دگر فریب بهارم سر جنون ندهد
گل ست و جامه آلی که بوی خون ندهد
گسسته تار امیدم دگر به خلوت انس
به زخمه گله سازم نوا برون ندهد
ز قاتلی به عذابم که تیغ و خنجر را
به حکم وسوسه زهراب بی شگون ندهد
بدان پری ست نیازم که بهر تسخیرش
ز مهر دل به زبان رخصت فسون ندهد
جنون مگو ادبش نیست بلکه خودداری ست
که تن به همدمی عقل ذوفنون ندهد
کفیل هوش خودم وقت می به بزم حبیب
به شرط آن که ز یک قلزمم فزون ندهد
به بوی گنج گزیدم خرابه ور نه جنون
به هرزه ذوق دلاویزی سکون ندهد
شریک کار نیاورد تاب سختی کار
جواب ناله ما غیر بیستون ندهد
به من گرای و وفا جو که ساده برهمنم
به سنگ هر که دهد دل به غمزه چون ندهد؟
ترا به حربه چه حاجت نه آن بود غالب
که جان به لذت آویزش درون ندهد؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساساتی عمیق و پیچیده از عشق و جنون میپردازد. شاعر از بیتابی و دلتنگی خود برای وصال معشوق سخن میگوید و به کمبودهای موجود در روابط اشاره میکند. او درباره چالشها و دردهایی که از عشق ناشی میشود، از جمله ناکامیها و عذابها، صحبت میکند. همچنین به این نکته اشاره دارد که عقل و منطق در این عشق نمیتواند دخالت کند و انسان دچار جنون میشود. نهایتاً شاعر به وفا، سادهبودن و لذتهای عشق اشاره میکند و بر این باور است که عشق واقعی نباید به راحتی زیر پا گذاشته شود.
هوش مصنوعی: دیگر فریب زیبایی بهار را نخورم و نمیخواهم گلی که عطرش به خون تشبیه شود و لباسش جذابیتی ندارد.
هوش مصنوعی: امیدم دیگر از هم گسسته شده و در تنهایی با موسیقی ساز، نغمهای را سر میدهم که به بیرون نمیتواند برود.
هوش مصنوعی: من از دست کسی رنج میبرم که به خاطر وسوسههای بیخطر، شمشیر و خنجرش را به نابودی مردم نمیآورد.
هوش مصنوعی: بدان که من به یک پری نیاز دارم که برای تسخیر او، دل و زبانم اجازه نمیدهند که فریبش دهم.
هوش مصنوعی: جنون را بهانه نکن، بلکه این خودداری است که به عقل با تجربه و دانش زندگی توجهی نمیکند و از همراهی با او دوری میگزیند.
هوش مصنوعی: من تمام هوش و حواسم را در زمانی که در محفل محبوبم هستم، تحت این شرایط حفظ میکنم که چیزی از خودم اضافه نکنم و فراتر از ظرفیت خودم نروم.
هوش مصنوعی: به خاطر عطر گنج، به خرابه رفتم، وگرنه جنون هرزه و مشغولیتهای دلچسب آرامش نمیدهد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی در کار و تلاش شریک ندارد، نمیتواند در مقابل مشکلات و دشواریها تاب بیاورد. همچنین، فقط یک مکان خاص میتواند پاسخگوی درد و رنج ما باشد و آن هم بیستون است. در واقع، اشاره به این است که تحمل سختیها نیازمند همراهی و همدلی است و در نهایت، گوشهای از دلتنگیها به یک مکان خاص مربوط میشود.
هوش مصنوعی: به سمتم بیا و وفاداری کن، چون من به سادگی به تو میگویم که هر کسی که دلش را به نگاه فریبنده تو بدهد، چگونه میتواند دلش را به درد و اندوه نسپارد؟
هوش مصنوعی: تو را به وسیله سلاح چه نیازی است، در حالی که پیروزی واقعی آن است که جانت را به لذت های درونی خود ندهی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.