شادم که بر انکار من شیخ و برهمن گشته جمع
کز اختلاف کفر و دین خود خاطر من گشته جمع
مقتول خویشان خودم جویید خونریز مرا
زینان که بر نعش منند از بهر شیون گشته جمع
در گریه تا رفتم ز خود اندوهم از سر تازه شد
بر هیئت دل لخت دل بازم به دامن گشته جمع
رقصم به ذوق روی او چون بینم اندر کوی او
هم رفته نفت و بوریا هم سنگ و آهن گشته جمع
ای آن که بر خاک درش تنهای بی جان دیده ای
بر گوشه بامش نگر جانهای بی تن گشته جمع
نازم ادای پرفنش کز کشتگان در مخزنش
کنجی ز مغفر گشته پر گنجی ز جوشن گشته جمع
خطش به تاراج دلم کار تبسم می کند
بر برق چشمک می زنم مورم به خرمن گشته جمع
ای عاشق بیچاره را در کوه و صحرا داده سر
فوجی ز خویشانش نگر در کوی و برزن گشته جمع
هی هی چه خوش باشد بدی آتش به پیش و مرغ و می
از بذله سنجان چند کس در یک نشیمن گشته جمع
صبح است و گوناگون اثر غالب چه خسبی بیخبر
نیکان به مسجد رفته در رندان به گلشن گشته جمع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که دربارهی اختلافات دینی و عقیدتی صحبت میکند. شاعر از جمع شدن افرادی که به طور تاریخی در تضاد بودهاند، ابراز شادی میکند و به دلیل این جمع شدن، احساس آرامش و سرفرازی دارد. او میگوید که در دنیای عشق و دوستی، مردم از همه اقشار دور هم جمع میشوند و این لحظات را ارزشمند میداند. همچنین به زیبایی و جذابیت عشق اشاره میکند که حتی در زمانهای اندوه، وجود دارد. در نهایت، شاعر به وضعیت جاری و روابط انسانی در بین مردم میپردازد و به تعاملات میان نیکان و رندان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خوشحالم که به خاطر نپذیرفتن من، شیخ و برهمن دور هم جمع شدهاند و این اختلاف بین کفر و دین باعث شده است که دلم آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: خویشاوندان من به دنبال قاتل من هستند، زیرا بر روی جسدم جمع شدهاند و برای ناله و شیون آمدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی در حالت گریه به خودم مراجعه کردم، احساس اندوهم دوباره جوانه زد و دل بیپناهام که به خاطر مشکلاتش در هم تنیده بود، دوباره با امید جمع شد.
هوش مصنوعی: وقتی که به زیبایی چهره او نگاه میکنم، شور و شوقی در من ایجاد میشود و در خیابان او به رقص در میآیم. در اینجا همه چیز با هم جمع شده است؛ حتی مصالح ساده و معمولی مانند نفت و بوریا، سنگ و آهن، همگی در یکجا جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: ای کسی که بر خاک دربش، تنهایی بیجان را دیدهای، به گوشه بامش نگاهی بینداز؛ آنجا جانهایی که بیتن شدهاند، گرد هم جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: به یاد رکابداران بزرگ و شجاعی هستم که در دل دریاهای خروشان مثل غواصان به عمق گنجها میروند و از خطرات نمیترسند. در هر گوشه از گنجینههای خود، نشان از مهارت و جنگآوری دارند.
هوش مصنوعی: نوشتن او دل مرا میرباید و لبخندش بر پژمردگی چشمانم میتابد. مانند موریانهای که در انبوه خوشیها جمع شده است.
هوش مصنوعی: ای عاشق بیچاره، تو را در دشت و کوه رها کردهاند. حالا نگاه کن، خانوادهات در کوچه و خیابان گرد هم آمدهاند.
هوش مصنوعی: آه، چه خوب است که در کنار آتش، مرغ و شراب نشستهایم و چند نفر از دوستان شاد و خوشخلق در یک جا دور هم جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: صبح شده و آثار خوش و متفاوتی در اطراف دیده میشود. چه خوب که عدهای از نیکان بیخبر از این حال و هوای صبحگاهی به مسجد رفتهاند؛ در حالی که عدهای دیگر در باغ و گلشن گرد هم آمدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.