گنجور

 
فروغی بسطامی
 

مستان بزم عشق شرابی نداشتند

در عین بی خودی می نابی نداشتند

هرگز به غیر خون دل و پارهٔ جگر

شوریدگان شراب و کبابی نداشتند

قربان قاتلی که شهیدان عشق او

جز آب تیغ حسرت آبی نداشتند

با قاتل از غرور ندارد سر حساب

با کشتگان عشق حسابی نداشتند

قومی به فیض پیر خرابات کی رسند

کز جام باده حال خرابی نداشتند

آنان که داغ و درد تو بردند زیر خاک

خوف جحیم و بیم عذابی نداشتند

تمکین حسن بین که به کوی تو اهل عشق

بعد از سؤال چشم جوابی نداشتند

ز آشفتگی به حلقهٔ جمعی رسیده‌ام

کز حلقه‌های زلف تو تابی نداشتند

تا چشم بند مردم صاحب نظر شدی

شب ها ز سحر چشم تو خوابی نداشتند

در مکتب محبت آن مه فروغیا

الا کتاب مهر کتابی نداشتند

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

م داداشی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۶ نوشته:

سلام. ابتدای مصرع اول و دوم در بیت چهارم به جای "با" باید "یا" قرار بگیرد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سید محسن در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

با عرض ادب خدمت م-داداشی---بیت چهارم پیشنهاد ایشان درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.