گنجور

شمارهٔ ۳۸

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

توئی به جای دو جدت سر جهان را تاج

سزد که از رؤسای جهان ستانی باج

ز چه برآ و جهان را چو آب روشن کن

به روشنائی روشن‏تر از شب معراج

برآی تو ز تو گیرد چراغ عقل فروغ

برآی تا ز تو یابد متاع شرع رواج‏

برآی تا به حضور تو مرده زنده شود

برآی تا به ظهورت شود هبا وهاج‏

سری به ما بکش و کار ما به سامان کن

ز علم خویش رسان درد جهل ما به علاج

برآ که بی تو شبم همچو روز رستاخیز

سیاه بی تو نهارم چو ظلمت شب داج

فتاد در دل فیض اشتیاق چون تو شهی

کمینه بنده خاک در تو بودی کاج



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.