یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت
همچو عیدی که در ایام بهار آمد و رفت
تا نفس باخته پیروی شیوه کیست
تندبادی که به تاراج غبار آمد و رفت
سبحه گردان اثرهای وجودست خیال
هر چه گل کرد تو گویی به شمار آمد و رفت
طالع بسمل ما بین که کماندار ز پی
پاره ای بر اثر خون شکار آمد و رفت
شادی و غم همه سرگشته تر از یکدگرند
روز روشن به وداع شب تار آمد و رفت
هرزه مشتاب و پی جاده شناسان بردار
ای که در راه سخن چون تو هزار آمد و رفت
برق تمثال سراپای تو می خواست کشید
طرز رفتار ترا آینه دار آمد و رفت
هله غافل ز بهاران چه طمع داشته ای
گیر کامسال به رنگینی پار آمد و رفت
به فریب اثر جلوه قاتل صد بار
جان به پروانگی شمع مزار آمد و رفت
غالبا عین حزینست به هنجار بروز
موج این بحر مکرر به کنار آمد و رفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، سخن از گذر زمان و حالتهای مختلف زندگی است. شاعر به یاد دوران جوانی و موقتی بودن لذتها و تجربیات میپردازد. او به تندبادهایی اشاره میکند که چون آنها، لحظات خوش را به سرعت از بین میبرند. شاعر همچنین به تاثیرات خیال و اندیشه بر وجود انسان اشاره دارد و میگوید که شادی و غم در تناقض با یکدیگر هستند. وی از زیباییهای ظاهری و ناپایدار زندگی نیز صحبت کرده و به تمثیلهایی از کشمکش روز و شب و یادگاریهای زندگی اشاره میکند. در کل، شعر با حسرت و ادراک این نکته که همه چیز در حال گذر و فانی است، به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: دوست من در روزهای جوانی به یکباره و بیخبر وارد زندگیام شد و به همان سرعت هم از آن خارج گردید، مانند عیدی که هر ساله در بهار میآید و بعد از مدتی میرود.
هوش مصنوعی: هر کس که نفس خود را باخته و از آن پیروی میکند، در واقع مانند تندبادی است که در مسیرش غبار را به تاراج میبرد و میرود.
هوش مصنوعی: گوینده به این نکته اشاره دارد که افکار و خیالات انسان مانند دانههای تسبیح در دست او هستند. هر گلی که در ذهن انسان شکوفا میشود، به مانند یک دانه تسبیح است که میتوان آن را شمرد و در نهایت از میان میرود. این یعنی از وجود ما، هر تفکر و خیال به نوعی قابل شمارش و گذراست.
هوش مصنوعی: قسمت مرگ ما به دست تقدیر است، چون تیرانداز به دنبال پارهای از طعمهاش، با اثر خون شکار به سمت ما آمد و رفت.
هوش مصنوعی: شادی و غم هر کدام در حالتی گیج و ناراحت به سر میبرند، روز روشن با دلتنگی شب تار را وداع کرده و از هم جدا شدند.
هوش مصنوعی: به دیگران وابسته نشو و به دنبال راهنماهای بیثمر نرو، زیرا در مسیر کلام، هزاران نفر آمدند و رفتند.
هوش مصنوعی: برق تصویر زیبای تو میخواست خود را به تصویر بکشد، اما راه و روش تو چنان خاص و متفاوت بود که آینهای برای نشان دادن آن کافی نبود.
هوش مصنوعی: عزیزم، از بهار غافل نباش. چه توقعی داری؟ لحظههای زندگی را در زیباییشان دریافت کن، چرا که سال نو با خوشرنگی و سرزندگیاش آمده و رفته است.
هوش مصنوعی: شعله شمعی که به خاطر زیباییاش، جانش را فدای عشق میکند، بارها در گرداب مرگ در کنار مزار میآید و میرود.
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات، حالت غمگینی به طور طبیعی در وجود انسان است. مانند رویدادهایی که در سطح دریا رخ میدهد و به طور مکرر جلوهگر میشود، زندگی ما هم با آمد و رفت و تغییرات همراه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.