نوگرفتار تو و دیرینه آزاد خودم
وه چه خوش بودی که بودی ذوق بهباد خودم
معنی بیگانه خویشم، تکلف بر طرف
چون مه نو مصرع تاریخ ایجاد خودم
جوهر اندیشه دلخون گشتنی در کار داشت
غازه رخساره حسن خداداد خودم
از بهار رفته درس رنگ و بو دارم هنوز
در غمت خاطر فریب جان ناشاد خودم
گر فراموشی به فریادم رسد وقت ست وقت
رفته ام از خویشتن چندان که در یاد خودم
گرم استغناست بامن گرچه مهرش در دلست
تا نباشد دعوی تأثیر فریاد خودم
هر قدم لختی ز خود رفتن بود در بار من
همچو شمع بزم در راه فنازاد خودم
تا چه خونها خورده ام شرمنده از روی دلم
غنچه آسا پیچش طومار بیداد خودم
می دهم دل را ز بیدادت فریب التفات
سادگی بنگر که در دام تو صیاد خودم
عالم توفیق را غالب سواد اعظمم
مهر حیدر پیشه دارم حیدرآباد خودم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به احساسات عمیق خود اشاره میکند و از درگیریهای درونیاش صحبت میکند. او به یاد گذشته و لحظات خوشی که داشته میاندیشد و در عین حال غم و اندوهی را که در زندگیاش وجود دارد، بیان میکند. احساس فراموشی و جدایی از خود را تجربه میکند و به تأثیر عشق و محبت بر دلش اشاره میکند. همچنین از چالشهایی که در زندگیاش با آنها روبرو بوده، سخن میگوید و در نهایت بر پیوندش با هویت و ریشههای خود تأکید میکند. با تأکید بر عشق و محبت به حیدر (که نمادی از بزرگمردی و فداکاری است)، به نوعی تجلیل میکند.
هوش مصنوعی: من تازه در دام تو افتادهام و خودم را به یاد گذشتههایم آزاد میبینم. ای کاش تو هم در کنارم بودی تا از لذت و شادی اوقات خوبمان بیشتر بهرهمند میشدیم.
هوش مصنوعی: من بیگانهایم و از خودم دور هستم، بنابراین تلاش میکنم که خودم را آزاد کنم و مانند مه نو، تازه و جدید به دنیا بیایم.
هوش مصنوعی: اندیشهام به شدت تحت تأثیر زیبایی صورت معشوق قرار گرفته و غرق در احساسات عمیق شده است که نشاندهندهٔ جذابیت خاص اوست.
هوش مصنوعی: از زمانی که بهار رفته، هنوز یادآور رنگ و بوی آن هستم. در غم تو، به خاطر تردید و سردرگمی درون خودم احساس ناراحتی میکنم.
هوش مصنوعی: اگر فراموشی به کمک من بیاید، وقتش است که من از خودم دور شدهام، به اندازهای که حتی خودم را به یاد نمیآورم.
هوش مصنوعی: اگرچه در دل عشق او نسبت به من وجود دارد، اما من به او نیازی ندارم و احساس وابستگی نمیکنم. تا زمانی که این احساس استغنا و بینیازی در من هست، هیچ نیازی به فریاد زدن و طلب کمک ندارد.
هوش مصنوعی: هر قدمی که از خودم دور میشوم، مانند شمعی است که در میهمانی میسوزد و به تدریج به سوی فنا میرود.
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و رنجهایی که متحمل شدهام شرمندهام و به مانند گلبرگهایی که به هم میپیچند، دلم درگیر این سختیهاست.
هوش مصنوعی: دل را از یاد تو میدهم و دچار فریب توجه تو میشوم. سادهدلانه بنگر که چگونه در دام خودم افتادهام، گویی خودم را صیاد کردهام.
هوش مصنوعی: من به برکت توفیق، برتری و دانش بزرگ حیدر (در اشاره به امام علی) را دارم و به این افتخار میکنم که اهل حیدرآباد هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.