ذوقش به وصل گرچه زبانم ز کار برد
لب در هجوم بوسه ز پایش نگار برد
تا خود به پرده ره ندهد کامجوی را
در پرده رخ نمود و دل از پرده دار برد
گفتند حور و کوثر و دادند ذوق کار
منع ست نام شاهد و می آشکار برد
نعش مرا بسوز کم از برهمن نیم
ننگ نسوختن نتوان در مزار برد
گل چهره برفروخت بدان سان که بارها
پروانه را هوس به سر شاخسار برد
دادم به بوسه جان و خوشم کان بهانه جوی
نرخش دو چند کرد و شگرفی به کار برد
می داد و بذله جست مگر ابر و قلزمیم
کاورد قطره و گهر شاهوار برد
تا فتنه راز گردش چشم سیاه گفت
کینی که داشتم به دل از روزگار برد
پیشم از آن بپرس که پرسی و اهل کوی
گویند خسته زحمت خود زین دیار برد
نازم فریب صلح که غالب ز کوی تو
ناکام رفت و خاطر امیدوار برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است و احساساتی را که در این زمینه به وجود میآید، بیان میکند. شاعر از عشق و وصال با محبوب سخن میگوید و توصیف میکند که چگونه زیبایی چهره محبوبش بر دل او تاثیر میگذارد. او به بوسهها و لذتهای عاشقانه اشاره میکند و از دلتنگی و غم جدایی نیز صحبت میکند. همچنین، شاعر به تأثیرات منفی ناشی از این عشق و جدایی اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که گاهی صلح و آرامش در عشق، به شکست و ناامیدی منجر میشود. به طور کلی، شعر ترکیب پیچیدهای از عشق، زیبایی، غم و امید را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگرچه شوق و لذتم از وصالش زیاد است، اما با این حال، نمیتوانم زبانم را به کار بگیرم. در لحظههای پرشور بوسهها، زیباییاش مرا از پای در میآورد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود فرد کامجو اجازه ندهد، هیچ چیزی نمیتواند به او دسترسی پیدا کند. در ضمن، در پس این پرده، چهرهای نمایان شده که دل کسی را از حسرت و آرزوهای پنهانش آزاد کرده است.
هوش مصنوعی: گفتند که زیباییهای بهشت و نعمتهای آن را به من وعده دادند، اما در واقع لذت کار در عشق و شور و شوق واقعی را به من نشان دادند. نام معشوق و شراب به وضوح مشهود است.
هوش مصنوعی: جسم مرا بسوزان، چندان که ننگ سوختن در دنیای مزار باشد، نداشته باش.
هوش مصنوعی: گلی با زیبایی خود چهرهای نمایان کرد که پروانهها بارها آرزو کردند به سمت شاخسار آن پرواز کنند.
هوش مصنوعی: من با بوسهای که جانم را به آن تقدیم کردم خوشحال شدم، زیرا آن باعث شد که عذر و بهانهام را با ارزیابی دو برابر بالا ببرند و از آن بهرههای شگفتانگیزی ببرند.
هوش مصنوعی: با تلاش و شوخی میکرد، اما ما مانند ابر و دریا هستیم که تنها قطرهای از گهرهای باارزش را به همراه میآوریم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم و ناراحتی ناشی از نگاه و رفتار چشمان سیاه تو برملا شد، کینهای که در دل داشتم از روزگار و زمانه رفت.
هوش مصنوعی: از من بپرس که چه کسی را ملاقات کردهای و در محلهی ما میگویند که خسته از زحماتش، دیگر از این جا رفته است.
هوش مصنوعی: من به زیبایی فریبندهی صلح تحسین میکنم، چرا که بسیاری از عاشقان بینتیجه و ناامید از کوی تو عبور کرده و دلهایشان پر از امید بوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حسرت، پیام بیکسی آخر به یار برد
قاصد نبرد نامهٔ من انتظار برد
قطع جهات کردهام از انس بور
افتادگی به هر طرفم نی سوار برد
در هجر و وصل آب نگشتم چه فایده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.