یارب بحق حرمت رندان درد نوش
ما را میفکن از نظر پیر می فروش
می نیست آب دانه انگور بلکه هست
خون دلی ز جور فلک آمده بجوش
اخبار ساکنان سراپرده فناست
هر غلغله که می رسد از جوش می بگوش
باده فتاده است بجوش از خروش چنگ
وز جوش باده چنگ فتادست در خروش
ساقی بیار باده که بگشایدم زبان
گویم ترا که از چه سبب مانده ام خموش
بازار دهر را همه بر هم زدیم نیست
جز باده جوهری که بریزد بنقد هوش
قید علاقه هست فضولی کمال عیب
زنهار پرده ز تجرد باو مپوش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با حال و هوای عاشقانه و عارفانه درباره اهمیت باده و تأثیر آن بر روح و دل شاعر سخن میگوید. شاعر از خداوند طلب کمک میکند و از او میخواهد که او را از نگاه پیر میفروش دور نگه دارد. او به این نکته اشاره میکند که باده، نه تنها از انگور، بلکه مملو از احساسات و دردهای اوست. شاعر با کنایه به زناشویی حیات دنیا، درخواست میکند تا بادهای بیاورند که بتواند زبانش را باز کند و سخنان دلش را بیان کند. او میگوید که در این دنیا جز بادهای که به هوش و عقل او طراوت میبخشد، چیزی با ارزش نیست. بهعلاوه، او به این نکته توجه میکند که وابستگیها و تعلقات، عیبهایی هستند که باید کنار گذاشته شوند تا دست یافتن به تجرد و حقیقت ممکن شود.
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، به حرمت رندان و دردهای ما، خواهش میکنم که ما را از نظر پیر میفروش دور نکن.
هوش مصنوعی: این ابراز به این معناست که آنچه در زندگی از مشکلات و بیعدالتیها به دست میآید، تنها ظاهر خوشایند نیست، بلکه عمیقاً ریشه در ناملایمات و رنجها دارد. به جای آنکه بخواهیم از زیباییها و شیرینیها صحبت کنیم، باید به تلخیها و چالشهای زندگی بپردازیم که انسان را تحت فشار قرار میدهد و نشاندهندهی واقعیتهای پنهان و دردناک آن است.
هوش مصنوعی: خبرها درباره ساکنان این دنیا بیدوام و فانی است و هر سر و صدایی که به گوش میرسد از ناآرامی و هیجان حاصل میشود.
هوش مصنوعی: شراب به شدت در حال جوشیدن و خروش است و صدای چنگ نیز از این جوش و خروش به وجود آمده است. همراه با شور و هیجان شراب، صدای چنگ به اوج رسیده و در حال نواختن است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً نوشیدنی بیاور تا زبانم باز شود و بگویم چرا ساکت ماندهام.
هوش مصنوعی: ما در دنیای امروز هر چیزی را به هم ریختهایم و تنها چیزی که ارزش دارد، همان بادهای است که با توجه به هوش و درک واقعی خود میتوانیم به دست آوریم.
هوش مصنوعی: در این بیت به بیان این موضوع پرداخته شده که وابستگی و عشق میتواند عیب باشد و باید از پنهان کردن آن در سایه عزلت و جدایی پرهیز کرد. یعنی بهتر است خود را از قید وابستگیها آزاد کنیم و با صداقت و شفافیت به اشتباهات و عیبهای خود بپردازیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دندان و عارض بتم از من ببرد هوش
کاین در نوش طعمست ، آن ماه مشکپوش
جوشان شده دو زلف بت من بروی بر
جانم بر آتش است از آن آمده بجوش
اندر چهار چیزش دارم چهار چیز
[...]
ای آفتاب ملک، رهی خفته بود دوش
غایب شده ز عقل و جدا مانده ای ز هوش
وقت سحر، که چشم شود باز از قضا
دیدم بکوی خلقی ماننده سروش
گفتند بنده را که: اغل را شه جهان
[...]
معلوم من نشد که کجا رفت پیر اوش؟
با او چه کرد گردش ایام دی و دوش؟
وز پس سپید کاری چونش سیاه کرد
صبح سپید جامه و شام سیاه پوش؟
شاه جهان گذشت و ما همچنان خموش
کو صد هزار نعره و کو صد هزار جوش
ای تیغ بهر قبضه مسعود خون ببار
وی کوس بهر رایت بوالفتح برخروش
ای سلطنت چو صبح بدر جامه تا به ناف
[...]
امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش
فردا طلب مرا به سر کوی میفروش
دوش آن صنم به ساغر و رطلم خراب کرد
و امشب نگاه کن که: دگر میدوم به دوش
رندم، تو پر غرامت رندی چو من بکش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.