گنجور

 
فروغی بسطامی
 

گر هلاک من است عنوانش

سر نپیچم ز خط فرمانش

مرد میدان عشق دانی کیست

آن که اندیشه نیست از جانش

کس به میدان عشق روی نکرد

که نکردند تیربارانش

آرزومند مجلس سلطان

صبر باید به جور درمانش

هیچ تیغی جدا نگرداند

دست امید من ز دامانش

مردم از فتنه ایمنی جویند

من و آشوب چشم فتانش

زاهد و گیسوان حورالعین

من و زلفین عنبرافشانش

تشنهٔ لعل او کجا باشد

التفاتی به آب حیوانش

که داری سر مسلمانی

بگذر از چشم نامسلمانش

هست درمان برای هر دردی

من و دردی که نیست درمانش

واقف از حالت فروغی کیست

آن که افتد ز چشم جانانش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

م داداشی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۴ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۴ نوشته:

در بیت سوم از انتها، مصرع اول باید اینطور باشد: ای که داری سر مسلمانی

 

م. در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۵ نوشته:

نظر کامنت‌گذار قبلی تایید می‌شود. لطفا اصلاح بفرمایید.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.