گنجور

 
غالب دهلوی

آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح

در گنبد سپهر مگر در کنیم طرح

در فصل دی که گشته جهان زمهریر ازو

بنشین که آب گردش ساغر کنیم طرح

تا چند نشوی تو و ما حسب حال خویش

افسانه های غیر مکرر کنیم طرح

ما را زبون مگیر گر از پا درآمدیم

از ما عجب مدار گر از سر کنیم طرح

هویی به چرخ دادن گردون برآوریم

عیشی به داغ کردن اختر کنیم طرح

خود را به شاهدی بپرستیم زین سپس

در راه عشق جاده دیگر کنیم طرح

از داغ شوق پرده نشینی نشان دهیم

در زخم رشک روزنه در کنیم طرح

از تار و پود ناله نقابی دهیم ساز

وز دود سینه زلف معنبر کنیم طرح

برگ حلل ز شعله و آذر به هم نهیم

پیرایه از شراره و اخگر کنیم طرح

از زخم و داغ لاله و گل در نظر کشیم

از کوه و دشت حجله و منظر کنیم طرح

از سوز و ساز محرم و مطرب کنیم جمع

از خار و خاره بالش و بستر کنیم طرح

آیین برهمن به نهایت رسانده ایم

غالب بیا که شیوه آزر کنیم طرح