ای موج گل نوید تماشای کیستی؟
انگاره مثال سراپای کیستی؟
بیهوده نیست سعی صبا در دیار ما
ای بوی گل پیام تمنای کیستی؟
خون گشتم از تو باغ و بهار که بوده ای؟
کشتی مرا به غمزه مسیحای کیستی؟
یادش به خیر تا چه قدر سبز بوده ای
ای طرف جویبار چمن جای کیستی؟
از خاک غرقه کف خونی دمیده ای
ای داغ لاله نقش سویدای کیستی؟
نشنیده لذت تو فرو می رود به دل
ای حرف محو لعل شکرخای کیستی؟
با نوبهار این همه سامان ناز نیست
فهرست کارخانه یغمای کیستی؟
در شوخی تو چاشنی پرفشانی ست
بی پرده صید دام تپشهای کیستی؟
از هیچ نقش غیر نکویی ندیده ای
ای دیده محو چهره زیبای کیستی؟
با هیچ کافر این همه سختی نمی رود
ای شب به مرگ من که تو فردای کیستی؟
غالب نوای کلک تو دل می برد ز دست
تا پرده سنج شیوه انشای کیستی؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای طبیعی و انسانی میپردازد و در عین حال سوالاتی عمیق درباره هویت و ماهیت وجودی مطرح میکند. شاعر به واسطه نشانهها و تصاویری از گل، بهار، باغ و چمن، در جستجوی حقیقت و پاسخ به سوالی در مورد «کیستی» میباشد. او به نوعی احساساتی از عشق و longing نسبت به زیبایی و نازایی میافزاید، و در عین حال از درد و رنجی که از فقدان و دوری میکشد، سخن میگوید. در نهایت، این اثر ترکیبی از زیبایی، عشق، غم و اندیشه درباره وجود و هویت انسان است.
هوش مصنوعی: ای موج گل، بشارتدهنده تماشا و زیبایی کیستی؟ تصویر و نمود تو، صفات و زیباییهای تو چه میباشد؟
هوش مصنوعی: سعی و تلاش نسیم به این دلیل در سرزمین ما بیهوده نیست، ای عطر گل، بگو چه کسی آرزو و خواستههایی دارد؟
هوش مصنوعی: من به خاطر تو چون درختی خشک و بیثمر شدهام، تو کجایی که از زیباییات بگویم؟ تو با نگاه نافذت مرا به درد و رنج کشاندی، چه کسی هستی که چنین قدرتی داری؟
هوش مصنوعی: یادش بخیر، چقدر زیبا و سرسبز بودی ای کناره جویبار، حالا چه جایگاهی داری؟
هوش مصنوعی: از خاکی که با خون آغشته شده و رسوایی لالهها را به یاد میآورد، تو که هستی، ای نشانگری درد و رنج؟
هوش مصنوعی: منطق و جذابیت تو به دل نفوذ میکند، ای سخن شیرین و دلبر، تو کی هستی که اینچنین تأثیر میگذاری؟
هوش مصنوعی: با شروع بهار، این همه زیبایی و دلربایی کافی نیست. در واقع، چه کسی میتواند فهرستی از ویژگیهای دلربای تو را تهیه کند؟
هوش مصنوعی: در صحبتها و شوخیهای تو، جذابیتی وجود دارد که میتواند برای دیگران جالب و توجهبرانگیز باشد. بدون هیچ کم و کاستی، سوالی مطرح میشود که آیا واقعاً میدانیم پشت این احساسات و تپشها چه چیزی نهفته است؟
هوش مصنوعی: ای چشمان من، تو هیچ چیزی جز زیبایی را نمیبینی. به خاطر زیبایی چه کسی، اینگونه متحیر شدهای؟
هوش مصنوعی: به هیچ نشانهای از بیرحمی نمیتوان به اندازهی شب مرگ من سختی را تحمل کرد، زیرا تو در فردا چه سرنوشتی داری؟
هوش مصنوعی: صدای دلنشین قلم تو آنقدر جذاب و گیراست که هر کسی را تحت تأثیر قرار میدهد. حالا این سؤال پیش میآید که تو چگونه مینویسی و این شیوهی بیان تو چیست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس تازه و تری چمن آرای کیستی
نخل امید و شاخ تمنای کیستی
روز آفتاب روزن و بام که می شوی
شبها چراغ خلوت تنهای کیستی
رنگت چو بوی دلکش و بویت چو روی خوش
[...]
ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
خرمن به باد داده و رسوای کیستی؟
در محفلی که موج پریزاد می زند
آیینه دار حسن دلارای کیستی؟
در پوست، رستخیز قیامت فکنده ای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.