بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
چه سروست این که دارد برگ از نسرین و بار از گل
چو غنچه صد گره بر رشته کارم فتاد از غم
سوی گلزار رفتم بارها نگشود کار از گل
کشیدم سرمه در چشم از خاک کف پایش
عجب آیینه دارم که می گیرد غبار از گل
قراری گر ندارد در چمن گل جای آن دارد
صبا بویی ز تو آورده و برده قرار از گل
مرا با داغهای تازه دارد عشق تو زانسان
که گرداند مزین خار را فصل بهار از گل
بگوش گل اگر گوید صبا وصف گل رویت
ز بلبل بیش خیزد ناله بی اختیار از گل
زد آن ابرو کمان صد تیر بر من وه چه بختست این
کسان از خار گل چینند و ما چیدیم خار از گل
فضولی را چه سود از سیر گلشن بی گل رویت
چو بر یاد تو او را می فزاید خار خار از گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در وصف زیبایی و شوق عشق به یک معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویری از گلها و طبیعت، احساسات خود را بیان میکند. او از زیباییهای معشوق که همچون گل در چمن است سخن میگوید و میگوید که عشقش به او موجب درد و رنجش شده است. دستار زیبای معشوق او را مجذوب کرده و او را به سوی گلزار میکشاند. شاعر همچنین از زیباییهای خاص معشوق در باغ گل حکایت میکند و اینکه چگونه حتی خارها هم در حضور او زیبا به نظر میرسند. به طور کلی، شعر پر از استعارههای زیبایی و عشق است که نشان دهنده عواطف پیچیده شاعر است.
هوش مصنوعی: دوست من در حال بستن طرهای زیبا از دستار خود است، گویی که این زیبایی مانند گل است. آیا این کسی که اینطور زیباست، شبیه به سروی است که برگهایش از نسرین است و میوهاش از گل؟
هوش مصنوعی: همچون غنچه، گرههای زیادی بر کارم پیچیده شده است. به خاطر اندوه، بارها به سمت گلزار رفتم، اما هیچ چیز حل نشد و اوضاع بهتر نشد.
هوش مصنوعی: من با خاک پای او سرمهای به چشمانم کشیدم و حالا عجب آینهای دارم که گرد و غبار را از گل صاف میکند.
هوش مصنوعی: اگر در باغ گل هیچ قراری نباشد، باز هم نسیم خوشبو از تو عطر و بویی را خواهد آورد و آرامش را از گل خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: عشق تو به من، داغهای جدیدی میزند که مانند گلهای بهاری، خارها را زینت میبخشد و زیبا میکند.
هوش مصنوعی: اگر گل به نسیم بگوید که زیبایی چهرهات را وصف کند، بلبل از شنیدن آن به قدری تحت تأثیر قرار میگیرد که به طور ناخودآگاه از گل ناله و زاری سر میدهد.
هوش مصنوعی: کسی با ابروان کمان مانندش به من آسیب زد و من چه بدبختی دارم که آنها از گل، گلبرگ میچینند و ما فقط خار را از گل چیدهایم.
هوش مصنوعی: فضولی چه نفعی از گردش در باغی دارد که در آن نشانی از گل روی تو نیست، زیرا هر چه بیشتر به یاد تو بیفتد، دلش بیشتر از حسرت پر از خار خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.