکر نرم و شیرین در بنگاله اشاره میکند.
هوش مصنوعی: با ناز و طغیانی که دارد، از باده صحبت نکنید؛ زیرا زیبایی و جلوهاش به مانند یک جوهر مایع است که از دست میرود.
هوش مصنوعی: وقتی که من با انرژی و حرارت خود ظاهر میشوم، نظم و انسجام جمعیت مانند مواد تبخیر شده به هم میریزد و فرو میافتد.
هوش مصنوعی: اگر خطی که بر صورت تو وجود دارد به نظر بیفتد، حسادت میکند؛ چرا که رنگی که بر آن هست، زیباییاش را به یاد ماهی میاندازد که از دایره نور میافتد.
هوش مصنوعی: خاکی که سرنوشت در جسم گوساله قرار داده بود، اکنون به وسیله شاعر، از پرده بیرون آمده و به نمایش گذاشته شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر نگرانی تو، سخنوران در سکوت هستند و انگار که قطرات باران از قلم تو فرو میچکد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.