جنون مستم به فصل نوبهارم میتوان کشتن
صراحی بر کف و گل در کنارم میتوان کشتن
گرفتم کی به شرع ناز زارم میتوان کشتن
به فتوای دل امیدوارم میتوان کشتن
به جرم این که در مستی بیابان بردهام عمری
به کوی میفروشان در خمارم میتوان کشتن
به هجران زیستن کفر است خونم را دیت نبود
چراغ صبحگاهم آشکارم میتوان کشتن
تغافلهای یارم زنده دارد ور نه در بزمش
به جرم گریه بیاختیارم میتوان کشتن
جفا بر چون منی کم کن که گر کشتن هوس باشد
به ذوق مژده بوس و کنارم میتوان کشتن
بیا بر خاک من گر خود گلافشانی روا نبود
به باد دامنی شمع مزارم میتوان کشتن
منت معذور دارم لیکن ای نامهربان آخر
بدین جان و دل امیدوارم میتوان کشتن
به خون من اگر ننگست دست و خنجر آلودن
نوید وعدهای کز انتظارم میتوان کشتن
خدایا از عزیزان منت شیون که برتابد؟
جدا از خانمان دور از دیارم میتوان کشتن
پس از مردن اگر بهر من آسایش گمان داری
سرت گرد به تصدیع خمارم میتوان کشتن
گرفتم یار باشد بینیاز از کشتنم غالب
به درد بینیازیهای یارم میتوان کشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر در مورد عشق و درد میپردازد. شاعر به جنون و مستی خود در فصل بهار اشاره میکند و از کشتن خود به عنوان ابزاری برای بیان عشق و ناامیدی استفاده میکند. او از جفا و بیمهری معشوق گلهمند است و به زندگی بدون او را کفر میداند. همچنین، شاعر امیدوار است که عشق او بیپاسخ نماند و به یادآوری او از دردها و ناتوانیهایش میپردازد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و وابستگیاش به معشوق به حدی است که حتی مرگ نیز نمیتواند او را از این درد آزاد کند.
هوش مصنوعی: در بهار، به خاطر حال و هوای شاداب و زندهای که دارم، میتوانم با دلخوشی و سرخوشی خود، هم مینی را بنوشم و هم گلها را در کنار خود داشته باشم.
هوش مصنوعی: گفتم که در دل زارم نمیتوان کشته شدن را به حکم شرع توجیه کرد، اما به امید عشق، میتوان به این سرنوشت تن داد.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه در حالتی سرمستی و سرگیجه، سالها در میان میفروشان گذراندهام، حالا گرفتار حالتی از خمار و بیحالی هستم. این شرایط به قدری عمیق است که احساس میکنم اگر بخواهند، میتوانند مرا از بین ببرند.
هوش مصنوعی: زندگی در دوری و جدایی نامعقول است. خون من بها و ارزش ندارد. من در روشنایی صبحگاه، به وضوح قابل مشاهدهام و میتوان به راحتی مرا از بین برد.
هوش مصنوعی: اگر یارم بیتوجهی نمیکرد، زندگیام را حفظ میکرد ولی در مجالس او از گریههای بیاختیارم به شدت رنج میبرم و میتوانستم ناکام شوم.
هوش مصنوعی: لطفاً از آزار من کم کن، زیرا اگر قرار باشد با من بدرفتاری کنی، میتوانی این کار را با لذت بوسه و نزدیکی انجام دهی و در واقع خودم را تسلیم کنی.
هوش مصنوعی: بیایید بر روی خاک من اگر نمیتوانی گلی بریزی، حداقل با باد دامن میتوانی شمع آرامش من را خاموش کنی.
هوش مصنوعی: من از تو قدری سپاسگزارم، اما ای بیرحم، با این حال، به جان و دل خود امیدوارم که تو میتوانی مرا با کشتن آزادم کنی.
هوش مصنوعی: اگر دست و خنجر به خون من آغشته است، نشان دهنده ننگی است. خوش به حال کسی که میتواند وعدهای را از انتظارم به واقعیت تبدیل کند، حتی اگر این به قیمت جان من تمام شود.
هوش مصنوعی: پروردگارا، از عزیزانم به خاطر شیون و گریهای که بر دل مینشیند، چه کسی میتواند تحمل کند؟ جدا شدن از خانه و دیارم، به تنهایی میتواند مرا هلاک کند.
هوش مصنوعی: بعد از مرگم اگر فکر میکنی که برای من آرامش به وجود میآید، سخت در اشتباهی. میتوانی به راحتی مرا بکشانی، چون حالا دیگر به چیزی وابسته نیستم.
هوش مصنوعی: من یار خود را به دست آوردم و نیازی به کشتن او ندارم. غالباً میتوانم با دردهایی که ناشی از وابستگی به یارم است، به زندگی ادامه دهم و او را ترک کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.