از تست اگر ساخته، پرداخته ما
کفری نبود مطلب بی ساخته ما
پرورده نازیم به رحمتکده عجز
بر پای تو باشد سرافراخته ما
هم طرحی سودازدگان تو بلا شد
کاشانه اغیار برانداخته ما
در عشق تو بر ماست دیت اهل نظر را
ابروی تو تیغ به خیال آخته ما
حیرانی ما آینه شهرت یارست
شد جاده به کویش نفس باخته ما
وقتست که چون گرد ز تحریک نسیمی
ریزد پر و بال از قفس فاخته ما
بودیم نظرباز و تو بر دل زده ای باز
ای دیده نوازش ز تو ننواخته ما
هر جاده که از نقش پی تست به گلشن
چاکی ست به جیب هوس انداخته ما
غالب مدم افسون اقامت که بلایی ست
دیوانه از بند برون تاخته ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شیفتگی به معشوق است. شاعر از سختیها و حالات عاشقانهاش میگوید و به تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسمش اشاره میکند. او در احساساتش مستأصل و حیران است و قدرت عشق را در تغییرات زندگیاش نشان میدهد. همچنین، به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دلها و ذهنها اشاره میکند، و در نهایت از آزاد شدن از قید و بندهای عشق میگوید. این نوشتار نمایانگر عمق احساسات و جستجوی زیبایی در عشق است.
هوش مصنوعی: اگر تو درست کردهای و وجودم را شکل دادهای، بیتردید نمیتواند چیزی که به آن کفر میگویند، از من حاصل شده باشد.
هوش مصنوعی: ما در پرورش عشق و محبت تو بزرگ شدهایم و در مقابل رحمتهای تو، با دستهای ناتوان خود، تنها میتوانیم سر خود را به خاطر بزرگواری تو بالا بگیریم.
هوش مصنوعی: طرح و نقشهای که برای سوداگران و طمعورزان کشیدهای، باعث ویرانی و نابودی خانههای دیگران شده است.
هوش مصنوعی: در عشق تو، همه چیز بر ما واجب است. ابروی تو مانند تیغی است که در خیال ما آماده شده است.
هوش مصنوعی: حیرت و شگفتی ما به خاطر محبوب محبوبی است که در نظرها مشهور شده است. راهی که به سوی او میبرد از نفس ما پر است؛ ما در دل به او باختهایم.
هوش مصنوعی: زمانی است که هنگام وزیدن نسیمی، گرد و غبار بهوجود میآید و قفس فاخته ما را از پر و بالش خالی میکند.
هوش مصنوعی: ما همیشه به زیبایی تو نگاه کردهایم و تو هم با چشمانت بر دل ما تاثیر گذاشتی. ای چشم نواز، صدای نرمت بر ما نوزیده است.
هوش مصنوعی: هر راهی که به نشانههای تو منتهی شود، به باغی پر از زیبایی و محبت ختم میشود و ما را با آرزوها و خواستههایمان پر کرده است.
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که دوری و فراق چیزی است که مثل یک بلا یا مصیبت بر سر ما افتاده است و ما از آن رنج میبریم. غم و افسون دوری سبب شده که عقل و حال ما مختل شود و نتوانیم آرامش داشته باشیم. در واقع، این دوری ما را از خود بیخود کرده و به نوعی آزادیم از آن حالتی که در کنار میبودیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.