نشاط آرد به آزادی ز آرایش بریدن هم
گلم بر گوشه دستار زد دامن ز چیدن هم
بیا لطف هوا بنگر که چون موج می از مینا
گل از شاخ گلستی جلوه گر پیش از دمیدن هم
دلا خون گشتی و گفتی که هی گردیدی کار آخر
مشنو افسرده غافل عالمی دارد چکیدن هم
نه از مهرست گر بر داستانم می نهد گوشی
همان از نکته چینی خیزدش ذوق شنیدن هم
چه پرسی کز لبت وقت قدح نوشی چه می خواهم
همین بوسیدنی چون مست تر گردی مکیدن هم
به بالینم رسیدستی زهی بی کس نوازیها
فدایت یک دو دم عمر گرامی وارسیدن هم
سرت گردم شکار تازه گر هر دم هوس داری
به هر بندم رها می کن به قدر یک رمیدن هم
ز تیغت منت زخمی ندارم خویش را نازم
که حسرت غرق لذت داردم از لب گزیدن هم
ادب آموزیش در پرده محراب می بینم
نخست از جانب حق بوده انداز خمیدن هم
چه خیزد گر نقابی از میان برخاست کو تسکین؟
که می بینم نقاب عارض یارست دیدن هم
نخواهد روز محشر دادخواه خویش عالم را
به تو بخشید ایزد شیوه ناز آفریدن هم
دل از تمکین گرفت و تاب وحشت نبودم غالب
نگنجد در گریبان من از تنگی دریدن هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عشق و زیبایی است. شاعر به آزادی و نشاط اشاره میکند و میگوید که زیبایی مانند گل در دستانش است. او از شگفتیهای عشق میگوید و اینکه هر لحظه نیاز به توجه و عشق دارد. شاعر احساس میکند که زیبایی و عشق در جهان بیپایان است و به دور از غم و اندوه میزند. در نهایت، او به ارزش لحظات گرانبهای زندگی و عشق میپردازد و به احساساتی چون شوق و تمکین اشاره میکند. این شعراست که در آن شاعر با نمادهای طبیعت و عشق، تجربههای انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: با آزادی، شادابی به وجود میآید و خود را از زینتهای بیفایده رها میکند. مانند گلی که بر گوشه دستار قرار گرفته و با چیدن دامن از زیباییهایش کم نمیشود.
هوش مصنوعی: بیا ببین چقدر لطافت در هوا وجود دارد، مانند موجی که در حال حرکت است و مانند گل سرخی که از شاخهاش در حال شکفتن است، پیش از اینکه صبح دمیده شود.
هوش مصنوعی: ای دل، تو خونین شدهای و میگویی که هر بار سرگردان شدهای، اما در نهایت، ناامید نباش و غافل نمان؛ چرا که جهانی وجود دارد که در آن، ریزش و جریان وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر مهر و محبت در تو باشد و به داستان من گوش فرا دهی، بدان که این علاقه و شوق شنیدن نتیجهی نکتهسنجی و دقت نظر توست.
هوش مصنوعی: از تو میپرسم وقتی که در حال نوشیدن هستی، چه میخواهم؟ همین که لبت را ببوسم. هرچه بیشتر مست شوم، بیشتر دوست دارم تو را بخوابانم و از تو لذت ببرم.
هوش مصنوعی: به سراغم آمدی و لحظاتی را با مهربانی و بینام و نشان گذراندی، کاش فدای تو شوم، ای کاش این لحظات گرانبها طولانیتر بود.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو مثل یه شکارچی آمادهام، اگر هر لحظه تمایل داشته باشی، تنها به اندازه یک نفس، تمام زنجیرهایم را رها میکنم.
هوش مصنوعی: از تیغ تو هیچ زخم و آسیبی ندارم؛ نمیخواهم بر خود ببالیم، چرا که از لب گزیدن نیز لذت بردم و حسرت آن را در دل دارم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من در جایگاه عبادت و خضوع، ابتدا یاد میگیرم که ادب و تواضع از سوی خداوند به ما آموخته شده و همین خم شدن و فروتنی نشانهای از این آموزش است.
هوش مصنوعی: اگر پردهای از میان برداشته شود، چه آرامشی حاصل میشود؟ که من فقط صورت معشوق را میبینم و از آن لذت میبرم.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر کسی بخواهد از ظلم و ناعدالتی خود شکایت کند، خداوند به او فرصتی نخواهد داد و البته این قضاوت و خلقت او به شیوهای لطیف و زیبا است.
هوش مصنوعی: دل از تسلیم و آرامش جدا شد و طاقت وحشت را نداشتم؛ درد و رنج من به قدری است که در محنت و تنگنا نمیتوانم آن را در خود جای دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.