دریغا که کام و لب از کار ماند
سخنهای ناگفته بسیار ماند
گدایم نهانخانهای را که در وی
در از بستگیها به دیوار ماند
جنون پرده دارست ما را که ما را
ز آشفتگی سر به دستار ماند
نگه را سیه خال طرف عذارش
به تمغاچی رهرو آزار ماند
ادایی ست او را که از دلربایی
نهفتن ز شوخی به اظهار ماند
چو جویم مراد از شگرفی؟ که او را
نشستن ز شنگی به رفتار ماند
در آیینه ما که ناساز بختیم
خط عکس طوطی به زنگار ماند
گروهی ست در دهر هستی که آن را
ز پیچش نفس ها به زنار ماند
به جز عقده غم چه بر دل شمارد
زبانی که در بند گفتار ماند
ز قحط سخن ماندم خامه غالب
به نخلی کز آوردن بار ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عدم توانایی خود در بیان احساسات و آرزوهایش سخن میگوید. او احساس میکند که بسیاری از کلمات ناگفته در دلش ماندهاند و در پی پناهگاهی از وابستگیها میگردد. شاعر به جنون به عنوان عاملی اشاره میکند که او را در شوک و پریشانی نگه داشته و از عدم رضایت و دلربایی یک معشوق صحبت میکند. در نهایت، او به عجز خود در بیان احساسات و خلا قیلگویی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که سکوتش منجر به غم و اندوهی عمیق شده است.
هوش مصنوعی: ای کاش که آرزوها و حرفهایی که در دل داشتیم، به انجام میرسید، زیرا هنوز سخنان زیادی وجود دارد که گفته نشدهاند.
هوش مصنوعی: من گدای کسی هستم که در پنهانی از دلش، دیواری وجود دارد که مرا از همه وابستگیها جدا کرده است.
هوش مصنوعی: جنون مانند پردهای است که ما را پوشانده و در نتیجه، دیوانگی ما باعث میشود که نتوانیم از حالت آشفتهمان خارج شویم.
هوش مصنوعی: نگاه سیاه و زیبای او، همچون علامتی بر چهرهاش، در دل راهبی که از درد و رنج زیاد رنج میبرد، نشسته است.
هوش مصنوعی: او در دلربایی مهارت دارد و این هنر را طوری پنهان کرده که از شوخی و جذابیتش نتوانسته خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم خواستهام را از عظمت طلب کنم؟ زیرا او در حالتی از شگفتی قرار دارد که به رفتار او نمیتوان شک کرد.
هوش مصنوعی: در آیینه ما، نشان از بخت نامساعدی است و تصویر زیبای یک طوطی به خاطر زنگار و کثیفی، به خوبی نمایان نیست.
هوش مصنوعی: در دنیا گروهی وجود دارند که به خاطر تأثیرات منفی و پیچیدگیهای زندگی، به وابستگی و اسارت گرفتار آمدهاند.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که دل میتواند حس کند، غم است، زیرا زبانی که نتواند صحبت کند، نمیتواند چیزی جز این احساس را بیان کند.
هوش مصنوعی: به خاطر کمبود واژهها و ایدهها، دیگر نمیتوانم سخنی بنویسم. قلم من مانند درختی است که پس از برداشت میوه، دیگر باری برای ارائه ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.