هیچگه بر حال من رحمی نمیآید ترا
میکشی ما را مگر عاشق نمیباید ترا
میشود آتش ز باد افزون چه باشد گر مدام
حسن روز افزون ز آه من بیفزاید ترا
گر ز من در خاطر پاکیزه داری اضطراب
من شوم آواره تا خاطر بیاساید ترا
چرخ میداند که در من تاب دیدار تو نیست
زین سبب هرگز نمیخواهد که بنماید ترا
بسته خود را به آن شاخ گل ای دل غنچهوار
تا نکردی دور ازو آن به که نگشاید ترا
در جفا و در وفا ای مه نداری اختیار
نشئهٔ حُسن است حاکم تا چه فرماید ترا
مینهی سر بر ره آن مه فضولی دم به دم
زین شرف شاید که سر بر آسمان ساید ترا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تعبیر عشق و درد و رنج شاعر از معشوق میپردازد. شاعر در عواطف خود گرفتار است و احساس میکند که معشوق به او رحم نمیکند. او این وضعیت را به آتش و باد تشبیه میکند که بر شدت دردش میافزاید. همچنین، شاعر در رابطه با عشق خود از اضطراب و آوارگی سخن میگوید و به این اشاره میکند که هیچ چیز نمیتواند او را از احساساتش دور سازد. مسائلی همچون جفا و وفا در عشق برای او بیاختیار است و نهایتاً تلاش میکند تا خود را به معشوق نزدیک کند و سرود عشقش را به آسمان برساند.
هوش مصنوعی: هیچ وقت برای من رحمتی نداشتهای، تو فقط ما را میکشی. آیا نباید تو را عاشق بنامم؟
هوش مصنوعی: آتش میتواند با وزش باد بیشتر شود، حالا اگر زیبایی تازه روز به روز از آه من بیشتر شود، چه عکسالعملی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: اگر تو در دل خود یاد نیکویی از من داشته باشی، من حاضرم برای آرامش خاطر تو از خود بیتابی و آوارگی را به جان بخرم.
هوش مصنوعی: این جهان میداند که من تاب و تحمل دیدن تو را ندارم؛ بنابراین هرگز نمیخواهد که تو را به من نشان دهد.
هوش مصنوعی: ای دل، تا زمانی که گل نشدی و هنوز به شاخ گل نرسیدی، خودت را به آن بگذار. بهتر است دور از آن کسی که تو را نخواهد، نباشی.
هوش مصنوعی: ای ماه، در بیوفایی و وفاداری، تو اختیاری نداری؛ جذبه و زیبایی تو حاکم است و تعیین میکند که با تو چه باید کرد.
هوش مصنوعی: تو با فخر و افتخار بر سر راه آن ماه زیبا زانو میزنی و هر لحظه امیدوار هستی که شاید با این حرکت، سر تو به آسمان بلند شود و به اوج برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرچه غیر دوست اندر دل همی آید ترا
جمله ناپاکست وتو پاکی نمی شاید ترا
ورتو ذکر او کنی هرگه که ذکر او کنی
غافلی ازوی گر از خود یاد می آید ترا
زهر با یادش زیان نکند ولی بی یاد او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.