عشق حیران بتان سیمبر دارد مرا
چون بت از حالی که دارم بی خبر دارد مرا
مردم چشم تو دارد فکر صد آزار دل
هر چه بر دل می رساند در نظر دارد مرا
نیست از مهر این که خونم را نمی ریزد فلک
از برای روزگاری زین بتر دارد مرا
ساقیا سرمستیم از نشأه جام تو نیست
اینچنین دیوانه سودای دگر دارد مرا
بر رهش بنشسته ام چون کودکان چابک سوار
در رسد با جلوه و از خاک بر دارد مرا
در روم در خانه بندم درش را چون حباب
تا بکی چون باد دوران در بدر دارد مرا
همچو جام می فضولی چون نریزم اشک آل
آرزوی لعل او خونین جگر دارد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به محبوبش میپردازد. او میگوید که عشق به معشوق او را به شدت مجذوب کرده و از حال او بیخبر است. در عین حال، عشق او باعث آزار دلش شده و هر لحظه تصورات دردناکتری را به او انتقال میدهد. شاعر تأکید میکند که با وجود این آزارها، قدرت عشق او کم نشده و او همچنان به یاد محبوبش است. او خود را مانند کودکی میبیند که به سوی معشوق میدود و به سرمستی اشاره میکند که ناشی از عشق و یاد محبوبش است. در پایان، او به اشکها و دردهای ناشی از آرزوی معشوق اشاره میکند که همانند جرعهای از شراب میتواند قوی و عمیق باشد.
هوش مصنوعی: عشق من به معشوقان زیبا و جذاب، مرا به حیرت واداشته است. به گونهای که خود معشوق نیز از حال و وضعیت من درخود بیخبر است.
هوش مصنوعی: مردم به چشمان تو توجه دارند و فکر میکنند که دل من را میآزارد. هر چیزی که بر دل من میگذرد، در نظر آنها آمده است.
هوش مصنوعی: فلک به خاطر محبت و عشق، خون من را نمیریزد، اما برای زمانی که از این بدتر برای من پیش خواهد آمد، نگرانتر است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، حالت مستی که از نوشیدن جام تو به وجود آمده، این نیست که دیوانهوار به چیزی دیگر فکر کنم. دل من برای چیز دیگری شیدا شده است.
هوش مصنوعی: در راه او نشستهام مانند کودکانی که با شتاب و نشاط سوارکارند؛ وقتی که با زیبایی و جلوهای خاص نزدیک میشود، مرا از زمین برمیدارد.
هوش مصنوعی: در روم، در خانهام را میبندم و مانند حباب، در برابر وزش باد، درگیر مشکلات و چالشها هستم. نمیدانم تا کی باید این وضعیت را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: اگر مانند جام می در حالت فضولی باشم و اشک آرزویم را نریزم، دل من از درد عشق او به خون می نشیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر چه جا در دیده آن نور نظر دارد مرا
شوق چون خورشید تابان دربدر دارد مرا
نیست از کوتاهی پرواز برجا ماندنم
تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا
بس که دارم انفعال از بی وجودی های خویش
[...]
تا نگاه دلفریبش در نظر دارد مرا
ز آرزوی هر دو عالم بیخبر دارد مرا
گاه در اوج ترقی گاه در عین زوال
ذرهپرور مهر رویش در نظر دارد مرا
من نمیدانم چه بد کردم که بخت واژگون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.