سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم
رنگ شو ای خون گرم تا به پریدن دهیم
عرصه شوق تو را مشت غباریم ما
تن چو بریزد ز هم هم به تپیدن دهیم
جلوه غلط کرده اند رخ بگشا تا ز مهر
ذره و پروانه را مژده دیدن دهیم
سبزه ما در عدم تشنه برق بلاست
در ره سیل بهار شرح دمیدن دهیم
بو که به مستی زنیم بر سر و دستار گل
تا می گلفام را مزد رسیدن دهیم
بر اثر کوهکن ناله فرستاده ایم
تا جگر سنگ را ذوق دریدن دهیم
شیوه تسلیم ما بوده تواضع طلب
در خم محراب تیغ تن به خمیدن دهیم
دامن از آلودگی سخت گران گشته است
وه که درآرد ز پا به که به چیدن دهیم
خیز که راز درون در جگر نی دمیم
ناله خود را ز خویش داد شنیدن دهیم
غالب از اوراق ما نقش ظهوری دمید
سرمه حیرت کشیم دیده به دیدن دهیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان آلام و آرزوهای عاشقانه و عاطفی میپردازد. شاعر از سوختن دل و رنجهایی که تحمل میکند صحبت میکند و در طلب عشق و زیبایی است. او از رنگ و جلوههای عشق میگوید و اینکه چطور احساسی عمیق و شوق به جستجوی معشوق دارد. همچنین تصویرهای طبیعت، مانند سبزه و گل، به نمادهای عشق و زیبایی تبدیل شدهاند. در انتها نیز به رازهای درون و احساسات عمیق خود اشاره میکند، نشاندهنده آگاهی و دلگدازیدگی نسبت به عشق و زندگی. به طور کلی، شعر بر شعر عشق و فراق و زیباییهای زندگی و طبیعت تمرکز دارد.
هوش مصنوعی: دل ما از درد و رنج میسوزد و نمیدانیم تا کی باید تحمل کنیم. ای دل، رنگ و روی تازهای بگیر تا بتوانیم به زندگی و پرواز دوباره امیدوار شویم.
هوش مصنوعی: در زمان عشق تو، ما مانند غباری هستیم که در عرصه حیات پراکندهایم. وقتی تن ما از هم جدا شود، باز هم به زندگی ادامه خواهیم داد و زندگیمان پر از تپش و احساس خواهد بود.
هوش مصنوعی: رخسار زیبای خود را نشان بده تا ما بتوانیم از عشق و زیبایی همانند پروانهها بهرهمند شویم و شادی را تجربه کنیم.
هوش مصنوعی: سبزه ما در نبود خود، به شکلی تشنه و آماده جذبهی مشکلات و چالشهاست، همچون رودخانهای در انتظار بارش بهاری که به زندگیاش رونق میبخشد.
هوش مصنوعی: ما با شوق و خوشحالی، بویی که از گلها به مشام میرسد را در سر و دستارمان میپاشیم تا در ازای این زیبایی، پاداشی به رنگ گل را دریافت کنیم.
هوش مصنوعی: ما از درد و رنجی که به ما رسیده، به صدای دلخراشی شکایت کردهایم تا حتی سختترین دلها را نیز نرم کنیم و به گریه وادار کنیم.
هوش مصنوعی: ما باید با فروتنی و تواضع در برابر سختیها و چالشها، سر خم کرده و تسلیم شویم.
هوش مصنوعی: دامن به خاطر آلودگیها به شدت سنگین و مشکل شده است و دریغ که چه کسی میتواند آن را از پا بکند، تا به چیدن بپردازیم.
هوش مصنوعی: بیدار شو و به خود بیا، چرا که در دل و درون ما یک راز پنهان است. صدای ناله و درد خود را از عمق وجودمان بشنو و درک کن.
هوش مصنوعی: غالب از نوشتههای ما جلوهای بیرون آمد که باعث شد حیرتزده و شگفتزده شویم و چشمانمان را به تماشا باز کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیم
دامن اگر شد بلند گریه به چیدن دهیم
درد سر ما و من سخت مکرر شدهست
حرف فراموشیی یاد شنیدن دهیم
عبرت این انجمن خورد سراپای ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.