که یارب این روش آموخت در شفق بهلال
که کرد یکجهتی و گرفت دامن آل
درین طریقه احسن به اندک ایامی
بسان دولت آل علی گرفت کمال
زهی امام مبین و مقتدای انس و ملک
که درگهش همه را هست قبله آمال
کسی که سایه آل علی پناهش نیست
گر آفتاب بود روی می نهد بزوال
شهی که طوق غلامیش می دهد همه را
امان بروز جزا از سلاسل اغلال
بظل عالی او هر که التجا نبرد
چو سایه می شود از پست همتی پامال
حمایتش ز ره عدل می تواند بست
ره مزاحمت شمع بر نسیم شمال
مهابتش ز سر قهر می تواند کرد
رسن بگردن رستم ز تار معجر زال
شها تویی که درین جلوه گه جمیله کون
بقصد عقد ولای تو کرد عرض جمال
جمال شاهد اقبال را پی زیور
ز داغ بندگی تو نهاد گردون خال
ز باطن تو هر آیینه کس نیافت وقوف
بظاهر تو جز آیینه کس ندید مثال
تویی که گر مدد از همت تو خواهد کس
برای رونق هر کار حل هر اشکال
گره کشایی هر کاری می تواند کرد
بسان غنچه گلزار دولت اقبال
امیر زاده علی ولی شعار که هست
وقوف او همه مشکلات را احلال
مه سپهر اصالت سپهر فضل و هنر
سر آمد همه مردم فرشته اخصال
یگانه که بکار دو کون داده رواج
به اهتمام صفای ضمیر و حسن فعال
سلوک او شده احمام شرع را قانون
مشخص است ز اطوار او حرام و حلال
ز روی رای بکاری که می کند رغبت
زمانه کیست در انجام آن کند اهمال
بنزد رای منیرش که واقف حال است
در احتیاج کسی را چه سوال
زبان خامه حاضر جواب او کرده
بفهم حال دل اهل سؤال را همه لال
ایا سپهر سخاوت همای اوج شرف
که ذکر نام شریف مبارکست بفال
ز بوستان هنر تا بنای آب و گلست
نخواسته چو تو گلبن نرسته چون تو نهال
دری ندیده بلطف تو بحر اصل نسب
گلی ندیده برنگ تو باغ جاه و جلال
چنین که از اثر لطف طبع حسن مزاج
خطور نیت بد بر ضمیر تست محال
تو هر چه می گذرانی بدل سزد که ملک
ثواب ثبت کند بر جریده اعمال
بهر دعا که کنی می کند ز نیت پاک
بر آسمان نرسیده اجابت استقبال
رضای خالق و مخلوق داردت دایم
پی تواضع و طاعت خمیده قد چو هلال
بدین سبب که تویی کم کسیست در عالم
بدین روش که تویی زود می رسی بکمال
رفیع منزلتا ان تویی که شاه نجف
گزید ذات ترا از نظایر و امثال
تمیز اهل فضیلت بعهده تو فکند
که هر که هست کند بر تو عرض استهلال
منم که بلبل بستان مدح منقبتم
خزانه دلم از نقد مدح مالامال
جز این شعار ندارم که در مناقت شاه
کنم نثار در نظم و صرف نقد مقال
بدین وسیله مرا نیز می تواند بود
که گاه گاه فتد بهر عرض حال مجال
امیدوار برانم که بهر مدح علی
دهی بلطف فراغم ز سایر اشغال
یمین بشاه نجف یاد کرده ام صد بار
که از نجف نشوم مایل یمین و شمال
بد آن امید که بعد مرور مدت عمر
رسد چو مرگ دهم خاک را بحال وصال
اگر نه لطف تو یاری کند درین منزل
اقامت من آواره هست امر محال
روا مدار که مرغ روان من زین ملک
بعزم سیر دیار دگر گشاید بال
دران دیار کشد آرزو مرا و کشد
مشقت از پی نقلم ملایک نقال
امید هست که از شرح خاکساری ما
نیابد آیینه خاطر تو گرد ملال
امید هست که تا هست در فضای وجود
مدار دایره گفت و گو بدین منوال
فضولی از تو همه مژده عطا شنود
تو هم ازو همه مدح ثنای حیدر و آل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر مدح و ستایش علی بن ابیطالب (ع) و خاندان اوست. شاعر درباره مقام و منزلت والای امام علی (ع) سخن میگوید و او را پیشوای انسانها و الگوی کمال و فضیلت معرفی میکند. وی بر این باور است که تدبیر و هدایتهای علی (ع) به حل مشکلات و راهنمایی نیازمندان کمک میکند. شاعر همچنین به صفات نیک و ویژگیهای اخلاقی علی (ع) اشاره میکند و حکایت از سهم او در تحقق عدالت و حکمت در زندگی مردم دارد. در پایان، شاعر خود را به عنوان محبتپیشهای که در مدح علی (ع) سخن میگوید، معرفی میکند و امید دارد که در این مسیر و توسل به علی (ع) به کمال و رشد دست یابد.
هوش مصنوعی: ای کاش به من بگویند، که چه چیزی در سپیدهدم به ماه یاد داده که چگونه به یک سمت برود و دامن ستارهها را بگیرد.
هوش مصنوعی: در این راه، به سرعت و با تلاش کم میتوان به کمالی دست یافت که شبیه به حالت و موقعیت خاندان علی (علیهالسلام) است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن امام روشن و پیشوای انسانها و فرشتگان که درگاه او، محلی است برای همه آرزوها و خواستهها.
هوش مصنوعی: کسی که نیازی به حمایت و پناه آل علی ندارد، حتی اگر درخشان و مانند آفتاب باشد، سرانجام به زوال و نابودی میرسد.
هوش مصنوعی: شاهی که با لطف و محبت خود به غلامانش میپردازد، به همه نجات و رهایی میبخشد و آنان را از زنجیر و محدودیتها آزاد میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که به رحمت و لطف او پناه نبرد، همچون سایهای میشود که زیر پای کسانی با اراده و نیککامی زیر پا مانده و نابود میشود.
هوش مصنوعی: حمایت او از راه عدالت میتواند مسیر مزاحمت شمع را در برابر نسیم شمال قطع کند.
هوش مصنوعی: جلال و قدرت او میتواند به قدری باشد که حتی گرهای که به گردن رستم میافتد، به سادگی باز شود و زال با موهایش مانند پردهای در مقابل او قرار گیرد.
هوش مصنوعی: ای جان تویی که در این مکان زیبا، با هدف برقراری پیوندی عاشقانه و وفادار، زیباییات را به نمایش گذاشتی.
هوش مصنوعی: زیبایی محبوبی که در اوج خوشبختی است، بر اثر عشق و دلدادگی به تو، نقش و نگاری زیبا بر چهره سرنوشت گذاشته است.
هوش مصنوعی: از درون تو هیچکس پی به باطن تو نبرده و جز آینه، هیچکس ظاهر تو را ندیده است.
هوش مصنوعی: تو آنی که اگر کسی بخواهد برای رونق هر کار و حل هر مشکلی به یاری تو نیاز داشته باشد، به کمک تو میتواند اعتماد کند.
هوش مصنوعی: گشایش و حل مشکلات هر کسی میتواند انجام دهد، مانند شکوفهای که در باغ شادی و خوشبختی رشد میکند.
هوش مصنوعی: امیرزاده علی ولی شعاری است که اهل علم و معرفت است و او به خوبی از تمام مشکلات آگاه است و راهحلهایی برای آنها دارد.
هوش مصنوعی: ماه در آسمان نمایانگر اصالت و برتری در علم و هنر است و اکنون برتری و فضیلت همه مردم به او جلب شده است.
هوش مصنوعی: تنها کسی که به تلاش و کوشش، به پاکی باطن و نیکی رفتار اهمیت داده است، زندگی را رونق بخشیده است.
هوش مصنوعی: رفتار و سلوک او به گونهای است که شرایط قانونی شریعت را روشن میکند؛ بر اساس ویژگیهای او، چیزهایی مشخص میشوند که حرام و حلال هستند.
هوش مصنوعی: به این معنی که اگر بر اساس برنامهای که داری کار کنی، نباید منتظر دیگران باشی که آیا آنها در انجام آن کار تأخیری خواهند داشت یا نه. باید خودت به کار ادامه دهی و به شوق و اشتیاق خودت پایبند باشی.
هوش مصنوعی: به نزد عقل و دانش روشن او برو که از حال دیگران باخبر است. در وضعیت نیاز کسی چه لزومی به سوال کردن وجود دارد؟
هوش مصنوعی: قلم به خوبی میتواند به سوالات پاسخ دهد و حال و احوال افرادی را که سؤال میکنند، به وضوح بیان کند، در حالی که خود آنها از بیان احساساتشان ناتوانند.
هوش مصنوعی: آیا آسمان بخشندگی، نشانهی اوج کرامت و عزت است که ذکر نام پربرکتش به فال نیک میآید؟
هوش مصنوعی: از باغ هنر تا ساختار جسم و روح، مانند تو گل نروئیده و همچون تو نهالی نمیرسد.
هوش مصنوعی: هرگز دریا را مهربانی تو ندیده است و گل، اصل و نسب خود را به رنگ زیبای تو نشناخته است؛ زیرا باغی که پر از عظمت و شکوه است، به لطف وجود تو به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: نگران نباش، وقتی که طبیعت خوب و خوبخواهی در وجودت وجود دارد، نمیتوانی به افکار منفی و بد فکر کنی.
هوش مصنوعی: هرچه سختی و مشقت را تحمل میکنی، شایسته است که پاداش آن در دفتر اعمال تو ثبت شود.
هوش مصنوعی: هر دعا که با نیت خالص و پاک انجام شود، به جای اینکه در آسمان متوقف بماند، مورد توجه قرار میگیرد و پذیرفته میشود.
هوش مصنوعی: خوشنودی خداوند و بندگان او همیشه با توست، پس همیشه فروتن و مطیع باش، مانند هلال که با نرمی و لطافت خمیده است.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه تو به گونهای خاص و ویژه هستی، افرادی مانند تو در دنیا کم هستند و به همین خاطر به سرعت به کمال و اهداف خود میرسی.
هوش مصنوعی: تو بلندمرتبهای و منزلت والایی داری، زیرا که خودت را در میان بزرگان و یکتایان چون شاه نجف انتخاب کردهای.
هوش مصنوعی: عمل خوب و فضیلت را به عهده تو گذاشتهاند، زیرا هرکس برای تو پیام تبریک و خواستههایش را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: من بلبل باغم و صدای مدح و ستایشم در دل به اندازهای ثروتمند است که پر از نتایج و تحسینهاست.
هوش مصنوعی: من چیزی جز این ادعا ندارم که برای عشق به شاه، خود را فدا کنم و در شعر و گفتار خود، از اصل و محتوای سخن بهره بگیرم.
هوش مصنوعی: به این ترتیب، گاهی اوقات میتوانم نظرم را درباره وضعیت فعلی خود بیان کنم.
هوش مصنوعی: امید دارم که به خاطر ستایش علی، با مهربانی به من کمک کنی تا از سایر مشغلهها آزاد شوم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به یادآوری و ارادت خود به شخصیتهای بزرگ و مقدس اشاره میکند و تأکید میکند که هرگز از مسیر راست و درستی که به آن اعتقاد دارد، منحرف نخواهد شد. او در واقع بیان میکند که در تصمیمات و جهتگیریهای زندگیاش، همواره ثابتقدم و یکپارچه خواهد ماند و اجازه نخواهد داد که وسوسهها یا تغییرات او را از هدف و هدایت اصلیاش دور کنند.
هوش مصنوعی: امید به زندگی بعد از گذشت زمان، زمانی بیهوده است، زیرا با آمدن مرگ، خاک همه چیز را به هم میریزد و به شرایط وصال نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگر مهربانی تو کمک نکند، در اینجا که هستم، در این زندگی سرگردان و بیپناه خواهم بود.
هوش مصنوعی: اجازه نده که پرندهٔ آزاد من از این سرزمین پرواز کند و عازم جایی دیگر شود.
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، آرزوهایم مرا به سمت خود میکشد و دردسرها و سختیها به دنبال من میآید، مانند فرشتگانی که داستانها را روایت میکنند.
هوش مصنوعی: امید داریم که توضیحات ما در مورد خضوع و فروتنیمان، باعث نشود که در دل تو حس ناامیدی و غم به وجود بیاید.
هوش مصنوعی: امیدوارم تا زمانی که در این جهان هستیم، گفت و گوهای ما به همین شکل ادامه داشته باشد.
هوش مصنوعی: فضولی از تو خبرهای خوبی را دریافت میکند و تو نیز از او همواره تعریف و ستایش حضرت علی و فرزندان او را میشنوی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال
تو را که میشنوی طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال؟
شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی
[...]
به سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال
چهارشنبه و سه روز باقی از شوّال
بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم
سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال
ستوروار بدینسان گذاشتم همه عمر
[...]
اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
مرا ببین که ببینی کمال را بکمال
من آن کسم که بمن تا بحشر فخر کند
هر آنکه بر سر یک بیت من نویسد قال
همه کس از قبل نیستی فغان دارند
[...]
همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
چو یار من نبود وین حدیث بود محال
من آنچه دعوی کردم محال بود و نبود
از آنکه چشم من او را ندیده بود همال
ز نیکویی که به چشم من آمدی همه وقت
[...]
ز نور قبۀ زرین آینه تمثال
زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال
فروغ چتر سپهری بیک درخشیدن
بسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال
درر چو لاله شود لعل در دهان صدف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.