با همه گمگشتگی خالی بود جایم هنوز
گاه گاهی در خیال خویش می آیم هنوز
تا سر خار کدامین دشت در جان می خلد
کز هجوم شوق می خارد کف پایم هنوز
خشک شد چندان که می جزو بدن شد شیشه را
همچنان گویی در انگورست صهبایم هنوز
بعد مردن مشت خاکم در نورد صرصرست
بی قراری می زند موج از سراپایم هنوز
تازه دور افتاده طرف بساط عشرتم
می توان افشرد می از لای پالایم هنوز
چشمم از جوش نگه خون گشت و از مژگان چید
همچنان در حلقه دام تماشایم هنوز
صد قیامت در نورد هر نفس خون گشته است
من ز خامی در فشار بیم فردایم هنوز
تا کجا یارب فرو شست اشک من ظلمت ز خاک
لاله بی داغ از زمین روید به صحرایم هنوز
با تغافل بر نیامد طاقتم لیک از هوس
در تمنای نگاه بی محابایم هنوز
همرهان در منزل آرامیده و غالب ز ضعف
پا برون نارفته از نقش کف پایم هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر با بیان احساس گمگشتگی و درد درون، از تنگنای زندگی و longing برای آزادی و شوق یاد میکند. او به حس درونیاش اشاره میکند که با وجود خشکی و بیتحرکی، هنوز هم به عشق و زیباییها گرایش دارد. در حالتی از ناامیدی و تشنگی برای زندگی، او به یاد تجربههای گذشته و آرزوهای خود میافتد. در نهایت، او به ضعف و بیقراری خود اشاره دارد و نشان میدهد که با وجود تمام مشکلات و محدودیتها، هنوز آرزوی نگاههایی شایسته و بیپروا در دلش زنده است.
هوش مصنوعی: با اینکه به شدت در جستجوی خودم گم شدهام، هنوز هم گاهی اوقات در خیال خود به یاد گذشته میآیم.
هوش مصنوعی: تا کدام دشت و سرزمین را باید بگردم تا عشق و شوقی که در دل دارم، آرام نگرفته و هنوز پایم را میخارد؟
هوش مصنوعی: به قدری خشک و بیروح شدهام که حالا، مانند شیشهای شدهام که درونش را هیچ نمیتواند پر کند. اما هنوز هم حالم مانند انگوری است که میتوان از آن شراب گرفت.
هوش مصنوعی: بعد از مرگ من، باقیماندهام در هوای سرد و طوفانی در حال ناله و فریاد است و هنوز هم ناآرامی در وجودم موج میزند.
هوش مصنوعی: بیانی از شوق و حسرت است؛ گویا شاعر به دوری از خوشیها و لذتها اشاره میکند و احساس میکند که اگرچه از آن دور شده، هنوز هم میتواند با وجود سختیها و مشکلات، از لحظههای خوب و شیرین زندگی بهرهبرداری کند. او به یادآوری میکند که حتی در شرایط دشوار، میتوان لحظاتی از شادی و طعم لذت را تجربه کرد.
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک شد و مژگانم مانند چنگالهایی عمل کردند که به دام تماشای تو کشیده میشود و هنوز در همین دام ماندهام.
هوش مصنوعی: هر نفس که میکشم، به اندازهی صد قیامت بر من سختی و فشار آورده است. من هنوز به خاطر ناپختگیام از نگرانی دربارهی آینده در عذاب هستم.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر احساس عمیق اندوه و غم گوینده است. او از خداوند میخواهد تا چه زمانی باید با این اشکها و غمها دست و پنجه نرم کند. گوینده به صحنهای اشاره میکند که در آن گل لالهای از خاک بدون داغ و نشانهای از غم، برمیخیزد. اما او هنوز در روزهای سختی به سر میبرد و در حسرت و اندوهی عمیق به سر میبرد.
هوش مصنوعی: با بیتوجهی نتوانستم تحمل کنم، اما هنوز در آرزوی نگاه بیپروای تو هستم.
هوش مصنوعی: همراهان در منزل آسوده نشستهاند و به خاطر ناتوانی، هنوز نتوانستهام از اثر پاهایم خارج شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.