ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
شود سرکش ز پا افتادگان را دست کم گیرد
قدم تا چند از بار غم آن سرو خم باشد
دلم تا کی ز دست بی کسی دامان غم گیرد
ندیدم گرم خونی جز حنا کز روی یک رنگی
دم خونریزم آرد رحم دست آن صنم گیرد
ملایک در فلک گریند مردم در زمین بر من
چو عالم را فغانم با صدای زیر و بم دارد
بگردون سیل اشکم می رسد هاله مبند ای مه
که کس در رهگذار سیل خونی خانه کم گیرد
طبیبا داغ تدبیر من آن به کم نهی بر دل
نپنداری که عاشق را دل از ذوق الم گیرد
فضولی را میسر نیست ذوق دولت وصلت
همان به الفتی در کنج تنهایی به غم گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج خود میگوید و احساس میکند که ماه و زمان بر او ظلم میکند. او به تنهایی و غم خود اشاره میکند و از این که دیگران بر درد او نمیدانند، نالان است. شاعر به روابط عاشقانه و تبعات آن در زندگیاش میپردازد و از اشکها و غمهایش صحبت میکند. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که عشق و وصال برای او دست نیافتنی است و در تنهایی خود به غم میپردازد. در کل، شعر به بیان عواطف عمیق و اندوه عاشقانه پرداخته و نشان دهنده غم و تنهایی شاعر است.
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که آن ماه (عزیز) اینطور با ستمگری رفتار کند و به بیپایگان و سقوطکردهها بیتوجهی کند.
هوش مصنوعی: چقدر باید به خاطر غم آن دختر زیبا ناراحت باشم؟ دلم تا کی باید به خاطر تنهایی و افسردگیام غرق در درد باشد؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که جز رنگ حنا (که نماد تناسب و زیبایی است) هیچ چیز دیگری را نمیبیند که به اندازه آن دلی را به تپش درآورد. او از یک رنگی و هماهنگی حنا سخن میگوید و میافزاید که دست آن معشوق میتواند به او رحم کند و احساساتی عمیق را در او به وجود آورد. به نوعی، شاعر در این ابیات بیانگر تحسین و عشق به معشوق خود است.
هوش مصنوعی: فرشتگان در آسمان میگریند و مردم بر زمین به خاطر من ناله میکنند؛ چون در دل عالم فریادی با آهنگهای مختلف وجود دارد.
هوش مصنوعی: دلم از شدت احساسات پر شده و اشکام به قدری زیاد است که میتواند جاری شود. ای ماه، در این حالتی که دارم، حوصلهام را سر نبر. زیرا در این مسیر پر درد و رنج، کسی نمیتواند خونی که به خانهام آمده را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: ای پزشک، خوب است که در تدبیر و درمان من کوششی کنی، اما نمیدانی که دل عاشق از طعم آلام و دردها زخمزده و ملول میشود.
هوش مصنوعی: فضولها و کنجکاوان نمیتوانند شادی و زیبایی عشق را درک کنند. بهتر است که در سکوت و تنهایی، با غم و اندوه خود کنار بیایند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
زهر در میدهم پندش ولیکن در نمیکیرد
غشقدان را سر آن خاتون زمانی برنمیکیرد
که کیتی بوی مشک و لادن وعنبر نمیکیرد
نماید طیلسان در پرده سالوسی ولی نشکفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.