گنجور

 
قاآنی
 

وزیر عصر و مجیر جهان مشیرالملک

دبیر دولت و صدر مهین و بل جهان

محیط جود محمّدعلی که همّت او

چو فیض هستی و صنع قضا نداشت کران

چو نور در بصر و جان به جسم و دل در بر

بزرگتر ز جهان بود در میان جهان

چنان دقیق که کلکش دقایق شب و روز

حساب کردی از ابتدای خلق زمان

عجب نباشد اگر در حسابگاه نشور

حساب خلق سپارد به کلک او یزدان

ندیده بودم الا پس از وفات مشیر

که زیر خاک رود بحر و جان سپاردکان

بمرد و مرد به همراه او سخا و کرم

برفت و رفت به دنبال او قرار و توان

برفت و زو دو گهر یادگار ماند بلی

بجزگهر چه بود یادگار از عمّان

چو او بمرد وگهرهای او یتیم شدند

گهرشناس‌ خرد گوهر یتیم به جان

پس از هلاک وی این نکته گشت معلومم

که آفتاب توان کرد زیرگل پنهان

قدش کمان بد وکلکش‌ به‌راستی چون تیر

به حیرتم که چرا ماند تیر و جست کمان

به کیش من سر آن تیر را بریدن به

به جرم آنکه کمان را چرا نشد قربان

حکیم گوید چرخ از زمین بزرگترست

ولی منت بنمایم خلاف این برهان

از آنکه من به سر تربت مشیر شدم

سپهر دیدم در خاک تیره کرده کمان

ز بسکه عالم امکان به شخص او بد تنگ

نموده جانش بدرود عالم امکان

بزرگتر ز جهانی شد از جهان بیرون

جهان به خلق جهان تنگ‌‌ گشته اینت نشان

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.