خوشا که گنبد چرخ کهن فرو ریزد
اگر چه خود همه بر فرق من فرو ریزد
بریده ام ره دوری که گر بیفشانم
به جای گرد، روان از بدن فرو ریزد
ز جوش شکوه بیداد دوست می ترسم
مباد مهر سکوت از دهن فرو ریزد
دهد به مجلسیان باده و به نوبت من
به من نماید و در انجمن فرو ریزد
مرا چه قدر به کویی که نازنینان را
غبار بادیه از پیرهن فرو ریزد
ز خارخار چنین کس چه نالمی که خسک
به رختخواب گل و یاسمن فرو ریزد
ترا که عالم نازی به غمزه بستاید
کسی که گل به کنار چمن فرو ریزد
مکن به پرسشم از شکوه منع کاین خونی ست
که خود ز زخم دم دوختن فرو ریزد
به من بساز و بدان غمزه می به جام مریز
که هوشم از سر و تابم ز تن فرو ریزد
بترس زانکه به محشر ز طره طرار
دل شکسته ام از هر شکن فرو ریزد
به ذوق باده ز بس آب در دهن گردد
می نخورده مرا از دهن فرو ریزد
رواست غالب اگر «در قائلش » گویی
که از لبش ز روانی سخن فرو ریزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و گاهی تلخ شاعر نسبت به عشق و دوستی است. او آرزو میکند که گنبد آسمان فرو بریزد، حتی اگر این فرو ریختن بر سر او بیافتد. شاعر از دوری میگوید و ترس از عواقب عشق و بیدادی که ممکن است بر او فشار بیاورد. او به میگساری در مجلس اشاره میکند و حسرت میخورد که شاید توجهش به او جلب نشود. همچنین به غم و درد دل اشاره دارد و میگوید که نمیتواند از دردهای خود صحبت کند. در نهایت، احساساتش را درگیر باده و عشق میداند و نگران است که این احساسات سنگینی بر دلش داشته باشد. این شعر تصویری زیبا از عشق، درد و زیباییهای زندگی ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: خوشا که اگر آسمان قدیمی بر سرم خراب شود، زیرا احساس میکنم که این اتفاق هرچند بر سر من بیافتد، هنوز هم زیبایی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: من مسیر دوری را رها کردهام، چون اگر آن را در جای گرد و غبار بریزم، روح از بدن جدا خواهد شد.
هوش مصنوعی: از ناراحتی و درد ناشی از بیرحمی دوست میترسم که مبادا عشق و محبت من به او با سکوتی ناخواسته آشکار شود.
هوش مصنوعی: به کسانی که در مجلس نشستهاند، شادی و خوشی میبخشد و نوبت من هم میرسد و در این جمع به من توجه خواهد شد.
هوش مصنوعی: من چه اندازه به کویی عشق میورزم که در آنجا غبار بیابان بر پیراهن معشوقان نشسته است.
هوش مصنوعی: این شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات خود میپردازد. او میگوید که از درد و رنجهایی که در زندگی داشته، نمیتواند شکایت کند؛ زیرا در برابر زیبایی و لطافت گلها و یاسمنها، همه آنها بیاهمیت به نظر میرسند. او به نوعی میخواهد بگوید که زیباییهای زندگی میتوانند بر مشکلات و سختیها غلبه کنند و آدمی را از غمها دور سازند.
هوش مصنوعی: تو که زیبایی و با ناز و غمزه خود توجه همه را جلب میکنی، باید بدانید که کسی که گل را در کنار چمن میریزد نیز سزاوار ستایش است.
هوش مصنوعی: از اینکه از من دربارهٔ درد و رنجی که دارم سوال میکنی خودداری کن، چون این درد عمیقتر از آن است که فقط با زبان بیان شود و در درونم همچون خونی است که از زخمهایم ریخته میشود.
هوش مصنوعی: با من خوب باش و نگذار که شراب در جام بریزد، زیرا که من با زیباییات دیوانهام و این وضعیت میتواند به من آسیب بزند.
هوش مصنوعی: بترس از این که در روز قیامت، به خاطر موهای پریشانم، دل شکستهام مانند هر شکنی، در هم بریزد.
هوش مصنوعی: به خاطر لذت شراب، به میزان زیادی آب در دهانم جمع میشود و چون شراب نخوردهام، این آب از دهانم بریزد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در مورد شخصی بگوید که سخنان او به قدری شیرین و روان است که به راحتی از زبانش جاری میشود، به نوعی میتواند اشاره کند که او غالب بر دیگران است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
جگر ز نالهٔ مرغ چمن فروریزد
فلک نظر به که دارد که نیش غمزهٔ او
هزاز ناوک جادوفکن فروریزد
اجل به صیدگه ناز او شود پامال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.