ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم ترا
تا نکردم مست کی راز نهان گویم ترا
بس که از حیرت بود هر لحظه ام حال دگر
حیرتی دارم که حال خود چه سان گویم ترا
کی توانم گفت حوری در لطافت یا ملک
هر چه نتوان دید چون باشد که آن گویم ترا
ساعتی بر چشمه چشمم نمی گیری قرار
زین روش می زیبد ار سرو روان گویم ترا
الفت جان را ثباتی نیست می ترسم ز هجر
جان من از دل نمی آید که جان گویم ترا
شمع من یاد تو تنها نیست دور از طعنه
می کنم ذکر بتان تا در میان گویم ترا
تا ز گردون نگذرد شبها فضولی ناله ات
سگ به از من گر سگ آن دلستان گویم ترا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی میگوید که نوشیدنیای به او بدهد تا بتواند احساسات درونیاش را بیان کند. او از حیرت و سردرگمی خودش میگوید و نمیداند چگونه میتواند زیباییها را توصیف کند. شاعر به زیبایی حوریها و ملائک اشاره میکند و در ادامه به عشقی اشاره دارد که ثبات و ماندگاری ندارد و او از جدایی میترسد. همچنین، او بیان میکند که یاد معشوقش همیشه با اوست و بدون توهین به دیگران، در تلاش است تا عشقش را در کلمات بیان کند. در نهایت، به نالههای بیپایانش اشاره میکند و میگوید حتی سگ هم بهتر از اوست اگر بتواند عشق او را توصیف کند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم میریزی تا بتوانم چیزی از دل خودم بگویم. تا زمانی که مست نشدهام، نمیتوانم رازهایم را با تو در میان بگذارم.
هوش مصنوعی: هر لحظه به قدری در شگفتی هستم که اکنون دچار نوعی دیگر از حیرت شدهام و نمیدانم چگونه وضعیت خود را برای تو توضیح دهم.
هوش مصنوعی: کی میتوانم بگویم که حوری در لطافت چگونه است یا اینکه ملک چگونه است، وقتی نمیتوانم اینها را به تو بیان کنم.
هوش مصنوعی: برای مدتی نمیتوانی بر چشمانم آرام بگیرید، از این روش زندگی، اگر میخواهم تو را به زیبایی سروهای خوش قد و قامت تعبیر کنم.
هوش مصنوعی: محبت به جانم پایدار نیست و از جدایی تو میترسم، زیرا این احساس در درونم نمیتواند به زبان بیاید که بگویم چقدر دوستت دارم.
هوش مصنوعی: شمع من فقط به یاد تو روشن نیست، من به دور از هر طعنه و زخم زبانی، نام محبوبان دیگر را میبرم تا در میان صحبتهایم، یاد تو را هم بکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دنیا و شبهایش ادامه دارد، ناله و زاری تو به من مراجعه بیشتری دارد، حتی اگر آن سگ هم باشد که به دلی خوش و زیبا اشاره میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا
خواهم از جان خوشتری باشد، که آن گویم ترا
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن تست؟
هم تو خود فرماکه: چونی، تا چنان گویم ترا
جان من، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.