لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
فروغی بسطامی

هر که افتادهٔ آن جنبش قامت باشد

برنخیزد اگر آشوب قیامت باشد

یار اگر قاتل صاحب نظران خواهد بود

حیف از آن کشته که چشمش به غرامت باشد

کار هر کس که بر آن ترک کمان‌دار افتاد

باید از جان هدف تیر ملامت باشد

تا ز خون چهره منقش نکنی لاف مزن

عاشق آن است که دارای علامت باشد

ما که بستیم به دل نقش قد موزونش

گو مؤذن ز پی بستن قامت باشد

در همه عمر به جز عشق نکردم کاری

آه اگر حاصل این کار ندامت باشد

عهد کردم که به سر چشمهٔ کوثر نروم

گر به پای خم می جای اقامت باشد

کی توان باده ننوشید در ایام بهار

گر قدح ریخت سر شیشه سلامت باشد

نشود صدرنشین در می‌خانهٔ عشق

آن که شایستهٔ محراب امامت باشد

هر چه گشتیم فروغی به جز از سایه حق

کس ندیدیم که خورشید کرامت باشد

دادگر داور بخشنده ملک ناصردین

که فلک پیرو او تا به قیامت باشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اوحدی

تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد

ناله و زاری من بر در و بامت باشد

در قیامت همه را چشم بسویی و مرا

چشم سوی تو و گوشم به سلامت باشد

وصل روی تو جهانی ز خدا میخواهند

[...]

ابن یمین

روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسد

و اندرو وجه معاشی بنظامت باشد

دیو را طبع تو مزدوری بیمزد کند

گر زیادت طلبی زانچه تمامت باشد

صحت و وجه معاشی و ز کس بیمی نه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
رضاقلی خان هدایت

مرد آزاده به گیتی نکند میل سه کار

تا همه عمر ز آفت به سلامت باشد

زن نگیرد اگرش دختر قیصر بدهند

وام نستاند اگر وعده قیامت باشد

نرود بر درِ ارباب سخا بهر طمع

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه