در گرد غربت آینه دار خودیم ما
یعنی ز بیکسان دیار خودیم ما
دیگر ز ساز بیخودی ما صدا مجوی
آوازی از گسستن تار خوردیم ما
از بس که خاطر هوس گل عزیز بود
خون گشته ایم و باغ و بهار خودیم ما
ما جمله وقف خویش و دل ما ز ما پرست
گویی هجوم حسرت کار خودیم ما
از جوش قطره همچو سرشک آب گشته ایم
اما همان به جیب و کنار خودیم ما
مشت غبار ماست پراگنده سو به سو
یارب به دهر در چه شمار خودیم ما؟
با چون تویی معامله بر خویش منت است
از شکوه تو شکرگزار خودیم ما
روی سیاه خویش ز خود هم نهفته ایم
شمع خموش کلبه تار خودیم ما
در کار ماست ناله و ما در هوای او
پروانه چراغ مزار خودیم ما
خاک وجود ماست به خون جگر خمیر
رنگینی قماش غبار خودیم ما
هر کس خبر ز حوصله خویش می دهد
بدمستی حریف و خمار خودیم ما
تار نگاه پیرو ما سلک گوهرست
رفتار پای آبله دار خودیم ما
غالب چو شخص و عکس در آیینه خیال
با خویشتن یکی و دوچار خودیم ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس غربت و تنهایی شاعر میپردازد. او به تصویر کشیدن حالتی از جدایی و بیقدری در زندگی خود میپردازد. با اشاره به اینکه آنها در جستجوی صدا و هویت خود هستند، نشان میدهد که در دنیای پر از حسرت و آرزو غرق شدهاند. شاعر به اندوه و تلاطمهای روحی خود اشاره میکند و از وضعیت خود به عنوان افرادی که در جستجوی عشق و زیبایی هستند، سخن میگوید. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که با وجود این وضعیت، با خود و موجودیت خویش درگیر هستند و در دنیای خود به نوعی از انس و روایت تعلق دارند.
هوش مصنوعی: ما در دوری و غربت، مانند آینهای هستیم که خود را نشان میدهد، یعنی از مردمان بیکسان و تنها، در سرزمین خودیم.
هوش مصنوعی: اغلب ما دیگر از ساز بیخودیم صدایی نخواهیم شنید، ما به حدی تار وجودمان را پاره کردهایم که دیگر موسیقی نمیخوانیم.
هوش مصنوعی: به دلیل عشق و علاقهای که به گلهای زیبا داریم، به شدت دچار درد و رنج شدهایم و حالا خود را در حالتی شبیه به باغ و بهار میبینیم.
هوش مصنوعی: ما همه در پی خودمان ایستادهایم و دلمان به خاطر عشق و احساساتی که داریم از ما دور است، انگار به تماشا و حسرت کارهای خودمان نشستهایم.
هوش مصنوعی: ما از شدت احساس و هیجان، به حالتی مانند اشک آب تبدیل شدهایم، ولی در واقع هنوز درون خودمان هستیم و هیچ تأثیری بر محیط اطرافمان نداریم.
هوش مصنوعی: ما تنها تکهای از غبار هستیم که در این دنیا به هر سو میرویم، ای خدا! در این دنیای بزرگ، ما را چگونه باید حساب کرد؟
هوش مصنوعی: وجود تو برای ما، مانند یک نعمت بزرگ است و ما برای چنین ارتباطی با تو باید سپاسگزار باشیم.
هوش مصنوعی: ما رازهای خود را حتی از خودمان نیز پنهان کردهایم، مانند شمعی خاموش در گوشهای تاریک که در کلبهمان زندگی میکند.
هوش مصنوعی: ما در کار خود ناله و اندوه داریم و همچنان که پروانه به دور چراغ میچرخد، در عشق او میسوزیم و برای یاد و خاطرهاش ارزش قائل میشویم.
هوش مصنوعی: وجود ما از خاک است و با خون دل رنگی گرفتهایم، ما تنها غبار و نشانهای از خود هستیم.
هوش مصنوعی: هر کسی دربارهی صبر و توانایی خود صحبت میکند، در واقع ما هم در حال نوشیدن شراب و مستی هستیم و همچنین احساس خماری را تجربه میکنیم.
هوش مصنوعی: نگاه ما همچون پارچهای با ارزش است و راه و روش ما شبیه به درخشش جواهر. ما خود را با قدمهایی که نشانهی ضعف دارند، به جلو میبریم.
هوش مصنوعی: غالب مانند یک فرد یا تصویری در آینه خیال، با خود همسان و درگیر هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.