جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب
نگه در چشم و آهم در جگر وامانده است امشب
به ذوق وعده سامان نشاطی کرده پندارم
ز فرش گل به روی آتشم بنشانده است امشب
خیال وحشت از ضعف روان صورت نمی بندد
بیابان بر نگه دامان ناز افشانده است امشب
دل از من عاریت جستند اهل لاف و دانستم
سمندر این غریبان را به دعوت خوانده است امشب
زهی آسایش جاوید همچون صورت دیبا
نم زخمم تن و بستر به هم چسبانده است امشب
به قدر شام هجرانش درازی باد عمرش را
فلک نیز از کواکب سبحه ها گردانده است امشب
به خوابم می رسد بند قبا واکرده از مستی
ندانم شوق من بر وی چه افسون خوانده است امشب؟
به دست کیست زلف کاین دل شوریده می نالد
سر زنجیر مجنون را که می جنبانده است امشب؟
خوش ست افسانه درد جدایی مختصر غالب
به محشر میتوان گفت آنچه در دل مانده است امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات و افکار عمیق خود در مورد عشق و جدایی میپردازد. او از حالت جنون و حیرت ناشی از عشق صحبت میکند که در شب به او دست داده است. در این شب، احساساتی چون فراق و ناتوانی در بیان احساساتش نمایان است و فضا به گونهای است که انگار همه چیز به او فشار میآورد. شاعر به زیبایی و لذت وعدههای عاشقانه اشاره میکند، در عین حال احساس ضعف و وحشت را نیز تجربه میکند. او از دلشکستگی و آلام جدایی میگوید و این که چقدر زخمها و دردهایش عمیقاند. در نهایت، او به این حقیقت اشاره میکند که در عالمی از افسانهها و دردها، ممکن است چیزهایی بیان شود که در دل مانده و ناگفته است.
هوش مصنوعی: امشب، عشق و شیدایی من به جایی دور و بینشان منتقل شده است. نگاه من در چشمانم و آهی که در دلم مانده، نشاندهندهی حالتی گیج و پر از سردرگمی است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که امشب، به خاطر وعدهای که به من دادهاند، حال و هوای شادابی را احساس میکنم و گویی بر فرش گلی نشستهام که روی آتش است.
هوش مصنوعی: امشب بیابان جلوهای از زیبایی به خود گرفته و ما هیچ نگرانی یا ترسی از ضعف روح خود نداریم.
هوش مصنوعی: دل من را از من گرفتند و کسانی که فقط در حرف بزرگ میشوند، به من نشان دادند که سمندر (موجودی افسانهای) امشب غریبان را به دعوت خود فراخوانده است.
هوش مصنوعی: آرامش ابدی شبیه به زیبایی ابریشمی است و امشب زخمهایم باعث شدهاند که بدن و خوابگاهم به هم چسبیده شوند.
هوش مصنوعی: عمر او به اندازه شب اندوهش طولانی باشد و آسمان امشب ستارهها را مانند تسبیح برایش ردیف کرده است.
هوش مصنوعی: به خوابم، لباس قبا که باز شده و در حالتی مستی روییده، احساس میکنم که نمیدانم شوق من نسبت به او چه جادو و افسونهایی را برانگیخته است در این شب.
هوش مصنوعی: زلفی که این دل دیوانه از آن ناله میزند، به دست که است؟ کیست که امشب زنجیر مجنون را به جنبش درآورده است؟
هوش مصنوعی: داستان تلخ جدایی به زیبایی بیان شده است. غالب در اینجا میگوید که امشب میتواند از احساسی که در دلش مانده، بگوید و در واقع اشاره به اهمیت و عمق این احساس دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.