هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
چون زره گر سینه چاک من از آهن بود
سر بود بر خاک بهر سجده شکرم مدام
گر سر کویت پس از مردن مرا مدفن بود
بی تو ای جان گریه ام تسکین نمی یابد دمی
شمع چون من نیست او را گریه تا مردن بود
نیست تار شمع را بی شعله آتش فروغ
بی غم لعلت نمی خواهم رگی در تن بود
شهره دهرست مجنون در ملامت لاجرم
هر که باشد مبتلای چون تویی چون من بود
سوی گلشن باغبان بیهوده تکلیفم مکن
کی مرا دور از سر کویش سر گلشن بود
از فضولی کاش نگذارد نشان سودای دوست
تا به کی آماج تیر طعنه دشمن بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق و درد فراق سخن میگوید. او هر لحظه از تیر عشق معشوق به قلبش آسیب میبیند و خود را بیپناه و دلشکسته توصیف میکند. بیمعشوقی برای او مانند بیسوزی شمع است و غم او باعث نشسته و آرامش نمیشود. همچنین، شاعر به وضعیت افسردهاش اشاره میکند که در ملامت و عذاب عشق گرفتار است و خواستهاش این است که از عشق به معشوق بنویسد تا این تیرهای طعنه دشمن را تحمل کند. در نهایت، از باغبان درخواست میکند که او را از دوری معشوق دور نکند، زیرا زندگیاش بدون او معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه که تیر تو به سینهی من میزند، مانند صد روزنه در زره است. حتی اگر سینهام از آهن هم بود و دچار زخم میشد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از عشق و ارادتش به معشوق صحبت میکند. او میگوید که اگر سرش را بر زمین بگذارد و سجده کند، این کار را با شکرگزاری مداوم انجام میدهد. او آرزو دارد که حتی پس از مرگ هم سرش در همان مکان (یعنی در نزد معشوق) دفن شود. این بیان نشاندهندهی تعهد عمیق و عشق بیپایان او به معشوق است.
هوش مصنوعی: بدون تو ای زندگی، گریهام هیچگاه آرام نمیگیرد. شمع هم مانند من نیست؛ او تنها به خاطر مرگش اشک میریزد.
هوش مصنوعی: شمع بدون شعلهاش بیفایده است و من هم نمیخواهم زندگیام بدون خوشی و عشق تو باشد. زندگی باید رنگ و انرژی داشته باشد، مثل رگهایی که در تن آدم جریان دارند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، مجنون به عنوان یک شخصیت معروف در نظر گرفته شده و بیتردید هر کسی که مانند تو و من به عشق گرفتار باشد، به سرنوشت مشابهی دچار خواهد شد و مورد سرزنش قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: لطفاً از من نخواه که در این شرایط، به نوعی وظیفهای را بر عهدهام بگذاری. زیرا برای من، دور از محلی که محبوبم در آن است، هیچ چیزی شیرین و خوشبو مثل گلستان نیست.
هوش مصنوعی: کاش فضولی مانع از این شود که نشانهی عشق به دوست به دیگران برسد، زیرا تا کی باید هدف تیرهای طعنه و کنایهی دشمنان قرار بگیرم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سایه این خرگه نیلی کرا مامن بود
یا در این دنیا کجا آسایش یک تن بود
گردش گردون هزاران خاندان باد داد
نه همین بد مهری اش با تست یا با من بود
چشم عبرت برگشا و طاق کسری را ببین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.