نفس از بیم خویت رشته پیچیده را ماند
نگاه از تاب رویت موی آتش دیده را ماند
ز جوش دل هنوزش ریشه در آبست پنداری
به مژگان قطره خون غنچه ناچیده را ماند
ز بس کز لاله و گل حسرت ناز تو می جوشد
خیابان محشر دلهای خون گردیده را ماند
خوشا دلداده چشم خودش بودن در آیینه
ز سرگرمی نگه صیاد آهودیده را ماند
غبار از جاده تا اوج سپهر ساده می بالد
ز جوش وحشتم صحرا دل رنجیده را ماند
به هر جا می خرامی جلوه ات در ماست پنداری
دل از آیینه داریهای شوقت دیده را ماند
چه غم ز افتادگی ها چون روان پالاست اندوهت
تن از مستی به کویت جان آرامیده را ماند
بهار از رنگ و بو در پیشگاه جلوه نازش
گدایان نثار از رهگذر برچیده را ماند
رقیبش برده از راه و وفا بنگر که در چشمم
غبار راه او مژگان برگردیده را ماند
جهان دودی ست از سودا که می گرداندش غالب
تو گویی گنبد گردون سر شوریده را ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف احوالات عاشقانه و احساسات عمیق میپردازد. شاعر از حالت بیم و هراس دل و چشمش از زیبایی محبوب میگوید و به طول و تماشا و حسرتی که در دلش وجود دارد اشاره میکند. او با زبانی شاعرانه به احساساتی مانند عشق، انتظار و رنج ناشی از دوری از معشوق پرداخته و جلوههای زیبایی مانند گل و بهار را به تصویر میکشد. در پایان، شاعر با بیان غم و شور و شوق زندگی، به نوعی وابستگی و ارادت به محبوب خود اشاره میکند و از تأثیر این عشق در زندگیاش میگوید.
هوش مصنوعی: در اثر ترس از نبود تو، نفس حالت پیچیدهای پیدا کرده است، مانند اینکه نگاهی که به زیبایی تو دوخته شده، به مشابه موهایی از آتش، داغ و سوزان است.
هوش مصنوعی: دل هنوز در اوج هیجان و احساس، به ریشهای عمیق متصل است. گویی به چشمهایش نگاهی میاندازد که شبیه قطرهی خونی است که از غنچهای که هنوز چیده نشده، باقی مانده باشد.
هوش مصنوعی: خیلی از لاله و گل به خاطر زیبایی و ناز تو حسرت میخورند، مانند خیابانی که در روز محشر دلهایی که خونین شدهاند را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که در آیینه به چشمان خودش نگاه میکند و از تماشای آن لذت میبرد، مانند آهو که درگیر نگاه صیاد شده است و به دام میافتد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن حالتی از تنهایی و غم پرداخته است. اشاره به جادهای دارد که در آن غبار نشسته و در آسمان بهسوی اوج میرود. این غبار نماد مشکلات و رنجهاست که از دل پرآشوب کسی ناشی میشود. احساس وحشت و تنهایی در دل رانده، به تصویر کشیده شده است که همچون صحرا بینهایت و خالی به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، زیباییات در دل ما نمایان است. گویی که دل، مانند آیینهای است که حس شوق و عشق را در خود منعکس کرده است.
هوش مصنوعی: چرا نگران افتادنها باشی وقتی روح تو پاک و خالص است؟ غم و اندوهت بر اثر مستی و شادی از بین رفته و امید تو به آرامشی در کوی معشوق رسیده است.
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی و عطرش در برابر زیبایی و نازش، مانند گدایی است که از راه رسیده و همه چیز را تقدیم میکند.
هوش مصنوعی: رقیبش به سفر رفته و وفای او را در خاطر بینداز. در چشمانم نشانی از راهی که آمده است دیده میشود، مانند مژگانش که به دور برگشتهاند.
هوش مصنوعی: این جهان به گونهای شبیه به دودی است که از شوق و آرزوها به وجود آمده و مانند این است که گنبد آسمان در حال چرخش و احساس بیقراری قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.