نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد
سواد صفحه ز کاغذ چو توتیا ریزد
به فرق ما اگرش ناگهان گذار افتد
چو گرد سایه ز بال و پر هما ریزد
خوشا بریدن راه وفا که در هر گام
جبین ز پای به انداز نقش پا ریزد
ز ناله ریخت جگرپاره های داغ آلود
چو برگ لاله که در گلشن از هوا ریزد
تبسمی ست به بالین کشتگان خودت
که گل به جیب تمنای خونبها ریزد
دماغ ما ز بلا می رسد مگر ساقی
گداز زهره ما در ایاغ ما ریزد
خوش آن که عجز منش بر سر عتاب آرد
خسک به پیرهن شعله جفا ریزد
بهشت خویش توانی شدن اگر داری
دلی که خون شود و رنگ مدعا ریزد
به روز وصل در آغوشم آنچنان بفشار
که بی من از لب من شکوه تو واریزد
به چاره درد تو اکسیر بی نیازیهاست
که دل گدازد و در قالب دوا ریزد
به روی عقده کارم به شکل برگ خزان
ز لرزه ناخن دست گره گشا ریزد
غبار شوق به خونابه امید سرشت
دمی که خواست قضا طرح این بنا ریزد
شباب و زهد چه ناقدردانی هستی ست
بلا به جان جوانان پارسا ریزد
به سجده بر در یار اوفتیم تا غالب
خط جبین چو غبار از جبین ما ریزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و وفای عمیق میپردازد و احساسی عاطفی و دردناک را در برابر جدایی و فراق بیان میکند. شاعر به زیبایی از نگاه معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود صحبت میکند و به تصاویر زیبایی از عشق، فراق، و اشتیاق اشاره میکند. همچنین، شاعر به زاری و اضطرابهای ناشی از عشق اشاره کرده و به گونهای توضیح میدهد که عشق مانند دارویی برای تسکین دردهاست. در نهایت، شعر به شوق و ناامیدی در عشق و همچنین تسلیم در برابر یار میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر نگاه او بر نوشتههای وفا بیفتد، همانند پخش شدن رنگی بر صفحه کاغذ، تأثیر عمیقی بر دل خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: اگر در جدایی ما ناگهان نیفتد، مانند سایهای که از بال و پر پرندهای بزرگ بر زمین میافتد، همچنان در دل ما باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: راه وفا را بریدن خوشایند است، چرا که در هر قدمی که برداشته میشود، اثر گامها بر زمین باقی میماند و نشان از حضور را میگذارد.
هوش مصنوعی: از ناله و گریه، دلهای آتشین و داغ مانند برگهای لاله که در باغ از باد میریزند، پراکنده میشوند.
هوش مصنوعی: تو در کنار کشتههای خودت لبخند میزنی، در حالی که گلها به دلتنگی و آرزوی گرفتن تسویه حساب برای خون آنها میریزند.
هوش مصنوعی: بیگمان، مشکلات و مصیبتها به سراغ ما میآید، اما این امید را داریم که شرابخور ما بتواند آتش عشق و احساسات ما را تسکین بدهد و در دلمان آرامش به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که ناتوانیاش را با خشم و سختگیری بپذیرد و به جای مقاومت، با لطافت و آسیبپذیری به درک و تحمل سختیها بپردازد.
هوش مصنوعی: اگر دلی داشته باشی که برای رسیدن به آرزوها و خواستههایت به شدت در تلاش و فداکاری باشد، میتوانی به بهشت خودت دست یابی.
هوش مصنوعی: در روزی که به هم نزدیک میشویم، طوری مرا در آغوشت بفشار که وقتی من در کنارت نیستم، یاد و شکایت تو از من بر زبانم جاری شود.
هوش مصنوعی: برای درمان درد تو، چیزی وجود دارد که تو را از نیازها بینیاز میکند و در عین حال، دل را میسوزاند و در قالب دارویی شگفتانگیز به کمک میآید.
هوش مصنوعی: کار من به گونهای است که مانند برگهای خزان در حال افتادن است و دست من که گرهگشا است، به خاطر لرزشها و تنشهای درونی، از آن بیخبر میریزد.
هوش مصنوعی: عشق و امید همچون گرد و غبار بر دل نشستهاند و در لحظهای که سرنوشت تصمیم به خراب کردن این بنای زندگی گرفت، این احساسات در درونم فشرده شدهاند.
هوش مصنوعی: جوانی و پرهیزکاری چقدر بیرحم هستند؛ به جان جوانان پرهیزگار آزار میرسانند.
هوش مصنوعی: به پای یار سجده میکنیم تا وقتی که بردن خط پیشانیاش، مانند غبار از پیشانی ما بریزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
قرار خیمه با صحرای بیقراری زد
دو روز ماند عیار حضور قلب درست
ز اصل سکه چو برنقد کامکاری زد
خوش آن نگار که چون کار و بار حسن آراست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.