صبح شد خیز که روداد اثر بنمایم
چهره آغشته به خوناب جگر بنمایم
پنبه یکسو نهم از داغ که رخشد چون روز
آخری نیست شبم را که سحر بنمایم
خویشتن را دگر از گریه نگهداشت به زور
جگر خسته خود آن به که دگر بنمایم
حد من نیست که بنمایمش آری از دور
با من آ تا سر آن راهگذار بنمایم
می کند ناز گمان کرده که خط دیر دمد
خیز تا شعبده جذب نظر بنمایم
آتش افروخته و خلق به حیرت نگران
رخصتی ده که به هنگامه هنر بنمایم
چون به محشر اثر سجده ز سیما جویند
داغ سودای تو ناچار ز سر بنمایم
دلربایانه به زندان همه روزم گذرد
بس که خود را به تو از روزن در بنمایم
بر رقم سنج یسار تو زنم بانگ به حشر
کش رضانامه خونهای هدر بنمایم
غالب این لعب به گل مهره رضاجویی تست
تو خریدار گهر باش گهر بنمایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از آلام درونی خود و تأثیر آن بر چهرهاش سخن میگوید و میخواهد تمام احساسات و دردها را به تصویر بکشد. او بر این باور است که روز نو، فرصتی است تا داغها و رنجها را آشکار کند و خود را از غمها آزاد سازد. شاعر میخواهد که با دیگران ارتباط برقرار کند و زیباییهای هنریاش را به نمایش بگذارد، همچنین به جستجوی محبوب خود و تأثیرش بر وجودش میپردازد. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که شناختی عمیقتر از او داشته باشد و ارزش واقعی وجودش را ببیند.
هوش مصنوعی: صبح شده است، برخیز که میخواهم نشانهای از حادثهای که رخ داده نشان دهم. چهرهام را که پر از غم و درد است به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: پنبه را کنار میگذارم از شدت حرارتی که دارم، چون روزی نیست که مانند روز قیامت باشد و شب من را ببیند تا صبحی را نشان دهم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فرد سعی میکند که احساسات و دردهای درونیاش را پنهان کند و از نشان دادن آنها خودداری کند. او با تلاش و درد و رنجی که متحمل شده، احساس میکند بهتر است دیگران را از حال خود مطلع نکند و در ظاهر خود را محکم و مقاوم نشان دهد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم خودم را نشان دهم، ولی از دور به من نزدیک شو تا بتوانم تو را به آن راهی که میخواهم، راهنمایی کنم.
هوش مصنوعی: او با ناز و ادا به خود میبالد و تصور میکند که اگر دیر از خواب برخیزد، میتواند با جلب توجه دیگران، هنر خود را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: آتش به پا شده و مردم در شگفتی هستند. اجازه بدهید که در لحظهای از هنر خود را نشان دهم.
هوش مصنوعی: وقتی که در روز قیامت آثار سجده بر چهره را جستجو میکنند، ناگزیر باید آرزوی تو را از سر آشکار کنم.
هوش مصنوعی: هر روز با دلربایی در زندان خودم به سر میبرم، چون همیشه خود را از روزنه به تو نشان میدهم.
هوش مصنوعی: به صدای سنج در دست تو، در روز قیامت، ناله و فریاد میزنم و نشان میدهم خونهایی که به ناحق ریخته شدهاند.
هوش مصنوعی: بازی غالباً به خاطر جلب رضایت توست؛ تو باید خریدار گوهرت باشی تا من بتوانم جواهر را به تو نشان دهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.