گنجور

 
ابن یمین

روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسد

و اندرو وجه معاشی بنظامت باشد

دیو را طبع تو مزدوری بیمزد کند

گر زیادت طلبی زانچه تمامت باشد

صحت و وجه معاشی و ز کس بیمی نه

اینسعادت بس اگر زانکه مدامت باشد

زهد راهی بود و شیوه رندی راهی

زین دو بنگر که بدل میل کدامت باشد

مرسان غم بدل هیچکس و شاد بزی

عقل باید که همه جای امامت باشد

آب انگور نکو خور که مباحست و حلال

آب زمزم نخوری بد که حرامت باشد

اگرت سیرت از اینسان بود ای ابن یمین

چشمه آب خضر جرعه جامت باشد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اوحدی

تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد

ناله و زاری من بر در و بامت باشد

در قیامت همه را چشم بسویی و مرا

چشم سوی تو و گوشم به سلامت باشد

وصل روی تو جهانی ز خدا میخواهند

[...]

ابن یمین

مرد آزاده بگیتی نکند میل دو چیز

تا همه عمر وجودش بسلامت باشد

زن نخواهد اگرش دختر قیصر بدهند

وام نستاند اگر وعده قیامت باشد

فروغی بسطامی

هر که افتادهٔ آن جنبش قامت باشد

برنخیزد اگر آشوب قیامت باشد

یار اگر قاتل صاحب نظران خواهد بود

حیف از آن کشته که چشمش به غرامت باشد

کار هر کس که بر آن ترک کمان‌دار افتاد

[...]

رضاقلی خان هدایت

مرد آزاده به گیتی نکند میل سه کار

تا همه عمر ز آفت به سلامت باشد

زن نگیرد اگرش دختر قیصر بدهند

وام نستاند اگر وعده قیامت باشد

نرود بر درِ ارباب سخا بهر طمع

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه