خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
که هم ز من پی من خلد را بنا انداخت
چو نقش پا همه افتادگی ست هستی من
ز آسمان گله نبود اگر مرا انداخت
سواد سایه همان صورت گلیم گرفت
همای فرخ اگر سایه بر گدا انداخت
ز رزق خویش چه سان بر خورم که داس قضا
ز کشت خوشه درود و در آسیا انداخت
به عز و ناز منه دل که افتد آخر کار
ز فرق مهر کلاهی که بر هوا انداخت
به طعن بی اثری های ناله ما را کشت
ز کیش ماست خدنگی که سوی ما انداخت
صحیفه پیش نگاه و نگاه کزلک تیز
دریغ گر به سر حرف مدعا انداخت
اگر نه لطف شب وصل کاستن می خواست
ز روز هجر سخن در میان چرا انداخت؟
منم که با جگر تشنه می نوردم راه
به وادیی که خضر کوزه و عصا انداخت
فغان ز غفلت غالب که کارش از سستی
ز دست رفته و داند که با خدا انداخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی درد فراق و تأثیرات آن بر روح انسان است. شاعر احساساتی چون عشق، اندوه و ناامیدی را توصیف میکند. او به چرخ فلک اشاره دارد که او را از مسیر عشقش دور کرده و به او احساس حقارت میدهد. شاعر به نوعی بیان میکند که همه چیز در زندگی او به یک نوع افتادگی تبدیل شده است و حوادث نامطلوب و قضا و قدر او را در تنگنا قرار داده است. او از ناکامیها و نالههای ناامید کنندهاش سخن میگوید و به تلاش برای رسیدن به وصال میپردازد. در نهایت، شاعر با رنج و عطش در جستجوی معشوق، به یاد خضر و نمادهای آبرومندی میافتد، و غفلت و سستی را محکوم میکند.
هوش مصنوعی: خوشحالم که تقدیر به خاطر تو باعث شد که از راه خودم منحرف شوم، چون همین باعث شد که بهشت را برای من بسازند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که وجود من مانند ردپایی است که به زمین افتاده و همه چیز در آن به نوعی نقصان و زوال است. اگرچه وجود من از آسمان است، اما اگر به زمین بیفتم، هیچ ناراحتی نمیکنم، چرا که میدانم این وضع طبیعی زندگی است.
هوش مصنوعی: سایهی شکل گلیم، شبیه به بالهای پرنده خوشبخت است، اگرچه این سایه بر روی یک گدای فقیر افتاده باشد.
هوش مصنوعی: چطور از روزی خود استفاده کنم در حالی که سرنوشت، خوشههای زندگیام را قطع کرده و در آسیاب از بین میبرد؟
هوش مصنوعی: دل را به خودپسندی و غرور نسپر که سرانجام عشق و محبت ممکن است با تلخی و ناامیدی روبهرو شود، مانند کلاهی که بهراحتی در هوا پرتاب شده و ممکن است بهسرعت به زمین بیفتد.
هوش مصنوعی: نالههای ما بیاثر و بیمصرف بود و در نهایت ما را به هلاکت رساند. این نتیجهای است که از نوع تفکر و ایمان ما نشأت میگیرد، مانند تیرکی که به سمت ما پرتاب شده است.
هوش مصنوعی: کتابی در برابر چشمهاست و نگاه سریع و تیز کزلک، اگر به موضوع اصلی اشاره کند، حسرت به دل است.
هوش مصنوعی: اگر شب وصال آنقدر مهربان نبود که زمانی را برای ما کم کند، پس چرا سخن از روز جدایی در میان میآورد؟
هوش مصنوعی: من هستم که با دل پر از تشنگی به راهی میروم که خضر، آن راهنما، ظرف آب و عصای خود را رها کرده است.
هوش مصنوعی: آه از بیتوجهی غالب که به دلیل سستیاش، کارها از دستش رفته و میداند که باید با خداوند درافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.